سه شنبه 12 آبان 1405 - Tue 03 Nov 2026
  • انهدام دو فروند پهپاد لوکاس در بندر خمیر

  • همکاری ایران و ساحل عاج در حوزه حج و زیارت

  • اتهام حمله به مکه فرار عربستان از شکست‌های میدانی است

  • لحظه سوختن کشتی در نزدیکی عمان / فیلم

  • اجتماع دانش‌آموزی «تازه‌نفس» در رواق کشوردوست / عکس

  • غریب آبادی: ایران برای هر سناریویی آماده است

  • آخرین وضعیت پرونده شبنم نعمت‌زاده / قوه قضاییه نسبت به سلامت کارکنان خود حساسیت دارد

  • چرا ونس به جای قالیباف به رضایی نامه نوشت؟

  • حمله وحشیانه پلیس آلمان به دختر معترض / فیلم

  • قیمت گوشت قرمز امروز سه‌شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵

  • دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن در تیررس ایران است

  • حساب گروسی را برسید!

  • مذاکره یا دستکاری بازار؛ نفت چرا ریخت؟

  • آزادی به روایت وارث فراری سلطنت!

  • خلبانی که با شلیک تانک به شهادت رسید + عکس

  • اینترنشنال توجیه‌گر حمله به زیرساخت‌های ایران / فیلم

  • کارت زرد مجلس به وزیر آموزش و پرورش

  • جزئیات شنیده شدن صدای انفجار در قشم

  • احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بتوانیم با ایران به توافق برسیم

  • کالابرگ آبان ماه ۱۴۰۵ کی واریز می‌شود؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 382118
    تاریخ انتشار: 31/شهريور/1403 - 16:01

    تصمیم انقلابی سردار علی هاشمی در روزهای اول جنگ

    سردار شهید «علی هاشمی» از فرماندهان اوایل جنگ تحمیلی در سپاه حمیدیه اهواز بود که بعدها فرماندهی قرارگاه نصرت را بر عهده گرفت. او پای درد دل نیروهایش می‌نشست و اگر مشکلی در کارشان می‌افتاد، به هر قیمتی مشکلشان را برطرف می‌کرد.

    تصمیم انقلابی سردار علی هاشمی در روزهای اول جنگ

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    سیدصباح موسوی از هم‌رزمان شهید علی هاشمی در دوران دفاع مقدس، خاطرات خواندنی از سردار شهید علی هاشمی دارد. یکی از خاطرات او مربوط به زمانی است که علی هاشمی فرماندهی سپاه سوسنگرد را بر عهده داشت. روایت موسوی در گفت‌وگو با فارس را در ادامه می‌خوانیم.
    در همین قضایای اوایل جنگ تحمیلی، ۲ نفر از بچه‌های عرب‌زبان منطقه بُستان که زیر نظر سپاه سوسنگرد کار می‌کردند، با گریه آمدند پیش علی هاشمی و به زبان عربی گفتند: «حاج علی! خدا راضی است که ما جبهه باشیم و خانواده ما در کلانتری و بازداشت باشند؟!» علی هاشمی علت را پرسید. آنها گفتند: «صدام خانه ما را در بستان ویران کرده است و خانواده ما آمده‌اند کنار جاده چادر زده‌اند و برای اینکه برق داشته باشند، سیم را از تیر برق به چادر زده‌اند! الان آنها را بازداشت کرده‌اند!»علی هاشمی من را فرستاد تا رئیس دادگاه را به سپاه سوسنگرد بیاورم.
    رفتم دادگاه، او نبود. رفتم در مسیر دیدم دارد برای خانواده‌اش بستنی می‌خرد. رفتم و به رئیس دادگاه با احترام گفتم، علی هاشمی گفته هرجا هستید، بیایید سپاه کار مهمی دارم. او هم خانواده را به منزل رساند و خودش به سپاه آمد.

    علی هاشمی در اتاق قدم می‌زد و خیلی ناراحت بود. بعد گفت: «آقای شوشتری! درست است رزمنده‌ای در جبهه باشد و خانواده‌اش را بازداشت کنید؟» وقتی رئیس دادگاه جریان را پرسید، علی هاشمی جریان برق را توضیح داد. رئیس دادگاه گفت: «قانون، قانون است و برای همه یکسان است» علی هاشمی گفت: «آقای شوشتری! همه مسائل حل شده و این مانده است؟ اگر این مسئله حل نشود و آنها را آزاد نکنید، تصمیم انقلابی می‌گیرم.» با این صحبت علی هاشمی، رئیس دادگاه همان شب خانواده آن رزمنده‌ها را آزاد کرد؛ البته این اقدام، تبعاتی برای علی هاشمی داشت که محسن رضایی هم از این اقدام علی هاشمی حمایت کرد.

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما