به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
پرده بالا می رود
بی تردید سینما، این هنر هفتم همیشه و بالاخص در این روزها از اثرگذارترین رسانههای هر فرهنگی است و هنر گروه سازنده فیلم است که بتواند مخاطب و حتی میزان اثرگذاری کار و مخصوصا مسیر اثرگذاری را تعیین کند. مسیری که در هر فرهنگ سبک زندگی مردمانش را مشخص و هدایت به سوی آینده خواهد کرد. وقتی حرف از سینما می شود خیلی از ما به دنبال خاطراتی که در ذهنمان ثبت کردیم، حرف میزنیم و به راحتی از تغییرات شخصیمان که ناشی از همراهی با موج تولید شده از یک یا چند فیلم بوده است، پرده برمیداریم.

یک توصیف و چند سوال
«پدری چرک و معتاد و زنباره، الکلی و تن پرور که اغلب مواقع در قمارخانه پلاس است و بیشتر تصمیمگیریهای مهم و نقاط عطف زندگیاش را پای منقل سپری میکند، در کنار دو پسرش که به دنبال نابودی او هستند و از کارهای پدر خستهاند و حتی بعضی اوقات در رقابت با پدری هستند که هم پولدارتر است و هم از قدرت پدر بودنش سوءاستفاده میکند و میخواهد پسرها را از میدان رقابت خارج کند، آن هم با بیاخلاقی! پدری ضحاک صفت» این پدر را کجا دیدهایم؟سبک زندگی در چه فرهنگی این است؟از پیر پسر میتوان کلیپهای یک دقیقهای اینستاگرامی پربازدیدی استخراج کرد. کلیپهایی که هرکدام به تنهایی ساختارشکنی قابل توجهی دارد چه رسد به 190 دقیقه فیلم سینمایی که تماشاگر را به خوبی با خود همراه میکند.

پشت خانواده خالی شده
امسال که برای چهل و سومین بار تولیدات سینما در قالب جشنواره فجر روی پرده به رقابت گذاشته شد، رشد قابل توجه کیفیت آثار از نظر فنی برای کارشناسان مشهود بود. اما در مورد محتوا و داستانهای اکران شده حرف بسیار است. اگر بخواهم خلاصه بگویم، «شرب خمر» و «جاذبههای جنسی» و «خشونت»، حرف اول محتوای جشنواره امسال بود و ابزار فیلمسازان حاضر در سودای سیمرغ برای نگهداشتن مخاطب در سالن سینما. سینمای 46 سال اخیر در ایران، در یک جمع بندی ساده در موضوع سبک زندگی اسلامی و ایرانی شیب نزولی قابل توجهی را طی کرده است چرا که جایگاه خانواده روز به روز گسستهتر نشان داده میشود و در این نمایه جای خالی یک ترمز اساسی و تقویت محتوای فاخر به نفع این بنیاد مهم و سلول بنیادین جامعه در سناریوها و حتی در طراحی صحنه و لباس بسیار مشهود است.

داستایوفسکی و ضحاک
پیر پسر یکی از فیلمهایی بود که امسال در بخش سانس ویژه در برج میلاد و سینما ملت تهران جشنواره اکران شد. این داستان، پدری ضحاک صفت را در قالبی اقتباسی از «برادران کارامازوف» نوشته داستایوفسکی پردازش کرده و در آن بیصفتی یک مرد در مواجهه با خانواده و محیط اطرافش به خوبی نمایش داده میشود. عدم مسئولیت پذیری «غلام باستانی» که حسن پورشیرازی نقش آن را بازی کرده است، در کنار «علی» (با بازی حامد بهداد) و «رضا» یی که هر کدام از یک مادر در دل زندگی این مرد آمدهاند و چالشهای عجیب و کثیفی که در مراحل مختلف این داستان گریبان غلام و علی و زنی که لیلا حاتمی نقشش را بازی می کند، میگیرد و در یک خانه متمول به سبک قبل از انقلاب طراحی شده، به گونهای تماشاچی را در سالن سینما نگه میدارد که کمتر کسی متوجه زمانی میشود که سپری شده است.

عرق و ورق و وافور و منقل
پیر پسر نمونه کاملی از حضیض مسئله خانواده و سبک زندگی در سینمای ماست. فیلمی که از بسیاری از فیلترهای اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شورای صدور پروانه نمایش رد نخواهد شد ولی تلاش سازندگان برای رسیدن به خروجی نهایی این فیلم و مخصوصا رساندن آن به اکران در سینماها قابل توجه است.به تصویر کشاندن شرب خمر آن هم به صورت علنی، دریدن پردههای اخلاقی در به نمایش دادن روابط غیراخلاقی بین زن و مرد، روسپیگری یک زن و تطهیر این کار با توجیه احترام به حقوق زنان و شکستن قبح اصول اخلاقی در روابط مرد و زن نامحرم در فضای اجتماعی تصاویر و وقایعی نیست که در زندگی روزمره ما بارها و بارها تکرار شود. اینطور به نظر میرسد عادی بودن نمایش چنین ناهنجاریهایی برای عوامل سازنده ابزاری است جهت جلب توجه و نگاه مخاطب که حاصل آن به جز انحراف سبک زندگی اسلامی-ایرانی ناب و اصیلمان نیست. هرچند در فیلمهای دیگری از بخش سودای سیمرغ جشنواره چهل و سوم، نمایش صحنه استعمال وافور برسر منقل، تصاویر عادیسازی شده استفاده از آلات قمار، لمس بدن زن و مرد نامحرم، به کارگیری الفاظ نامتعارف و خلاف عفت، خشونت در بریده شدن اعضا و جوارح بدن و حتی قتل و جنازه و ... دیده میشد و جمعبندی مخاطب فیلمهای جشنواره بر این است که ارادهای بر تذکر، اصلاح و یا حذف چنین تصاویری که اتفاقا از ممیزیهای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای فیلمها باید باشد، وجود ندارد، اما در توصیف صحنهها و تصاویر و تعاملهای فیلم مذکور باید گفت: «آنچه(به هر بهانهای) همه فیلمها در ممیزی دارند، این فیلم به تنهایی دارد.»

سیاهنمایی برای چیست؟
اکران فیلمهایی که به اصطلاح «توقیف» شدهاند و پروانه نمایش را نگرفتهاند در جشنواره امسال کاری مورد بررسی بود. بسیاری از منتقدان و سینماگران از اینکه تولیداتی با این شرایط را روی پرده می دیدند متعجب میشدند و با این سوال از یکدیگر استقبال میکردند:«هدف سرمایهگذار این فیلم چه بوده؟»«آیا سرمایهگذار با این حجم از هجو تولید شده در تصویر و داستان، توقع اکران عمومی را داشته است؟»شاید بزرگترین سوال در مورد فیلم پیرپسر همین باشد که هدف از این همه سیاهنمایی و فرامتنِ سیاسی که در این داستان نهفته شده است دقیقا چیست؟ نمایش چنین فیلمی برای غیرایرانیها به جز دروغ بزرگی که جو اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی را سیاه و چرک و دور از اخلاق توصیف کند، است؟



