به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
پدرش دیکتاتوری منفور بود. خودش نزدیک به نیمقرن است که پایش را در ایران نگذاشته و در رؤیای بازگشت به تخت سلطنت میسوزد. در شصتوپنجسالگی و از تبعیدگاهش در آمریکا، رضا پهلوی ــ پسر محمدرضا پهلوی، آخرین شاه ایران که در سال ۱۹۷۹ با انقلاب اسلامی از کشور رانده شد ــ امروز برای بخشی از جامعهٔ ایران که از بنبست سیاسی و نبود چشمانداز رنج میبرد، به نمادی از امید تبدیل شده است.
«فهمیدهام که هیچ راهی جز بازگشت به یک نظام سلطنت مشروطه برای ایران وجود ندارد.»
این را «سمیرا» (نام مستعار بهدلیل ملاحظات امنیتی)، ساکن تهران، در گفتوگویی از طریق واتساپ در اوایل اکتبر میگوید. او ادامه میدهد: «در واقع، ما همیشه زیر نوعی سلطنت زندگی کردهایم. [آیتالله] خمینی و [علی] خامنهای شاهانی هستند که فقط نام خود را شاه نمیگذارند.»
این زن چهلساله یادآور میشود که پدر و مادرش نیز در اواخر دههٔ ۱۹۷۰، همراه میلیونها ایرانی دیگر، در تظاهراتی شرکت کردند که هدفش پایان دادن به سلطنت پهلوی بود.
آیا خاطرهٔ دوران شاه زیر سایهٔ جمهوری اسلامی از میان رفته است؟
آیا یاد سرکوب و استبداد دوران سلطنت در میان جنایات جمهوری اسلامی و ناکامی اصلاحطلبان رنگ باخته است؟
جنبش «زن، زندگی، آزادی» که در سال ۲۰۲۲ با مرگ مهسا امینی بر اثر بدرفتاری گشت ارشاد آغاز شد، طولانیترین و گستردهترین خیزش مردمی تاریخ ایران بود.
از آن زمان، بسیاری از ایرانیان از نسلهای مختلف با حسرت به تصاویر سیاهوسفید زنان دههٔ ۱۹۷۰ در دامنهای کوتاه مینگرند ــ تصاویری که از شبکههای ماهوارهای چون Manoto TV و Iran International (مستقر در لندن) پخش میشود و از طریق دیشهای ماهواره و نرمافزارهای ضد فیلتر در ایران قابل تماشاست.
نماد یک ایران خیالی
در صحنهٔ سیاسیای که هر نوع فعالیت مخالف سرکوب میشود و هیچ حرکت مستقلی امکان رشد ندارد، رضا پهلوی دوباره مورد توجه قرار گرفته و در نگاه بخشی از جامعه به نماد «ایرانی خیالی» و غربگرا تبدیل شده است.
در تبعید آمریکایی خود، او به وجد آمده و بیتاب است. رضا پهلوی که در مصاحبههای بینالمللی خود را «مرد مقدر» ایران معرفی میکند، احساس میکند سرنوشتش بالاخره فرا رسیده است؛ سرنوشتی که بهزعم او از خانوادهاش بازپس گرفته میشود.
فرح دیبا، آخرین ملکهٔ ایران، در سال ۲۰۰۷ گفته بود:
«رضا از کودکی با این وظیفه بزرگ شده که جانشین پدرش شود. وقتی به دنیا آمد، بارانی از گل رز از آسمان بر سر کشور فرو ریخت که از هواپیما پخش میکردند.»
امید به سقوط رژیم
دیدن ضعف و بحران جمهوری اسلامی پس از «جنگ دوازدهروزه» اسرائیل (در ژوئن گذشته) که با پشتیبانی آمریکا انجام شد، شور تازهای در رضا پهلوی ایجاد کرده است.
او در گفتوگویی با شبکهٔ BBC در ۱۵ ژوئن گفت:
«حالا دیگر سقوط این رژیم مسئلهٔ “اگر” نیست، بلکه “چه زمانی” است.»
در ۲۹ ژوئیه، در مصاحبهای با خبرنگار آلمانی، پاول رونتسایمر (Paul Ronzheimer)، حکومت ایران را «ناتوان و از کارافتاده» توصیف کرد.
وقتی شورای امنیت سازمان ملل متحد در ۲۹ سپتامبر، بهدلیل نقض توافق هستهای ۲۰۱۵، تحریمها علیه تهران را دوباره برقرار کرد، رضا پهلوی در حساب خود در شبکهٔ X (توییتر سابق) نوشت:
«این، پیروزی همهٔ کسانی است که سالهاست خواستار فشار حداکثری علیه این رژیم بودهاند. سقوطش نزدیک است. من آمادهام و برنامه دارم.»
پشتیبانی از دیاسپورا و مخالفان
در آمریکا، جایی که او زندگی میکند، رضا پهلوی از حمایت بخشی از جامعهٔ ایرانیان مهاجر و نیز برخی از مخالفان حکومت برخوردار است؛ کسانی که او را «مرد روز بعد از سقوط» میدانند — چهرهای که شاید بتواند گذار سیاسی بدون هرجومرج را هدایت کند.
توماس کاپلان، مجموعهدار و خیر آمریکایی-فرانسوی، در گفتوگویی با نشریهٔ La Règle du jeu در ۷ اوت گفت:
«مردمی که در سال ۱۷۹۲ در فرانسه با شور و شوق پرچم سهرنگ را برافراشتند، وقتی ناپلئون و ارتش بزرگ از روسیه برگشتند، چنان خسته بودند که بازگشت بوربونها را بیهیچ مقاومتی پذیرفتند. تاریخ میتواند تکرار شود.»
او ادامه میدهد:
«من خودم معتقدم که سلطنت مشروطه بهترین مسیر برای ایران است، اما هر پادشاه یا رهبر کودتا باید از حمایت نظامی نیرومندی برخوردار باشد تا بتواند در زمان بحران، کشور را یکپارچه نگه دارد.»
پاتریک وازمن، مدیر مجلهٔ Politique Internationale و از دوستان رضا پهلوی، نیز میگوید:
«رضا پهلوی برعکس آن چیزی است که بعضیها تصور میکنند؛ او مردی جدی و واقعی است که فقط به ایران فکر میکند. از ۱۸ سالگی جز این در ذهنش نبوده.»
اما او هشدار میدهد:
«نمیشود انقلاب را از راه دور انجام داد.»
در ایران، هیچ دادهٔ قابل اعتمادی دربارهٔ میزان محبوبیت واقعی رضا پهلوی وجود ندارد. اطرافیانش برای اثبات محبوبیت او به تعداد بازدیدها و لایکهای شبکههای اجتماعی استناد میکنند، اما در دوران دیپفیک و رباتهای اینترنتی، این معیارها چندان قابل اتکا نیستند.
در ۳ اکتبر، روزنامههای اسرائیلی هاآرتص و TheMarker به همراه مرکز پژوهشی Citizen Lab (دانشگاه تورنتو) در گزارشی مشترک فاش کردند که کمپینی گسترده از سوی نهادهای اسرائیلی در فضای مجازی فارسی برای تبلیغ رضا پهلوی بهعنوان چهرهٔ مشروع «ایران پس از جمهوری اسلامی» در جریان است.
گور مگیدو، یکی از نویسندگان این گزارش، در گفتوگو با یورونیوز در ۱۲ اکتبر پرسید:
«مسئله این نیست که حمایت از رضا پهلوی واقعی است یا نه؛ سؤال این است که چرا اسرائیل باید در پروژهای برای بازگرداندن سلطنت در ایران مشارکت کند؟»
برخی از دیپلماتهای اروپایی، بهویژه در فرانسه، رضا پهلوی را مهرهای در بازی اطلاعاتی اسرائیل برای بیثباتسازی تهران میدانند — در حالیکه اسرائیل همچنان تهدید به حملات بیشتر میکند.
یکی از اعضای خانوادهٔ سلطنتی سابق ایران نیز به روزنامهٔ لوموند گفته است که حدود بیست سال پیش، مأموران اسرائیلی از او خواسته بودند برای هدایت «ضدانقلاب» همکاری کند.
نزدیکی به اسرائیل
رضا پهلوی از این ارتباط پنهان نمیکند. پس از دیدارش با نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، در آوریل ۲۰۲۳، در سپتامبر همان سال نیز نمایندگانی از اطرافیانش را به بیتالمقدس فرستاد تا با رئیسجمهور اسرائیل، اسحاق هرتزوگ، و وزیر نوآوری، گیلا گملیل، دیدار کنند.
هیچ کشور دیگری چنین استقبالی از او نکرده است.
او در سال ۲۰۲۵ در سفرهایش در اروپا تلاش کرد با چهرههای سیاسی دیدار کند. طبق گزارش لوموند، در فوریه قصد داشت با وزیر کشور وقت فرانسه، برونو ریتایو، دیدار کند که آن زمان یکی از گزینههای ریاستجمهوری محسوب میشد. اما دولت فرانسه این دیدار را لغو کرد تا از بحران دیپلماتیک جلوگیری کند.
در عوض، رضا پهلوی تنها موفق شد با چند نمایندهٔ پارلمان از حزب حاکم «رنسانس» دیدار کند. یکی از آنان، کنستانس لُهگریپ، دربارهٔ او گفت:
«او مردی جدی است و کاملاً از بار نام خانوادگی خود آگاه است.»
چند ماه بعد، در لندن، رضا پهلوی به دیدار سیاستمداران ردهدوم رفت، از جمله نخستوزیر سابق بریتانیا بوریس جانسون.
وعدههای دموکراتیک در تضاد با رفتار اطرافیان
رضا پهلوی در گفتوگویی در پایان ژوئیه گفت:
«ما اینجا هستیم تا بگوییم سقوط این رژیم به معنای هرجومرج نخواهد بود!»
او از کشورهای غربی خواست گذار ایران را همانگونه حمایت کنند که از انتقال قدرت در آفریقای جنوبی، اتحاد جماهیر شوروی یا لهستان حمایت کردند.
در این میان، اسرائیل یکی از معدود کشورهایی است که با اصل «عدم مداخله» در امور داخلی ایران احساس محدودیت نمیکند. نتانیاهو بارها ایران را «تهدیدی موجودیتی» برای اسرائیل توصیف کرده است.
اما عکس رضا پهلوی در کنار نخستوزیر اسرائیل، که بمباران صدها غیرنظامی ایرانی را بدون هیچ همدردی توجیه میکند، حتی بخشی از هواداران سلطنتطلب را شوکه کرد.
در حالیکه رضا پهلوی مدعی احترام به خواست مردم است، رفتار نزدیکانش تصویر دیگری میسازد.
مشاور او، سعید قاسمینژاد، در ۱۴ اکتبر از مجازات اعدام دفاع کرد، درست زمانی که اپوزیسیون ایرانی در داخل و خارج از کشور کمپینی برای لغو آن به راه انداخته بود.
علاوه بر این، برخی فعالان سیاسی از «ارتش سایبری سلطنتطلبان» میگویند که کاربران منتقد را در فضای مجازی هدف آزار و تهدید قرار میدهد.
تحلیل کارشناسان
آندریاس کریگ، استاد مطالعات خاورمیانه در کالج کینگز لندن، میگوید:
«رضا پهلوی هیچ شانسی برای رهبری ایران ندارد. اپوزیسیون ایران چه در داخل کشور و چه در میان مهاجران پراکنده و چنددسته است. او نه کاریزماتیک است، نه چهرهای وحدتبخش. اشتباهات زیادی مرتکب میشود، از جمله دیدار با اسرائیل. اگر جمهوری اسلامی فروبپاشد، کشور احتمالاً از یک تئوکراسی به یک دیکتاتوری نظامی تبدیل میشود.»
یک جامعهشناس ایرانی (که بهدلیل مسائل امنیتی نخواسته نامش فاش شود) نیز میگوید:
«رضا پهلوی محصول سیاستهای قدرتهای خارجی، بهویژه آمریکا و اسرائیل است، که با تبلیغات شبکههای اجتماعی تقویت شده است. او هیچ جنبش واقعی یا کار جمعی تشکیل نداده. حتی اگر موفق شود، صرفاً سکوی اجرای سیاستهای کشورهایی خواهد بود که او را به صحنه آوردهاند.»
روزنامهٔ لوموند در پایان مینویسد:
«رضا پهلوی به درخواستهای ما برای مصاحبه پاسخ نداد.»



