دوشنبه 09 شهريور 1405 - Mon 31 Aug 2026
  • احتمال تعطیلی لیگ برتر قوت گرفت

  • صنعت شیلات در اروپا، قربانی خشکسالی

  • نیروهای مسلح تجهیزات خود را به‌روز کرده‌اند

  • راه در رو آمریکا در تنگه هرمز بسته شد

  • علی کریمی با یک استوری ناموسی، رضا پهلوی را آنفالو کرد

  • خبر بد برای سرخابی‌ها؛دو ستاره تیم غایبان بزرگ دربی

  • نپال پس از سیل مرگبار / عکس

  • حرکت عجیب و خطرناک علیرضا جهانبخش حین بازی/ فیلم

  • قیمت نفت امروز دوشنبه ۹ شهریور

  • افشاگری عراقچی از فریبکاری نتانیاهو

  • خطای مزدوران دشمن برای ایجاد آشوب داخلی با پاسخی محکم مواجه می‌شود/ ایران اسلامی آماده رویارویی با متجاوزین است/ تاکید بر تعیین تکلیف سریع وضعیت زندانیان مُعسر

  • پزشکیان با نخست‌ وزیر هند دیدار کرد+ فیلم

  • کارزار فشار اقتصادی آمریکا نتیجه «صلح شرافتمندانه» اصلاحات است؟

  • وزیر کار: زمان واریز معوقات بازنشستگان اعلام شد

  • ردپای نفت‌کش هدف قرارگرفته پیدا شد

  • داور داربی مشخص شد؟

  • پزشکیان در حاشیه اجلاس شانگهای با پوتین دیدار می‌کند

  • چرا زنان میانسال باید ورزش‌ کنند

  • ترس بزرگ پرسپولیس در آستانه دربی!

  • پریشونم یه جورایی شبیه مجنونم از حسین ستوده

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 416122
    تاریخ انتشار: 12/دي/1404 - 20:20

    روایت رضا امیرخانی از آخرین دیدار با حاج قاسم

    روایت کوتاه رضا امیرخانی از آخرین دیدارش با شهید قاسم سلیمانی، تصویری ماندگار از خستگی مردی است که سال‌ها دل‌سپرده ایران و مردمش بود.

     روایت رضا امیرخانی از آخرین دیدار با حاج قاسم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،

    اوایل مهرماه بود که به بهانه کتاب «قاسم به روایت مرتضی سرهنگی» جمعی از نویسندگان و هنرمندان به دیدار آقامرتضی سرهنگی آمده بودند. از قضا، رضا امیرخانی هم بود. در آن دیدار هرکسی خاطره‌ای از سرهنگی گفت و گریزی هم به حاج قاسم سلیمانی زدند. 

    رضا امیرخانی، اما روایت خود را از برخوردش با حاج قاسم به شکل یک قصه کوتاه و این گونه روایت کرد:

    «هم از طرف خانواده عروس دعوت بودم و هم از طرف خانواده داماد؛ وارد مجلس که شدم نمیدانستم کجا بنشینم. میان مجلس، چهره آقامرتضی سرهنگی را دیدم و آمدم کنارشان نشستم. بعد از من مردی دیگر وارد سالن شد و متوجه شدم که او هم به دنبال جایی برای نشستن می‌گردد؛ اما او با من فرق داشت؛ چرا که همه برایش بلند شدند و جای خالی برایشان باز کردند تا کنارشان بنشینند. او هم مانند من، از بین همه جمع، کنار آقا مرتضی نشست. 

    این آخرین دیدار من با شهید قاسم سلیمانی بود؛ شاید کمتر از یک ماه پیش از شهادتشان.

    یادم هست که گله‌ای داشتم، اما آنقدر ایشان خسته بود که حس کردم وقت گفتن آن نیست و دیگر هم نشد بگویم.»‌

    می‌شود آن خستگی را که امیرخانی گفت به‌خوبی مجسم کرد؛ خستگی مردی که نه از یک روز و یک مجلس، که از سال‌ها دل‌سپردگی می‌آمد؛ خستگی همیشگی کسی که قلبش برای ایران و مردمش می‌تپید.

    این روز‌ها رضا امیرخانی خود در بستر بیماری است و در مجادله‌ای سخت برای زندگی؛ برای او آرزوی سلامتی و بازگشت به روز‌های نوشتن داریم.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما