دوشنبه 30 شهريور 1405 - Mon 21 Sep 2026
  • از کلاس درس تا دوخت لباس امید/ عکس

  • موشک ۵۰ متری در خیابان‌های شهر! / فیلم

  • تصاویری از آیت‌الله شبیری زنجانی

  • ژاپنی ها خواستار ستاره استقلال شدن

  • زمان اعزام بیرانوند به سربازی مشخص شد

  • سقوط قیمت نفت همزمان با سفر میانجی به تهران

  • فیش عمره ارزان شد + عکس

  • جزئیات تازه از پرونده قتل ۵ عضو یک خانواده در تهران

  • کلیات طرح افزایش اعتبار کالابرگ تصویب شد

  • همایشی که سوژه خنده فضای مجازی شد+ عکس و فیلم

  • پست سردار آزمون در بازگشت به تیم ملی با یک سوتی بزرگ!

  • کرایه‌ سرسام‌آور نفتکش‌ها

  • جزئیات مراسم تشییع و تدفین آیت‌الله شبیری زنجانی

  • ایران چه فیلمی را برای اسکار 2027 انتخاب می‌کند؟

  • واکاوی پشت‌پرده یک بحران اجتماعی

  • وقوع حادثه دریایی در تنگه هرمز

  • ستاره هافبک پرسپولیس در راه برگشت

  • قیمت موبایل‌ امروز دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵

  • بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانه‌های جهان

  • توقف کامل صادرات نفت عربستان سعودی/ خط‌ و نشان انصارالله یمن برای ترکیه و پاکستان + عکس و فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 392290
    تاریخ انتشار: 29/دي/1403 - 09:54

    نوعروسانی که مراسم اعتکاف ماه‌ عسلشان شد +عکس

    وقتی جایی برچسب مادری می‌نشیند کنار مراسم اعتکاف دیگر جای اما و اگر و تردید نمی‌ماند. دلت قرص می‌شود که نه مزاحم خلوت بنده‌های دیگر می‌شوی نه دست تنها می‌مانی. مثل گروه مردمی پناه که اعتکافی مخصوص نوعروسان و مادران برگزار کرده است.

    نوعروسانی که مراسم اعتکاف ماه‌ عسلشان شد +عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس

    از همین اول بگویم که من هرچقدر کلمات را کنار هم ردیف کنم و آب و تاب بدهم باز نمی‌توانم حس آدم‌های واقعا عاشقی را توصیف کنم که سه روز مهمان خدا شده‌اند اما شبیه آن است که بلیط بندگی‌ات پیش خدا برنده شود و میان روزمرگی‌ها و مشغله‌های زندگی، فیش حجی که هیچ‌وقت نخریدی‌اش به نامت دربیاید و تو چمدان ببندی و راهی خانه خدا شوی! این حج عمره نطلبیده حسابی مراد است. مخصوصا اگر مادر باشی و وقت سرخاراندن نداشته باشی یا تازه عروس باشی و زندگی نونوارت به چشم خدا بیاید و دعوتت کند به مهمانی خودش. آن‌وقت سه روز و سه شب سفره‌ی رحمت و برکت بی‌انتهایش را پهن کند و پذیرایت باشد. اعتکاف حیاط خلوت زندگی بنده‌ها با خداست و شاید سر و صدای بچه‌ها این خلوتگه را به هم بزند. برای همین هم بسیاری از زن‌ها تا تاج مادری به سرشان می‌نشیند برای رعایت حقوق دیگران از کاروان حاجیان معتکف جا می‌ماند. حتی اگر دیگران هم مشکلی با سر و صدای بچه‌ها نداشته باشند باز هم تردید می‌نشیند میان دلشان که می‌توانند این چند روز با زبان روزه مسئولیت مادری‌شان را به خوبی به جا بیاورند یا نه؟! اما وقتی جایی برچسب مادری می‌نشیند کنار مراسم اعتکاف دیگر جای اما و اگر و تردید نمی‌ماند. دلت قرص می‌شود که نه مزاحم خلوت بنده‌های دیگر می‌شوی نه دست تنها می‌مانی. مثل گروه مردمی پناه که چندسالی است در حوزه جمعیت و خانواده فعالیت می‌کند و حالا در مسجد همت‌آباد تهران اعتکافی مخصوص نوعروسان و مادران برگزار کرده است.

    معصومه کرباسی و عاقبت‌بخیری عاشقانه‌ای‌ که دعای نوعروسان است

    همه‌چیز باب میل نوعروسان و البته برای یک عاقبت بخیری عاشقانه آماده شده است. برای اینکه یک پیوند به قول رهبرمان بهشتی شود. از همان ابتدا سفره عقدی که برای نوعروسان چیده‌اند و عکس لبخند شهدا کنارشان نگاهم را به سمت و سوی خودش می‌کشد. گوشه‌ای از مسجد میز کوچکی است با ده‌ها کتاب از زندگی مشترک شهدا و همسران‌شان که به قول یکی از عروس‌ها از لابه لای صفحات هر کدام‌شان می‌شود گنجینه‌های کوچک و ساده‌ای پیدا کرد برای عاقبت بخیری. مثلا مثل شهید سیاهکالی قول و قرار بگذاری که هر وعده از غذایت را به نیت یکی از ائمه طبخ کنی یا مثل شهید محمدحسین محمدخانی یاد بگیری چطور با راه و رسم خدا عاشقی کنی. گوشه‌ی دیگر مسجد معصومه کرباسی از پس قاب عکسش به رویت لبخند می‌زند همین یک عکس کافی است تا مشت خالی‌ات را نشان خدا بدهی و به عنوان یک تازه عروس از او حاصل این سه روز بندگی را مثل فاطمه یکی از معتکفین این‌طور بخواهی:«خدایا واسه‌ی ما هم بخواه مثه معصومه کرباسی و رضا عواضه تو این دنیا عاشقانه با هم زندگی کنیم. ۵ تا سرباز امام زمان تربیت کنیم. از بنده‌های تاثیرگذارت باشیم و بعد هم دست تو دست هم شهید شیم!»
    ورودم به مسجد همزمان می‌شود با حضور همسر شهید نوید صفری در جمع معتکفین. اینجا به جز عبادت و خلوت با خدا هر چند ساعت یک‌بار یک مهمان ویژه دارند تا نوعروسان و مادران برای زندگی‌شان سوغات خوبی از اعتکاف به یادگار ببرند. از مشاوران ازدواج و تربیتی، تا اساتید جمعیت، خانواده و فرزندآوری، از پزشک ماما تا همسران شهدا و زوج‌های موفقی که مسیر زندگی ‌شان روی ریل خوشبختی افتاده است. همسر شهید نوید صفری هم آمده تا چند نکته از زندگی‌شان کادوپیچ شده به معتکفینی هدیه بدهد که تازه اول مسیر زندگی هستند و می‌توانند آجر به آجر آن را جوری روی هم بپیچنند که سر از آسمان خدا دربیاورد و خانه‌ای شود که چشم امید حضرت مهدی عج‌الله تعالی فرجه الشریف به آنجاست.

    نوزادی که دعوتی خاص اعتکاف بود!

    محدثه گوشه‌ای نشسته است. چادر نماز گل‌گلی به سرش انداخته و با یک دست نوزاد سه‌ماهه‌اش را می‌خواباند و با یک دست مهره‌های تسبیح را دانه به دانه رد می‌کند و ذکر می‌گوید. دوران دانشگاه پای ثابت اعتکاف‌های دانشجویی بوده اما بعد از ازدواج تقریبا به‌خاطر مشغله‌ها و شرایط شغلی‌اش سال‌ها از جمع محبوبان خدا جامانده است. وقتی رمیصا به دنیا آمد و یک مسئولیت به مسئولیت‌هایش اضافه شد فکرش را نمی‌کرد اصلا دیگر وقتی برای اعتکاف رفتن داشته باشد. مخصوصا اینکه اطرافیانش می‌گفتند نمی‌توانی با بچه به اعتکاف بروی و اذیت می‌شوی! امسال بعد از ۷سال به برکت به دنیا آمدن رمیصا و مرخصی زایمان بین مشغله‌هایش فرصتی پیدا کرد تا باز مهمان خانه خدا شود. پوستر این اعتکاف مادرانه را اتفاقا در خبرگزاری فارس دیده است. وقتی روز قبل از اعتکاف برای ثبت‌نام پیام داد مطمئن بود که حتما تا به حال ظرفیت پر شده است اما به قول خودش روزی دختر کوچکش شد و با هم عازم خانه‌ی خدا شدند. محدثه چون در دوران شیردهی است مثل بقیه، روزه نگرفته است. آمدنش در این جمع و در این مهمانی فقط به‌خاطر رمیصا است. دلش می‌خواهد به عنوان یک مادر لطفش را در حق فرزندش تمام کند و اولین روزهای عمرش را گره بزند به مهمانی خدا. از محدثه درباره اعتکاف‌ مادرانه که می‌پرسم جواب جالبی دارد، پاسخی که شاید ما کمتر به آن فکر کرده‌ایم. «اعتکاف کمتر جای بچه‌هاست اما به عنوان یک مادر دوست دارم فرزندم در چنین جایی نفس بکشد. سه روز کنار آدم‌هایی که با تمام وجود برای خدا خالص شدند شیر بخورد، بخوابد و بازی کند. این درک مادرانه برای من واقعا قشنگ است. اینکه اینجا همه همدلانه کنار مادران هستند و تا بچه‌ها کوچک‌ترین خواسنه‌ای دارند همه برای اجابتش به صف می‌شوند.»
     

    معجزه اعتکاف برای تازه عروسی که با فرزندآوری قهر بود

    واژه‌ی «ویژه‌ی نوعروسان» روی پوستر ثبت‌نام پای مهدیه عروس دهه هشتادی را برای اولین‌بار به اعتکاف باز کرده است. این سه روز اعتکاف جز حال خوب معنوی برای او که تازه یک سال است زندگی با همسرش زیر یک سقف را تجربه کرده کوله باری است از رمز و رازهای خوشبختی. گپ و گفت‌های صمیمی‌شان پای سفره‌ی افطار یک بغل درس و تجربه‌ است. مخصوصا اینکه چندنفر از موسپیدان هم کنار آنها حضور دارند و از خاطرات‌شان می‌گویند. کسی مثل همسر شهید سیدمحمدصادق قاضوی که مهدیه از لابه‌لای خاطرات او صبوری را یاد گرفته است. از وقتی فضیلت دعای نادعلی را اینجا از زبان روحانی مسجد شنیده با همسرش قول و قرار گذاشته‌اند که هر روز به برنامه‌ زندگی مشترک‌شان خواندن این دعا را هم اضافه کنند و بین عادت‌های مثبت‌شان جا بگیرد. کلاس‌ها و جلسات خانواده‌ای که اینجا برگزار می‌شود یکی از جذاب‌ترین پخش‌های اعتکاف برای مهدیه است:« به شخصه تصمیم داشتم که حداقل تا ۶ سال آینده بچه‌دار نشوم. هزارتا دلیل و بهانه هم ردیف کرده بودم که تا حل نشوند اصلا سراغی از مادر شدن نگیرم اما وقتی یکی از اساتید درباره فرزندآوری برای ما صحبت کرد، دیدم که همه آن بهانه و مشکلات نمی‌توانند دلیل محکمی برای این باشند که من جلوی خلقت خدا را بگیرم. فهمیدم که زیادی روی خودم حساب باز کردم و توکل به خدا را از یاد بردم.»حضور نوعروسان کنار تازه مادران تجربه خوبی است برای کسانی مثل مهدیه که غول ترس از فرزندآوری را در ذهن‌شان شکست بدهند و واقعیت‌های شیرین فرزند دارشدن را از زبان مادران بشوند.

    عبادتی که ضرب در ۳ قبول می‌شود

    وقتی وسایل خودش و بچه‌ها را جمع می‌کرد تا راهی این سفر سه روزه شوند مطمئن بود با یک بچه سه ساله و یک نوزاد ۷ ماهه وقت عبادت پیدا نمی‌کند و بیشتر زمانش به رسیدگی به بچه‌ها می‌گذرد. اما مگر چه اشکالی داشت؟! برای زهراسادات همین که سه روز می‌آمد و بساط مادری‌اش را در اعتکاف پهن می‌کرد کافی بود. همین که سه روز در مسجد زندگی می‌کردند و در جواب کنجکاوی رقیه‌سادات برایش از اعتکاف می‌گفت و دخترک از همین سن کم با دینش آشنا می‌شد یک دنیا ارزش داشت. بچه دومش که به دنیا آمد زیاد از خانم‌های هم‌سن و سالش شنیده بود که دیگر باید با اعتکاف و مراسم‌های این چنینی خداحافظی کند اما از نظر او اتفاقا هنر مادری به این بود که هم بچه داشته باشی و هم پای ثابت این مراسمات باشی. حیف بود بچه‌ها میان این مجلس‌ها قد نکشند و بزرگ نشوند. البته همراهی و ایجاد فضای مناسب برای مادرها هم بخش بزرگی از مشکلات مادرهایی مثل او را حل می‌کند و پایشان را به این مراسمات باز می‌کند.اعتکاف ویژه مادران و نوعروسان توفیقی برای زهراسادات مهیا کرد تا بعد از سال‌ها دوباره سه شبانه‌روز بندگی کند. هر چند او تا پای سجاده می‌نشیند دختر سه‌ساله‌اش از سر و کولش بالا می‌رود و نوزادش بی‌تابی می‌کند اما به قول یکی از خانم‌ها خدا همین عبادت کم او را ضرب در ۳ قبول می‌کند!

    زوجی که شاگرد زرنگ کلاس بندگی هستند

    از وقتی در امام‌زاده علی‌اکبر چیذر سفره عقدشان را پهن کردند و برای یک ازدواج ساده و آسمانی به هم بله گفتند با هم عهد کردند مثل یک رفیق دست هم را بگیرند و هر روز سعی کنند همان انسان کامل‌تری شوند که خدا می‌خواهد. حالا نیلوفر پای قول و قرارشان اینجا معتکف شده است و همسرش هم در مسجد دیگری. از حس و حالش که می‌پرسم جز به جز و ساعت به ساعت این مهمانی را دوست دارد مخصوصا اینکه اینجا مختص نوعروسان است و برنامه‌های ویژه‌ای برایشان تدارک دیده شده. اولین اعتکافش است اما شیرینی این اعتکاف جوری به دلش نشسته که هر سال پای ثابت مهمانی خدا باشد. می‌گوید:«دوست داشتم زندگی‌ام را با حج شروع کنم. مخصوصا قبل از اینکه مادر شوم حتما دلم می‌خواست دست در دست همسرم دور خانه خدا بگردم. اینجا برایم حس آشنایی شبیه به حج دارد مخصوصا که خانم‌ها می‌گوید در ثواب با هم برابری می‌کنند.»نیلوفر و همسرش از آن شاگرد زرنگ‌های خدا هستند. هر چیزی که پای این مهمانی سه روزه یاد می‌گیرند با هم به اشتراک می‌گذارند و ثبت می‌کنند که در روزهای زندگی‌شان انجامش بدهند. از میان این برنامه‌ها از همه بیشتر هم‌نشینی و خاطره گویی همسران شهدا به دل نیلوفر نشسته است. دلش می‌خواهد زندگی‌اش به چشم خدا بیاید و اینجا پای خاطره‌ها یاد گرفته است مسیر دوری تا مقصدش ندارد، فقط باید نکته‌بین باشد و با ظرافت تار و پود زندگی را گره بزند به حلال خدا و نخ محرمات را از رخت زندگی‌اش بشکافد.
    این اعتکاف برای نیلوفر و همه‌ی آنها که اینجا هستند فقط سه روز عبادت و بندگی خدا نیست. کلاس خودسازی است که ره صدساله را یک شبه می‌رود و از زنان، مادرانی بهتر و همسرانی شایسته‌ می‌سازد. سه روز مهمانی مادران و نوعروسان در خانه‌ی خدا نه فقط یک اعتکاف معمولی بلکه ماه عسل بندگی‌خداست برای آنها که یک زندگی پر ثمره و یک عاقبت بخیری عاشقانه را می‌خواهند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما