به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از ایرنا
روابط ایران و آمریکا در یکی از حساسترین و پرتنشترین مقاطع سالهای اخیر قرار گرفتهاست. آرایش نظامی گسترده آمریکا در اطراف ایران از ناو هواپیمابر و جنگندهها تا سامانههای پدافندی به گونهای چیده شده که این تهدید را فارغ از هدف اصلی تهدید کننده، از نظر نظامی کاملاً واقعی و عملیاتی نشان میدهد.
نگاهی به گزارشهای خبری رسانههای غربی نشان میدهد که یک جمله در تمامی آنها کم و بیش با ادبیاتی متفاوت تکرار شده است: «همزمان با ورود گروه ضربت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به حوزه مسئولیت فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، تنش میان ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای تازه و بیسابقه شده است.»
ارتش آمریکا علاوه بر این ناو هواپیمابر و ناوشکنهای همراه آن که به موشکهای کروز «تاماهاوک» مجهز هستند، دهها فروند جنگنده اف-۱۵ و اف-۳۵، هواپیماهای سوخترسان و سامانههای پدافندی پاتریوت و تاد را به پایگاههای خود در خاورمیانه و مدیترانه منتقل کرده است.
در چند روز اخیر، مقامهای نظامی آمریکا اعلام کردهاند که این نیروها در صورت صدور دستور از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور در بازه زمانی یک تا دو روز قادر به آغاز عملیات نظامی خواهند بود. همزمان گزارشهای متعدد نشان میدهد که روند استقرار کامل این تجهیزات، حداقل یک هفته زمان میبرد و هدف آن، فراهمکردن طیف وسیعی از گزینههای نظامی برای کاخ سفید است.
جنجال رسانهای پیرامون اعزام ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به منطقه در افکار عمومی داخل ایران نیز تاثیر خود را گذاشته و این موضوع یکی از پرشمارترین پرسش های مطرح شده در نشست خبری روز دوشنبه ۶ بهمن ماه از سخنگوی وزارت خارجه بود. «اسماعیل بقائی» در پاسخ به این پرسش که رئیسجمهور آمریکا اعلام کرده که یک ناوگان بزرگ دریایی آمریکا در مسیر ایران قرار گرفته، ایران چطور به آن چیزی که به نظر یک تهدید میآید واکنش نشان خواهد داد، گفت: «ورود فلان ناو قرار نیست در اراده و جدیت ایران برای دفاع جانانه از کیان کشور اثر بگذارد. ما هم اراده این را داریم و هم توانمندی کامل برای دفاع از ایران به پشتوانه مردممان و به پشتوانه تجربیاتی که در این چند دهه کسب کردهایم. لذا نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با دقت هر تحرکی و هر تحولی را رصد میکنند و همزمان از هیچ ثانیهای برای ارتقای توانمندیهای خود در جهت صیانت از حاکمیت، عزت و امنیت ملی ایران نمیگذرانند.»
دونالد ترامپ: دیپلماسی روی میز است اما گزینه حمله منتفی نیست
رئیس جمهور آمریکا در گفتوگو با پایگاه خبری-تحلیلی «اکسیوس» ادعا کرده که با وجود اعزام «یک نیروی عظیم» به نزدیکی ایران، دیپلماسی همچنان روی میز قرار دارد. به ادعای سکاندار کاخ سفید، وضعیت در قبال ایران «پیوسته در حال تغییر» است و تهران خواهان دستیابی به توافق با واشنگتن است.
دونالد ترامپ در راستای بازی رسانه ای و روانی که پیرامون ایران به راه انداخته مدعی شده که ایران بارها برای مذاکره تماس گرفته و به دنبال «معامله» است. همزمان، یک مقام ارشد کاخ سفید نیز گفته که اگر ایران مایل به تماس باشد، ایالات متحده آماده تعامل خواهد بود، هرچند شروط آمریکا برای گفتوگو روشن است.
با این حال، مقامهای آمریکایی همچنان و هنوز ادبیات موضعگیری خود را به گونهای تنظیم میکنند که گویای باقی ماندن گزینه نظامی بر روی میز باشد.
در بخش هایی از گزارش اکسیوس درباره آخرین وضعیت پرونده ایران بر روی میز کاخ سفید آمده است: برخی از اعضای تندروتر در حلقه اول نزدیک به ترامپ، او را تشویق کردهاند تا خط قرمز خود را پس از وعده داده شده برای کمک به معترضان در ایران، به اجرا درآورد.
همزمان دیگرانی هم در این حلقه قرار دارند که به دنبال رسیدن به پاسخ این پرسش هستند که حمله گسترده به ایران چه دستاوردی برای ایالات متحده خواهد داشت. این چهرهها معتقدند که وزارت خارجه ایالات متحده باید از موقعیت فعلی برای اعمال فشار بر ایران به منظور پذیرش توافق مدنظر ترامپ استفاده کند.
دعوت به مذاکره همزمان با جنگ و یا تهدید به جنگ، سیاستی است که دولت ترامپ در چندماه اخیر در مقابل ایران بارها امتحان کرده است. برهمین اساس اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه شرایط پیرامون ایران جنگی به نظر میرسد، آیا وزارت خارجه مذاکرات رسمی و غیررسمی با آمریکا در خصوص احتمال حمله یا جلوگیری از حمله دارد یا خیر، گفت: «طرفی که میتوانید با آن وارد گفتوگو و مذاکره شوید، نباید به دنبال جنگ و تقابل باشد.»
بقائی با اشاره به اینکه موضع ما خیلی روشن است؛ افزود: «ما هیچ وقت از جنگ استقبال نکردهایم و هیچ وقت از دیپلماسی و مذاکره روگردان نبودهایم. این را در عمل نشان دادهایم. مردم ما واقعاً این را به عینه دیدهاند که حتی در شرایطی که خیلیها باور داشتند که احتمال نتیجهدادن مذاکره بسیار کم است، پنج دور مذاکراتی انجام شد. این را باید همیشه در گوشه ذهنمان داشته باشیم. طرفی که میز مذاکره را به هم زد و آن را به آتش کشید، طرف آمریکایی بود که با همدستی رژیم صهیونیستی این کار را انجام داد. بنابراین ما هم در دیپلماسی و مذاکره صداقت و جدیت داریم و هم در دفاع از خودمان جدی هستیم.»
«شروط» آمریکا برای توافق احتمالی
بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای غربی، دولت آمریکا برای هرگونه توافق با ایران شرطهایی فراتر از توافقهای پیشین مطرح کرده است. این شروط شامل توقف کامل غنیسازی اورانیوم، خارجکردن همه ذخایر اورانیوم غنیشده از ایران، بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی و بازرسان تسلیحاتی سازمان ملل، محدودیت شدید برنامه موشکی و پایان آنچه حمایت ایران از گروههای شبهنظامی منطقهای خوانده شده است.
مقامهای سیاسی و دیپلماتیک ایران تاکنون این گزارش های رسانه ای را تایید و یا تکذیب نکردهاند اما نگاهی به موضع گیری پیشین وزیر خارجه و سخنگوی وزارت خارجه درباره مفاد هر گونه توافق احتمالی با ایران نشان میدهد که از نگاه تهران تنها یک موضوع برای مذاکره بر روی میز قرار دارد و آنهم شفاف سازی درباره صلح آمیز بودن برنامه هستهای در مقابل رفع تحریم ها است.
در نتیجه همین سابقه خبری است که بسیاری از کارشناسان معتقدند آنچه دستیابی به توافق جدید و ظاهرا جامع میان ایران و آمریکا را سخت کرده، اصرار واشنگتن به مرتبط کردن موضوع هستهای به برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای ایران است.
لازم به ذکر است که آنچه در چندساعت اخیر به عنوان مشخص شدن شروط مذاکراتی امریکا برای ایران منتشر شده در حقیقت تفاوت چندانی با آنچه در پنج دور مذاکره غیرمستقیم میان ایران و ایالات متحده پیش از جنگ دوازده روزه و پس از آن در مسیر تلاش ایران برای جلوگیری از بازگشت قطعنامه های تحریمی شورای امنیت تحت عنوان فعالسازی مکانیسم اسنپ بک مطرح شد، ندارد.
گره کار در هر سه مقطع زمانی پیش از جنگ، پس از آن تا پیش از فعالسازی اسنپ بک و پس از بازگشت خودکار تحریم های شورای امنیت تا به امروز که ایران و آمریکا دوباره در آستانه جنگ دیگری قرار گرفته اند، یک نکته بوده و آنهم طرح شروط ناممکن از سوی تیم مذاکره کننده ترامپ است.
تلاش واسطه های متنوع و متعدد از کشورهای عربی منطقه تا سوئیس به عنوان کانال رسمی ارتباطی میان ایران و آمریکا در کنار تماس های گاه و بی گاه استیو ویتکاف، نماینده ویژه رئیس جمهور ایالات متحده با سیدعباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، زمانی در میدان تحولات معنا پیدا می کند که واشنگتن در رویکرد خود در تکرار مواضع حداکثری و دیکته متن توافق به تهران بازنگری کند.
از نگاه تهران آنچه تاکنون این تلاش های دیپلماتیک را ابتر گذاشته، یکجانبه گرایی امریکا در مسیری است که عنوان دیپلماسی را به آن داده اما عملا تفاوتی با تلاش برای تسلیم کردن ایران ندارد.
دونالد ترامپ ادعای تمایل به دیپلماسی در مواجه با پرونده ایران را تکرار می کند اما نوع رفتار دولت او در قبال ایران از فروردین ماه سال جاری تا به امروز گویای قرار دادن ایران در موقعیت انتخاب «توافق تحمیلی یا جنگ نظامی و اقتصادی» بوده است. این همان رویکردی است که مجال اعتماد حداقلی لازم به روند مذاکرات را از ایران گرفته و مسیر مذاکره برای رسیدن به توافق را در بن بست قرار داده است.
وزیر خارجه و سخنگوی وزارت خارجه ایران در چندماه اخیر بارها و به مناسب های متفاوت تاکید کرده اند که هرچند ایران متن توافق از پیش تعیین شده آمریکا را قبول ندارد اما ابتکارهایی را برای خروج مذاکرات از بن بست مدنظر داشته و دارد که با سیاست ترامپ مبنی بر رسیدن به توافقی یک طرفه به منزله برد برای امریکا و باخت برای ایران همخوان نیست.
نگرانی منطقه از حمله نظامی و تشدید درگیری میان ایران و آمریکا
در ۷۲ ساعت اخیر رسانه های نیویورکتایمز، واشنگتنپست و اکونومیست به نقل از مقامهای فعلی و پیشین آمریکایی و همچنین منابع منطقهای گزارش دادهاند که نگرانیها از حمله نظامی آمریکا به ایران افزایش یافته است. به گفته این منابع، چنین حملهای میتواند به چرخهای از اقدامات تلافیجویانه علیه پایگاههای آمریکا در سراسر خاورمیانه منجر شود و این پیامدهای منطقهای دقیقا نکتهای است که کشورهای منطقه را بخصوص در محدوده خلیج فارس و دریای عمان نگران کرده است.
برخی رسانههای غربی به نقل از منابع آگاه گزارش دادند که دولتهای عربی خلیج فارس نگراناند که هرگونه درگیری نظامی مستقیم میان ایران و آمریکا، جدا از پایگاههای آمریکا در خاک این کشورها، تاسیسات نفتی و زیرساختهای حیاتی در منطقه را هم به اهداف مشروع تبدیل کند، سناریویی که میتواند امنیت انرژی، اقتصاد و ثبات داخلی این کشورها را بهشدت تحت الشعاع قرار دهد. بر اساس این گزارشها، برخی از این کشورها بهطور غیرعلنی از واشنگتن خواستهاند در صورت تصمیم به حمله، دامنه عملیات محدود بماند تا از شعلهور شدن جنگی گسترده جلوگیری شود.
در همین رابطه نیویورکتایمز به نقل از منابع منطقهای ادعا کرده که برخی مقامهای وزارت خارجه ایران در هفتههای اخیر به همتایان خود در کشورهای حاشیه خلیج فارس و عراق هشدار دادهاند که در صورت استفاده آمریکا از خاک یا پایگاههای این کشورها برای حمله به ایران، آنها از پیامدهای واکنش تلافیجویانه تهران در امان نخواهند بود. این وضعیت تا حدودی می تواند توجیه کننده تلاش دولتهای منطقه در دو هفته اخیر برای جلوگیری از شکل گیری درگیری مستقیم میان تهران و واشنگتن باشد.
در میان کشورهای منطقه، عراق یکی از حساسترین نقاط در صورت تشدید تنش میان ایران و آمریکا است. از یکسو، نیروهای آمریکایی حضور نظامی گستردهای در پایگاههای این کشور بخصوص در اربیل دارند و از سوی دیگر، پیوند میان گروه های مقاومت داخل عراق با ایران غیرقابل کتمان است. در نتیجه این شرایط، دولت عراق در موقعیت سختی قرار گرفتهاست، در حال حاضر تمرکز بغداد بر جلوگیری از تبدیل خاک خود به میدان جنگ مستقیم تهران و واشنگتن است.
