چهارشنبه 01 مهر 1405 - Wed 23 Sep 2026
  • قهرمانی کاراته ایران با شکار عربستان

  • انهدام پهپاد سعودی بر فراز یمن

  • دیدار عراقچی با وزیران خارجه عراق و هلند + فیلم

  • قبل از جنگ علیه ایران باید مشورت می‌کردی

  • تعامل با طرف آمریکایی از طریق میانجی قطری بود

  • حتی یک آمریکایی هم طاقت نیاورد!

  • تیراندازی مرگبار مرد ۴۲ ساله به همسر سابقش

  • لحظه ورود رئیس‌جمهور به فرودگاه نیویورک / فیلم

  • صدور کیفرخواست پرونده انفجار پیجرها در لبنان که منتهی به مجروح شدن سفیر ایران شد

  • ایران پیشنهاد کرده در صورتی که آمریکا گام‌های اولیه‌ای برای کاهش فشار نظامی بردارد، تنگه هرمز را ظرف ۷ روز بازگشایی کند

  • گلوی ترامپ را در تنگه هرمز می فشاریم

  • این زائران از حج ۱۴۰۶ جا می‌مانند

  • عربستان در پلی‌استیشن هم حریف ایران نشد

  • رکورد ملی ۴ در ۱۰۰ متر مختلط تیمی در ناگویا

  • تغییر نام خیابان اسرائیل در برزیل / فیلم

  • اطلاعیه مهم درباره واکسن آنفلوآنزا

  • یمن فرودگاه ابها عربستان را تعطیل کرد

  • لحظه نجات بچه فیل توسط مادرش / فیلم

  • تسلیم دشمن نمی‌شویم و با قدرت پاسخ خواهیم داد

  • کیلب ماپین: مردم آمریکا مخالف جنگ با ایران هستند/ یک مأموریت ایرانی زندگی‌ام را متحول کرد+ فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 365840
    تاریخ انتشار: 30/بهمن/1402 - 11:22

    معجزه اذان شهید هادی و تسلیم شدن نیروهای عراقی+ صوت

    در یک سحرگاهی در یک جای بحرانی از جنگ، تصمیم می گیرد اذان بگوید. همه به او می گفتند: «چه شده که الان می خواهی اذان بگویی؟» ولی او دلیلش را برای هیچ کسی توضیح نمی دهد و با صدای بلند مشغول اذان گفتن می شود. وقتی که اذان می گوید: به سمت او تیراندازی می کنند و یکی از تیرها به گلوی او می خورَد. همه می گویند: «چرا این کار را انجام دادی؟!» بعد او را داخل سنگر می برند و در حالی که خون از بدنش جاری بود، کمک های اولیه امدادی را برایش انجام می دهند.

    معجزه اذان شهید هادی و تسلیم شدن نیروهای عراقی+ صوت

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    در یک سحرگاهی در یک جای بحرانی از جنگ، تصمیم می گیرد اذان بگوید. همه به او می گفتند: «چه شده که الان می خواهی اذان بگویی؟» ولی او دلیلش را برای هیچ کسی توضیح نمی دهد و با صدای بلند مشغول اذان گفتن می شود. وقتی که اذان می گوید: به سمت او تیراندازی می کنند و یکی از تیرها به گلوی او می خورَد. همه می گویند: «چرا این کار را انجام دادی؟!» بعد او را داخل سنگر می برند و در حالی که خون از بدنش جاری بود، کمک های اولیه امدادی را برایش انجام می دهند.
    بعد از مدتی یک دفعه ای می بینند که عراقی ها با دستمال سفید دارند می آیند این طرف. اول فکر می کنند شاید این فریب دشمن است. لذا اسلحه ها را آماده می کنند، اما بعد می بینند که این عراقی ها با فرمانده خودشان تسلیم شده اند. می گویند: چرا تسلیم شدید؟ می گویند: آن کسی که اذان می گفت کجاست؟ گفتند: او یکی از بچه های ما بود که شما به او تیر زدید. گفتند: ما به خاطر اذان او تسلیم شدیم و ماجرای خودشان را توضیح می دهند… این اثر نَفَس یک جوان ورزشکار است که اهل گود زورخانه بود.
    او در دوران دبیرستان در ورزش کُشتی، قهرمان بوده و می گوید: من همیشه در کُشتی مراقب بودم که روی نقطه ضعف های حریفم انگشت نگذارم. در حالی که رسم کشتی این است که طرف مقابل را از روی نقطه ضعف هایش به زمین می زنند. این نشان می دهد که ابراهیم هادی فوق قهرمان و فوق پهلوان بوده است.

     


    download

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما