به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
مینا کمایی نزدیک به ۵ سال در مناطق جنگی و در بیمارستانهای آبادان و شوش و اهواز به مجروحان خدمت میکرد؛ او خاطرات بسیاری از دوران دفاع مقدس دارد که امروز یکی از آنها را برای شما تعریف میکنیم.«سهراب نریمانی» از رزمندههای بستری در بیمارستان امام بود. او ۱۶ساله بود و به قول خودش، نمیتوانست رأی بدهد؛ سال ۶۰ در عملیات ذوالفقاریه آبادان مهره چهارم سهراب ترکش خورده و قطع نخاع شده بود.سهراب تنها مجروحی بود که یک هفته در بیمارستان ما بستری شد؛ بهخاطر شرایط جسمی نباید به او آب میدادیم، اما تشنه بود و با لهجه اصفهانی میگفت: «آب انجیر، آبدوغ و نوشابه به من بدهید.» بعد از اینکه پزشک اجازه آبخوردن به او داد، سهراب دلش آب انجیر میخواست؛ من آبادان را خیلی گشتم تا توانستم برایش انجیر پیدا کنم. بعد انجیر را در لیوان آب ریختم و با ست سرم که مثل نی است به او آب انجیر دادم.
.jpg)
سهراب نریمانی بعد از اینکه قطع نخاع شدحدود ۹ سال پیش فهمیدم که سهراب ۳۵ سال جانباز قطع نخاعی بود و در شهر «ده نو» اصفهان زندگی میکرد. او این همه سال و بعد از انتشار کتاب خاطراتم من را پیدا کرد. یک سال با او در تماس بودم که بعد بهخاطر همان مشکلات ناشی از جانبازیاش به شهادت رسید.