اوضاع در اسرائیل با سایر مناطق متفاوت است، جنگ دوازده روزه اسرائیل علیه ایران و دخالت مقام های سیاسی و نظامی این کشور در منحرف کردن مسیر اعتراض های مردمی در ایران، مقام های این رژیم را به این ارزیابی امنیتی رسانده که در صورت وقوع جنگ مستقیم میان ایران و آمریکا، رژیم اسرائیل هم یکی از اهداف اصلی احتمالی حملات تلافیجویانه ایران خواهد بود. رسانههای اسرائیلی در چند روز اخیر گزارش دادهاند که ارتش و دستگاههای امنیتی خود را برای سناریوی حمله آمریکا به ایران آماده کردهاند.
همزمان، در نگاهی کلی، گروههای مقاومت از جمله حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و کتائب حزبالله عراق نیز نسبت به هرگونه اقدام نظامی علیه ایران واکنش نشان دادهاند.
نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان در تازه ترین سخنرانی خود اعلام کرده که این گروه در برابر حمله احتمالی به ایران بیطرف نخواهد ماند. در عراق نیز کتائب حزبالله هشدار داده که جنگ با ایران برای آمریکا پرهزینه خواهد بود.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه نیز در نشست خبری روز دوشنبه ۶ بهمن ماه در پاسخ به پرسشی درباره آرایش نظامی شکل گرفته پیرامون ایران به نگرانی کشورهای منطقه از وضعیت موجود اشاره کرده و ضمن تاکید بر اینکه پاسخ تهران به هر گونه تعرض، فراگیر و پشیمانکننده خواهد داد، گفت: «کشورهای منطقه به خوبی به این امر واقف هستند که هدف هرگونه ناامنی در منطقه فقط ایران نیست و ناامنی مسری است. به همین دلیل است که دغدغه مشترکی بین کشورهای منطقه وجود دارد و اساسا هر کشوری که قائل به حرمتگذاری به صلح و حقوق بینالملل باشد باید نسبت به تهدیدات آمریکا علیه کشورهای دیگر موضع روشن گیرد.»
سناریوهای پیش روی آمریکا
نگاهی به گزارشهای رسانه ای که در چند روز اخیر بخصوص در رسانههای امریکایی منتشر شده نشان می دهد که بسیاری از کارشناسان سه سناریوی اصلی در برابر ایران برای آمریکا متصور هستند.
۱.استفاده از آرایش نظامی فعلی بهعنوان ابزار بازدارندگی و فشار برای جلوگیری از اقدامات جدید ایران که طرف مقابل تحریک آمیز می داند به علاوه وادار کردن تهران به مذاکره طبق فرمول مطلوب واشنگتن.
۲.حمله محدود و نمادین علیه یک هدف با ارزش بالا با هدف ارسال پیام بازدارنده.
۳.انجام یک عملیات گسترده علیه زیرساختها، توان موشکی و مقام های سیاسی ایران که میتواند جرقه جنگ منطقهای را بزند.
نکتهای که اکثر کارشناسان درباره آن متفق القول هستند این است که هرچه دامنه حمله آمریکا گستردهتر باشد، خطر واکنش تلافیجویانه ایران افزایش خواهد یافت. البته نکته پرتکرار در این گزارش های رسانهای این است که نیروهای مقاومت در منطقه نیز نسبت به حمله گسترده آمریکا به ایران ساکت نخواهند بود و ایالات متحده و رژیم اسرائیل باید واکنش احتمالی این گروه ها را هم در نظر داشته باشند.
پیام مجموع تحولات ذکر شده این است که همزمانی آرایش بیسابقه نظامی آمریکا در اطراف ایران، تهدیدهای متقابل، تاکید واشنگتن بر باز بودن مسیر دیپلماسی اما خودداری کاخ سفید از آغاز مذاکره معنادار با ایران مبتنی بر فرمول برد-برد نشاندهنده وضعیتی شکننده و پرریسک است. روابط ایران و آمریکا هرچند در قریب به پنج دهه گذشته همواره پرفراز و نشیب بوده اما امروز در شرایطی قرار گرفته که هرگونه خطای محاسباتی میتواند آن را به سمت درگیری مستقیم سوق دهد، این در حالی است که هر دو طرف بهطور رسمی اعلام میکنند هنوز گزینه مذاکره را کنار نگذاشتهاند.







