سه شنبه 10 شهريور 1405 - Tue 01 Sep 2026
  • احتمال تعطیلی لیگ برتر قوت گرفت

  • صنعت شیلات در اروپا، قربانی خشکسالی

  • نیروهای مسلح تجهیزات خود را به‌روز کرده‌اند

  • راه در رو آمریکا در تنگه هرمز بسته شد

  • علی کریمی با یک استوری ناموسی، رضا پهلوی را آنفالو کرد

  • خبر بد برای سرخابی‌ها؛دو ستاره تیم غایبان بزرگ دربی

  • نپال پس از سیل مرگبار / عکس

  • حرکت عجیب و خطرناک علیرضا جهانبخش حین بازی/ فیلم

  • قیمت نفت امروز دوشنبه ۹ شهریور

  • افشاگری عراقچی از فریبکاری نتانیاهو

  • خطای مزدوران دشمن برای ایجاد آشوب داخلی با پاسخی محکم مواجه می‌شود/ ایران اسلامی آماده رویارویی با متجاوزین است/ تاکید بر تعیین تکلیف سریع وضعیت زندانیان مُعسر

  • پزشکیان با نخست‌ وزیر هند دیدار کرد+ فیلم

  • کارزار فشار اقتصادی آمریکا نتیجه «صلح شرافتمندانه» اصلاحات است؟

  • وزیر کار: زمان واریز معوقات بازنشستگان اعلام شد

  • ردپای نفت‌کش هدف قرارگرفته پیدا شد

  • داور داربی مشخص شد؟

  • پزشکیان در حاشیه اجلاس شانگهای با پوتین دیدار می‌کند

  • چرا زنان میانسال باید ورزش‌ کنند

  • ترس بزرگ پرسپولیس در آستانه دربی!

  • پریشونم یه جورایی شبیه مجنونم از حسین ستوده

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 405119
    تاریخ انتشار: 24/تير/1404 - 11:58

    دلی بزرگ و اراده‌ای استوار در راه وطن

    پدرمان روحانی بود و از طرف مادری هم خانواده‌ای مذهبی و اهل روضه‌خوانی داشتیم. همین زمینه باعث شد برادرم...

    دلی بزرگ و اراده‌ای استوار در راه وطن

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» 

    در روزهایی که کشور عزیزمان در میان طوفان جنگ و انقلاب قرار داشت، خانواده‌هایی که عزیزان خود را به جبهه‌ها می‌فرستادند، نه‌تنها از وطن، بلکه از جان خود نیز گذشتند.

    یکی از این خانواده‌ها، خانواده شهید محمدصادق فقیه‌حسینی بود که با دلی پر از امید و ایمان، برادر خود را به جبهه فرستادند. شما را به خواندن گفت‌وگویی با خانم سیده مریم فقیه‌حسینی، خواهر شهید از استان بوشهر، شهرستان دشتی، شهر خورموج دعوت می‌کنیم که در آن نه‌تنها از دلاوری‌های برادرش، بلکه از عمق رابطه خواهرانه‌ای که با او داشت، سخن می‌گوید. این گفت‌وگو روایت عشق و دلسوزی یک خواهر است که در کنار ذکر خاطرات شهید، از ایثار، فداکاری و اعتقاد عمیق برادرش به آرمان‌های انقلاب می‌گوید.

    ‌بنده خواهر شهید سیدمحمد‌صادق فقیه‌ حسینی؛ نخستین شهید دانش‌آموز استان بوشهر هستم. برادرم در سال ۱۳۴۲ در روستای چارک به دنیا آمد. دوران ابتدائی را در همان روستا گذراند و بعد برای ادامه تحصیل به مدرسه سعدی بوشهر رفت و دوران راهنمایی را در آنجا سپری کرد.

    حافظ کل قرآن قبل از ورود به مدرسه 

    ناگفته نماند که قبل از این‌که اصلاً وارد مدرسه شود، حافظ کل قرآن بود. از حدود پنج‌سالگی حفظ قرآن را آغاز کرد و با علاقه و پشتکار خودش، توانست این مسیر را تا حفظ کامل ادامه دهد.

    ما خیلی زود پدرمان را از دست دادیم. در همان دوران طفولیت یتیم شدیم و برادر بزرگ‌ترمان مسئولیت سرپرستی ما را بر‌عهده گرفت. پدرمان روحانی بود و از طرف مادری هم خانواده‌ای مذهبی و اهل روضه‌خوانی داشتیم. همین زمینه باعث شد برادرم بر حفظ قرآن و تربیت اسلامی ما خیلی تأکید داشته باشد. او همیشه می‌گفت: «چون پدر بالای سرتان نیست، باید به بهترین نحو تربیت شوید.»

    ‌جایگاه شهید در میان خواهران و برادران 

    ما پنج فرزند بودیم؛ دو خواهر و سه برادر. شهید، فرزند سوم خانواده بود. در همان سن کم، بسیار مؤدب، آرام و باوقار بود و همیشه جایگاه ویژه‌ای در دل اعضای خانواده داشت.

    وقتی که شهید شد، ۱۷ سال بیشتر نداشت و در مقطع دوم دبیرستان تحصیل می‌کرد. در کنار درس خواندن، هرگز از باورهای دینی، اخلاق و تربیت اسلامی فاصله نمی‌گرفت. ایمان و اخلاصش زبانزد همه اطرافیان بود.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما