شنبه 07 شهريور 1405 - Sat 29 Aug 2026
  • ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است/ از اقدامات شایسته دولت به‌ویژه رئیس جمهور صادق و دلسوز قدردانی می‌کنم

  • «پاییز» دوشنبه به شمال ایران می‌رسد

  • تلاش پرسپولیس برای رساندن بازیکن به استقلال

  • کره شمالی؛ «پاسخ قدرتمند» به آمریکا می‌دهیم

  • دشمن دنبال ایجاد اختلاف است؛ همه وحدت را حفظ کنند

  • انهدام باند ‌پیچیده جعل اسناد ‌در ‌بابلسر

  • پاسخ قالیباف به ادعاهای گزاف فرمانده سنتکام

  • بیانیه وزارت خارجه درباره تروریسم اقتصادی آمریکا علیه ایران

  • تیم ملی بسکتبال برابر نیوزیلند باخت

  • انفجار بمب در مقابل کاخ دادگستری الحسکه سوریه

  • بازداشت ۳۰ لیدر اصلی، مرتبطان و تخریب‌گران اموال مردم در کودتای دی در استان مرکزی

  • عزیزی: تنها مسیر برای آمریکا چیست؟

  • ماست یونانی برای کاهش وزن

  • مردم منطقه راهی جز قدرت، اتحاد و همکاری ندارند

  • وضعیت سربازی بیرانوند امشب مشخص می‌شود

  • قیمت جهانی طلا ۶ شهریور ماه؛ اونس ثابت ماند

  • بختیاری‌زاده: بازی با فولاد برایم ویژه است

  • اگر دشمن حماقت کند شگفتانه‌هایی برای آن‌ها داریم

  • نرخ تورم نقطه به نقطه در مرداد به ۸۹ درصد رسید

  • انفجار جدید در پالایشگاه نفت روسی

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 383127
    تاریخ انتشار: 11/مهر/1403 - 13:44

    شهیدی که «اتوبان شهادت» را به نام خود کرد!

    یک ساعت گذشته بود که یک مین جلوی بیل مکانیکی منفجر شد. حاج محمود آمد و گفت: «بیا برو استراحت کن» و قبل از آن که سوار بیل شود به من اشاره کرد «بیچاره! اینجا اتوبان شهادت است».

     شهیدی که «اتوبان شهادت» را به نام خود کرد!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    «حاج محمود توکلی» سردار بی ادعای سپاه و جانشین قرارگاه تفحص شهدا در کردستان عراق بود که در «پنجوین» عراق، به دیار یاران شهیدش قدم نهاد و در دهم مهرماه سال 98، میهمان امامش حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شد.

    «علی محمد ساریخانی» از اعضای «کمیته جستجوی مفقودین» و همکار «حاج محمود توکلی» است که هنگام شهادت در کنار شهید بود و در لحظات آخر، پرواز دوست شهیدش را نظاره کرد. ساریخانی در گفت و گو با نوید شاهد، لحظه شهادت شهید «حاج محمود توکلی» را در سالروز شهادت این سردار روایت کرد که از نظرتان می گذرد:

     

    دلشوره داشتم؛ این چهارشنبه روز دیگری بود

    صبح روز چهارشنبه بود که به دو گروه تقسیم شدیم. یک گروه با برادر عزیزم جناب آقای غلامی به منطقه نال پالیز رفتند و من با گروه حاج محمود به ارتفاعات مشرف به شهر پنجوین( کله قندی) اعزام شدیم. در بین راه زیاد سربه سر حاج محمود گذاشتم و هرچه که گفته می شد، آخرش به شهادت ختم می گشت. رفتم بیل مکانیکی را استارت زدم، گویا روز چهارشنبه روز دیگری بود، نمی دانستم چه خبر است ولی در دلم شوری دگر بود، با رمز یا زهرا (سلام الله علیها) مشغول کار شدم.

     

    شهیدی که اتوبان شهادت را به نام خود کرد!

     

     قراری که به اربعین نرسید

    یک ساعتی کار کردم که یک مین گوجه ای زیر دستگاه منفجر شد و حاج محمود با برادر مرادی پیشم آمدند که حاج محمود لب به سخن گشود، گفت: «چه خبر است برای رفتن عجله داری کمی آرام تر» و ادامه داد «بیا پایین تا کمی من کار کنم». نیم ساعتی نگذشته بود که مرا صدا زد و گفت: «بیا بشین پشت دستگاه ولی کمی مواظب باش تا من بروم و یک تماس بگیرم». وقتی که برگشت گفت ما که خداحافظی مان را کردیم. گفتم از چه کسی خداحافظی کردی. گفت «از خانواده. آخه قراره اربعین با خانواده به پابوس آقا اباعبدالله (ع) مشرف شویم. گفتم اگررسیدم می آیم». قرار بود یکشنبه هفته آینده من و حاج محمود از مرز «باشماق» خارج شویم و به ایران برگردیم.

     

    شهیدی که اتوبان شهادت را به نام خود کرد!

     

    اینجا اتوبان شهادت است!

    یک ساعت گذشته بود که یک مین جلوی بیل مکانیکی منفجر شد. حاج محمود آمد و گفت: «بیا برو استراحت کن» و قبل از آن که سوار بیل شود به من اشاره کرد «بیچاره! اینجا اتوبان شهادت است». چند دقیقه ای نگذشته بود که مین منفجر شد. ناگهان دیدم که حاج محمود افتاده است. رفتم نزدیک، غرق خون شده بود. شروع کردم به صدا زدن که «بچه ها بیایید، بچه ها بیایید» برادر «هادی» و «سید» از سمت پایین به طرف بیل دویدند. هادی خوش را به بالای بیل رساند تا کمک کند حاجی را از بیل پایین بیاوریم. ابتدا فکر کردم که بازویش فقط ترکش خورده اما ترکش اصلی به جای دیگری از بدنش خورده بود؛ به قلبش اصابت کرده بود. دیدم حاج محمود چند بار نفس عمیق کشید، انگار که اشهد خود را می خواند. سید با اشاره به من گفت که تمام است. نبضش را گرفتم اما نبضی نداشت. گویا همسنگرانش به پیش باز آمدند، او نیز آرام شد و به لقای دوست پیوست و ما ماندیم در هجران یاران که قلبمان را می سوزاند».

     

    شهیدی که اتوبان شهادت را به نام خود کرد!

     

    گفتنی است شهید محمود توکلی، جانشین قرارگاه تفحص شهدا در کردستان عراق، اهل شهرستان فلاورجان از استان اصفهان بود که از سال‌های ابتدایی شروع عملیات تفحص شهدا یعنی از سال 1372 در عملیات‌های کاوش شهدا شرکت داشت و ابتدا مسئول تفحص لشکر 14 امام‌حسین(ع) بود. او پیش از این در هشت سال دفاع مقدس نیز نقش اثرگذاری داشت و در جبهه‌های جنگ تحمیلی به درجه جانبازی نائل شده بود.

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما