شنبه 21 شهريور 1405 - Sat 12 Sep 2026
  • حمله به یک نفتکش در آب‌های سرزمینی عراق

  • دشمن ۲ هدف از ما بزند، به ۲۰ هدف حمله می‌کنیم

  • جنایت بی‌رحمانه جنگنده‌های سعودی در یمن

  • بارش برف ریزه ترکیه را سفیدپوش کرد / فیلم

  • خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری / عکس

  • گل تماشایی روماریو در دیدار نمایشی / عکس

  • پاکستان: عملیات یمن علیه عربستان توافقنامه مکه را فعال می‌کند

  • شهادت ماموستا محمد نزهتی توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور

  • جدایی یک ستاره پرسپولیسی در پایان فصل

  • حاج داود کریمی؛ مبارز مکتبی

  • سید امیر حسینی دلم پر از شکایته امام مهربون

  • این خودروها سهمیه اول و دوم بنزین ندارند

  • افشاگری علی کریمی علیه اکانت‌های سایبری پهلوی

  • نتانیاهو شمشیر انتخاباتی را از رو بست

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  • متلاشی شدن باند فساد اداری در شهرستان کلاردشت

  • برگ برنده استقلالی‌ها برای بازی با السد قطر

  • موج زائران در مسجدالحرام؛ سعودی‌ها چه کردند+ فیلم

  • تقدیر و تشویق دریادار عظمایی توسط رئیس ستادکل نیروهای مسلح

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 376134
    تاریخ انتشار: 23/تير/1403 - 10:42

    ملاقات شوم دختر فروشنده با تاجر قلابی

    خانم فروشنده لباس‌های ورزشی، وقتی برای بستن قرارداد کاری به شرکت قلابی قدم گذاشت، تصورش را نمی‌کرد قربانی جنایتی سیاه شود.

    ملاقات شوم دختر فروشنده با تاجر قلابی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از روزنامه ایران ،

    اواخر هفته گذشته دختر جوانی به پلیس مراجعه کرد و گفت: فوق لیسانس دارم اما مدتی است یک صفحه اینستاگرامی راه‌اندازی کرده‌ام و لباس‌های ورزشی را برای فروش در این صفحه می‌گذارم. چند روز قبل شخصی به من پیام داد و مدعی شد که واردکننده لباس‌های ورزشی است و با قیمتی مناسب این لباس‌ها را به فروش می‌رساند.

    او ادامه داد: درنهایت یک هفته بعد، زمانی که بر سر قیمت با هم به نتیجه رسیدیم، در دفتر کارش قرار ملاقات گذاشتیم. لحظاتی بعد از اینکه وارد دفتر شده بودم، به خاطر گرمی هوا از مرد جوان که امید نام داشت، یک لیوان آب خواستم اما او برایم شربت خنکی آورد. زمانی که شربت را خوردم، بی هوش شدم. نمی‌دانم چقدر گذشت اما وقتی به هوش آمدم، متوجه شدم که مرد تبهکار به من تعرض کرده است. ناراحت و گریان از شرکت خارج شدم. با تلفنش تماس گرفتم انگار بدون اینکه متوجه باشد تلفن وصل شده بود، شنیدم که داشت با مرد دیگری صحبت می‌کرد و از بلایی که سر من آورده بود حرف می‌زدند؛ من صدایش را ضبط کردم. با شکایت دختر جوان، به دستور بازپرس کشیک دادسرای ویژه سرقت، بلافاصله مأموران راهی شرکت مورد نظر شدند اما مشخص شد که شرکت قلابی بوده و مرد شیطان‌صفت برای ساعاتی آن را با مدارک جعلی اجاره کرده بود.

    تحقیقات برای دستگیری متهم و شناسایی سایر قربانیان احتمالی او، از سوی کارآگاهان اداره آگاهی ادامه دارد.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما