یکشنبه 26 مهر 1405 - Sun 18 Oct 2026
  • درخشش جونان میهن، تلالو امیدهای ملت به جوانان در مسیر تحقق آینده‌ای باشکوه است/ دعای خیر اینجانب بدرقه راه همۀ جوانان ایران سرافراز

  • دیدار وزیر پیشنهادی دفاع با رئیس ستاد کل نیروهای مسلح+جزئیات

  • پیام تبریک رهبر انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی فرنگی زیر ۲۳ سال

  • نیروی دریایی سپاه: تنگه هرمز بسته است

  • پ‌ک‌ک در حال تخلیه مواضع خود در دهوک است

  • قیمت نفت امروز شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

  • سبک عرفانی در خنثی‌سازی مین!

  • قیمت موبایل‌ امروز شنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۵

  • ادامه تیکه های علی کریمی به رضا پهلوی

  • روایت اقتدار موشکی ایران

  • «پیمان مکه» یا «پیمان پرچم دروغین»

  • طرح فلج کردن 72 ساعته ایران

  • جنگ خواهد شد؟ چه زمانی؟

  • بازداشت ۱۱ مزدور دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی در ایلام

  • صادرات ایران به پاکستان موقتا متوقف شد

  • تمدید قرارداد پرسپولیس با ستاره های قدیمی‌

  • کنگره؛ ناظر جنگ یا شریک هزینه‌ها؟

  • تقلیل قدرت خرید کارگران

  • دفاع از مقاومت؛ ملاحظه راهبردی امنیت ملی ایران

  • ناکامی آمریکا با حملات دقیق ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 375051
    تاریخ انتشار: 07/تير/1403 - 12:40

    ماجرای احترام شهید باکری به جنازه‌های عراقی

    درصد ایمان او آن قدر بالا بود که حتی به جنازه ی دشمن هم احترام می گذاشت. می گفت: «من نمیدونم این کشته سنیه یا شیعه، عربه یا غیر فقط عرب، می دونم آدمه و حالا مرده و ما باید به مرده ی این ها احترام بذاریم.

    ماجرای احترام شهید باکری به جنازه‌های عراقی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    مهدی از کشتن نفرت داشت، هدف او پیروزی بر سران عراق بود نه بر مردم شان. از کشته شدن کسی خوشحال نمی شد.

    از آن طرف اگر یک عراقی برای بچه ها ایجاد خطر می کرد، هر طوری بود او را می زد تا آسیبی به بچه ها نرساند.


    طوری طراحی می کرد و نقشه می کشید که دشمن در محاصره بیفتد و مجبور به تسلیم شود. همیشه می گفت: «تا دیدید تسلیم شدن، دیگه شلیک نکنین.»

    دیدن کشته های عراقی، ناراحتش می کرد طوری که روی جنازه های آنها پا نمی گذاشت.

    پیش می آمد که گاهی مجبور بودیم از داخل یک کانال که پر از جنازه ی عراقی بود، عبور کنیم، مهدی به هیچ عنوان روی این جنازه ها یا نمی گذاشت و می گفت: «هر کدوم از این ها، عزیز یه خونواده هستن.

    خدا می دونه که زن و بچه و پدر و مادرشون الان در چه حالی هستن و چه حالی می شن وقتی بفهمن ما داریم از روی جنازه ی عزیزان شون رد می شیم و پا روی اونا می ذاریم.»

    درصد ایمان او آن قدر بالا بود که حتی به جنازه ی دشمن هم احترام می گذاشت. می گفت: «من نمیدونم این کشته سنیه یا شیعه، عربه یا غیر فقط عرب، می دونم آدمه و حالا مرده و ما باید به مرده ی این ها احترام بذاریم و بهشون بی احترامی نکنیم.

    اینا رو صدام با زور به جبهه فرستاده، اگه به خودشون بود خیلی هاشون سر جنگ با ما نداشتن و ندارن. اگه سر جنگ هم داشته باشن، حالا که کشته شدن، باید به جسدشون احترام بذاریم.

    برگرفته از کتاب نمی‌توانست زنده بماند/ خاطراتی از شهید مهدی باکری
    راوی: محمد جعفر اسدی

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما