به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
چندی بود که اصلاحطلبان چندان ظهور و بروز سیاسی نداشتند. مشخصا از زمان انتخابات مجلس دوازدهم به این سو کمتر آفتابی میشدند و جز نجواهای مختصری برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۴، اظهار نظر خاص و یکدستی از این جناح سیاسی دیده نمیشد اما به یکباره گویی اعضای این جریان سیاسی را برق گرفته باشد هیاهوی سیاسی در اصلاحات به پا شد.
جرقه این آتش جدید اردوگاه اصلاحات را «مهدی نصیری» روزنامه نگار و مدیرمسئول هفته نامه صبح با صحبت درباره نزدیکی «تاجزاده و شاهزاده» زد. «غلامحسین کرباسچی» وی را فردی نامتعادل خوانده و گفته این حرفها فقط به درد تبلیعات بی بی سی میخورد اما چرا این سخنان فشار اصلاحطلبان بالا برده و آنان را عصبانی کرده است.
شاید ریشه این ماجرا به نوع بیان و ادا کردن لخت و عریان ماهیت سیاست اصلاحطلبان که همواره با ظرافت و در لفافه مطرح میشد، باز میگردد؛ وگرنه این سخنان همان شعار همیشگی «از سروش تا گوگوش» اصلاحات را تداعی میکند که با ادبیات زمختتری بیان شده است.
درواقع این سخنان آیینه تمام نمای راهبرد عملیاتی اصلاحات در چند دهه از ظهور و بروز این جریان سیاسی است.

شعار سروش تا گوگوش راهبرد عملیاتی اصلاحطلبان
«سعید حجاریان» تئوریسین جریان اصلاحات خرداد سال 1380در جمع انجمن اسلامی جامعه پزشکی، جبهه اصلاحطلبی را از سروش تا گوگوش معرفی کرده بود. بعد از وی «رجب علی مزروعی» عضو حزب منحله مشارکت 15 خرداد 84 - در جریان حمایت انتخاباتی از معین- در تالار مهرگان بندرعباس گفت: «اصلاحطلبان طیفی هستند که از گوگوش تا سروش در آنها وجود دارد.»
روزنامه کارگزاران هم 11 خرداد 87 نوشت: «طیف گسترده اصلاحطلبان همانند خود نیروهای اصلاحطلب دارای گوناگونی و تنوع است؛ بهترین مثال را زمانی خود سعید حجاریان بیان کرد آن زمان که یک سر اصلاحطلبان را متصل به «سروش» و سر دیگر را متصل به «گوگوش» دانست!»

در سال 1388 نیز فعالان رسانهای که با سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات دیدار کردند روایت کردند که وی نیز بر این موضوع خاص اشاره کرده است.
«محسن مهدیان» در این باره بیان میکند:« سالها پیش در ایام فتنه ۸۸، در دیداری که با جمعی از دوستان رسانهای با آقای خاتمی داشتیم، متوجه شدم که وی با ادعای تقلب مخالف است. در همان جلسه دلسوزانه پرسیدم چرا این موضع را عمومی نمیکنید؟ پاسخ وی این بود که گستره اصلاحات از ایثارگر است تا گوگوش و سروش. اعلام علنی این موضع باعث میشود پایگاه اجتماعی اصلاحات لطمه ببیند.»
«محمدرضا عارف» نیز زمانی که رییس فراکسیون امید بود در دیدار مدیر و شماری از اعضای انجمن اندیشه و قلم، ضمن بیان اینکه ما گفتمان اصلاحات را برآمده از انقلاب میدانیم، بیان کرد: «باور من این است که ما در اصل گفتمان انقلاب با یکدیگر اختلاف نظری نداریم، گفتمان مقابل را هم تخطئه نمیکنیم، اما مزیت گفتمان اصلاحات «جذب حداکثری» است؛ این مثال مردمی درباره اصلاحات که از «سروش تا گوگوش» را شامل میشود، صحیح است و ما نمیتوانیم کسی را حذف کنیم. اما برخی رقبای ما در کمال بیانصافی از این ویژگی اصلاحطلبان سوءاستفاده میکنند و مثلا ایراد یک فرد را برجسته میکنند و آن را به کل جریان اصلاحات نسبت میدهند.»
افعال عملی اصلاح طلبان بر پایه سیاست از سروش تا گوگوش
خاتمی اخیرا پای صندوق رای حاضر نشد و کارشناسان همان رویه عملی از سروش تا گوگوش و همراهی با طیف مختلف رادیکال و اپوزیسیون را علت عدم رای دهی وی عنوان میکنند تا جایی که «مسعود پزشکیان» در خصوص این عملکرد رئیس دولت اصلاحات گفت:«فکر نمیکردم آقای خاتمی به اینجا برسد که رأی ندهد.
طبیعتاً او تحت فشار یکسری از این جریانات تند است کما اینکه از قبل هم بوده است.»
خاتمی خود درباره اینکه چرا پای صندوق رای حاضر نشده در جمع مشاورانش از طیف رنگین کمانی که طرفدار اوست صحبت کرده است. ادبیاتی جدید هم معنای شعار همیشگی اصلاحطلبانکه از سوی رئیس جبهه اصلاحات نیز تکرار شد.
«آذر منصوری» نیز در جلسه جبهه اصلاحات گفت: «اگر دغدغه مشارکت بالا در نزد برگزارکنندکان و ناظران انتخابات وجود داشته، چرا باید قانونی به تصویب برسد که حق انتخاب رنگین کمان ملت ایران را بیش از پیش محدودتر نماید؟»
کنشهای سیاسی اصلاحات عموما بر اساس همین راهبرد انجام شده است. حتی انتخاب آذر منصوری به عنوان رئیس جبهه اصلاحات با روایاتی که اعضای این جریان از «بهزاد نبوی» گرفته تا «محمود صادقی»، «محمد قوچانی» و «محمد علی وکیلی» نقل شده، بر اساس حوادث سال 1401 رخ داده است.

«بهزاد نبوی» در کنایه به ریاست آذر منصوری بر جبهه اصلاحات بیان کرد:« در جبهه اصلاحات یک زن که فعالیت سیاسی گستردهای هم از گذشته داشته، رئیس شده است که مبارک است، ولی بعضی از دوستان تصورشان این است که با شعار جوانگرایی یا استفاده از خانمها، جوانهای کف خیابان به سمت ما خواهند آمد که من چنین تصوری ندارم.»
در زمان حوادث سال 1401 نیز اصلاح طلبان با انواع و اقسام بیانیههای حمایتآمیز آتشبیار معرکه اغتشاشات بودند و حزب اتحاد ملت از جمله احزاب اصلاح طلبی بود که آشکارا به حمایت از شعار زن زندگی آزادی پرداخت.
آذر منصوری در این باره میگوید:«بیش از هفده جلسه حداقل سه ساعته با بدنه احزاب شورای مرکزی احزاب عضو جبهه اصلاحات برگزار کردیم. این گفتگوها جریان مطالبات مردم را در جامعه نمایندگی میکند تا به تحلیل واقعبینانهتر برسد. تا حاکمیت چه مسیری دارد و جامعه چه نگاهی دارد. در این نگاه اصلاح طلبان باید چه کار کند تا از طرفی بتوانند جامعه ایران را نمایندگی کنند و هم از طرفی چه رفتاری نسبت به عملکرد حاکمیت داشته باشند. جامعه از تکلیف محوری عبور کرده و به دنبال مرجع میگردد تا پس از جنبش زن زندگی آزادی کدام جریان میتواند نمایندگی مردم را مطالبه کند.»

موج سواری اصلاحات با حوادث سال 1401
قاعده ریاضی و منطقی وجود دارد که میگوید اگر A برابر است با B و B برابر است با C، پس میتوان نتیجه گرفت A نیز با C برابر است. اصلاحطلبان در ماجرای حوادث ۱۴۰۱ و تلاش بیثمر و دستوری گروههای ضدانقلاب برای همبستگی که به شکستی مفتضحانه انجامید نه تنها در برابر این تحرکات سکوت اختیار کردند بلکه از شعار زن زندگی ازادی با بیانیههای حزبی و گروهی حمایت کرده و خبرنگارن این جریان تبدیل به لیدر اغتشاشات شدند.
امروز ماحصل شورای مهسا یک رقابت تنگاتنگ و مستدام بر سر قدرت کاذب و خیالی در اردوگاه ضدانقلاب است که نشان داد این گروههای سیاسی فرسوده نمیتوانند زیر یک چتر جمع شوند. این گروهها در فضای متوهمانهای سیر میکنند که هنوز به هیچ قدرتی نرسیدهاند اینگونه به جان هم افتادهاند و با سودای قدرت بر هم میتازند.

شورای همبستگی لااقل نشان داد که گروههای ضدانقلاب که پیشتر با شعارهای رنگین و زیبا علیه نظام کار میکردند چه سودایی برای آینده ایران در سر دارند و نیاتشان از تجزیهطلبی و پیشبرد اهداف کشورهای غربی و مرتجع منطقه را نمایان کرد. اما اصلاحطلبان از این گروهها به طور غیر مستقیم حمایت کردند و شعارشان را سرلوحه کار خود کردند.
شعار زن زندگی آزادی به گواه بسیاری از کارشناسان سیاسی و حتی مجریان تلویزیونهای ضدانقلاب از جمله ایران اینترنشنال ماهیت تجزیه طلبانه دارد و در شورای همسبتگی ضدانقلاب نیز از افرادی چون «عبدالله مهتدی» سرکرده گروه تروریستی تجزیهطلب کومله دعوت به عمل آمد تا پردهها بیش از پیش برافتد.
تکلیف این گروهها که هر کدام نماینده تفکرات منسوخ و دور ریز سپهر سیاسی ایران هستند مشخص است اما چرا اصلاحات که امروز میگوید نزدیکی تاج زاده و شاهزاده درست نیست از کلیت امر حوادث سال ۱۴۰۱ حمایت کردند و در برهههای مختلف اعضای این جریان سعی کردند با آن موج سواری کنند و آثار این حمایتها از انتصاب رئیس جبهه اصلاحات تا رای ندادن خاتمی در این جریان پیداست و تداوم دارد!




