پنجشنبه 07 آبان 1405 - Thu 29 Oct 2026
  • واکنش الناز شاکردوست به شایعه مهاجرت

  • شوک به کشتی ایران؛ حسن یزدانی شکست خورد

  • چه آرزوهایی با هم داشتیم علیرضا شریفی /فاطمیه

  • شروع بی‌رحمانه رحمان عموزاد با ضربه فنی +فیلم

  • لحظه منفجر کردن خانه یک زندانی / فیلم

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز پنجشنبه ۷ آبان ۱۴۰۵

  • آخرین نتایج انتخابات اسرائیل؛ دولت وحدت یا انتخابات مجدد؟

  • قیمت گوشت قرمز امروز پنج‌شنبه ۷ آبان ۱۴۰۵

  • فلج تنفسی و مرگ با خوردن این غذاها

  • شروع طوفانی حسن یزدانی +فیلم

  • چرا سلطنت‌طلبان از کرامت انسانی خود عبور کرده‌اند؟+ عکس

  • جنون در اسرائیل: بگذارید جهان بداند!

  • انهدام یک فروند پهپاد MQ1 ارتش تروریستی آمریکا در تنگه هرمز

  • اجرای احکام قطعی پرونده آذین خودرو با ۲۱۶۸ شاکی

  • انفعال سازمان ملل در برابر خطرات هسته‌ای

  • چرا دوره نهفتگی ایدز خطرناک است؟

  • بحران گازوئیل ماندگار شد

  • افزایش رفت‌وآمدهای دیپلماتیک همزمان با تقویت آرایش نظامی + عکس و فیلم

  • یحیی سریع: فرودگاه عدن را تخلیه کنید

  • بازگشت بورس به مدار صعود

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 359889
    تاریخ انتشار: 19/آذر/1402 - 12:24

    شهیدی که مقام معظم رهبری به او اقتدا کرد

    بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت. خودش دو هفته پیش از شهادت درباره این موضوع گفته بود: اگر تعریف نباشد، فکر می کنم بالاترین ساعت پرواز جنگ در دنیا را داشته‌ام. تا کنون 360 بار از خطر گلوله‌های دشمن جان سالم به در برده‌ام.

    شهیدی که مقام معظم رهبری به او اقتدا کرد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    در میان خلبانان هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی، نام امیر سرافراز ارتش اسلامی، سر تیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی از نام‌های مبارکی است که به ایمان و شجاعت شهره است. فرزندی فداکار از فرزندان انقلاب اسلامی که آوازه رشادت و وفاداری‌اش در تاریخ این مرزو بوم پیچیده است؛ شهیدی قهرمان که روز هشتم اردیبهشت هر سال و در سالروز شهادتش به روح پر فتوحش درود می‌فرستیم و با آرمان‌های او و همه شهدای انقلاب اسلامی، تجدید پیمان می‌کنیم.
     


    امیر سرافراز ارتش اسلامی، سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی، در دی ماه 1334 در شیرود تنکابن به دنیا آمد. وی دوران ابتدایی و دبیرستان را در این شهر پشت سر گذاشت و سپس به تهران رفت و پس از گذراندن مراحل جذب در هوا نیروز و آموزش خلبانی به اصفهان رفت و با پایان رساندن تحصیلات متوسطه در سال 1351 وارد ارتش شد و دوره مقدماتی خلبانی را در تهران به پایان رساند. وی سپس دوره بالگرد کبرا را در پادگان اصفهان دید و با درجه ستوان یاری فارغ التحصیل شد.
    پس از سه سال خدمت در ارتش به کرمانشاه رفت و با شهید احمد کشوری و چند نفر دیگر آشنا شد.

    از همکاری با پیشمرگان کرد مسلمان تا پیوستن به سپاه پاسداران

    با اوج گرفتن جریانات انقلاب اسلامی، شهید شیرودی از ارتشیانی بود که به صفوف راهپیمایان پیوست و به دستور حضرت امام (ره) مبنی بر فرار سربازان از پادگان‌ها او نیز خارج شد.
    پس از خروج از پادگان، در صدد تشکیل گروهی چریکی برآمد و با شماری از دوستانش در کرمانشاه در این زمینه اقدام کرد تا اینکه امام (ره ) به میهن بازگشتند و انقلاب به پیروزی رسید.
    شهید شیرودی پس از جریانات پیروزی انقلاب با پیشمرگان کرد مسلمان همکاری کرد و سپس با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به سپاه غرب کشور پیوست.

    ستاره درخشان جنگ کردستان

    هنگامی که جنگ کردستان آغاز شد، شیرودی و چند تن دیگر از خلبانان وارد جنگ شدند. او ساعتی از جنگ فاصله نگرفت و چنان جنگید که شهید دکتر مصطفی چمران او را ستاره درخشان جنگ کردستان می نامید و شهید تیمسار فلاحی نیز او را منجی غرب و فاتح گردنه‌ها و ارتفاعات آربابا، بازی دراز، میمک و دشت ذهاب و پایگاه ابوذر معرفی می‌کرد.

    درجه تشویقی را نپذیرفت!

    با آغاز جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵۹ به منطقه کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده، پادگان تخلیه و انبار مهمات نابود شود، از دستور سرپیچی کرد و به دو خلبانی که با او همفکر بودند، گفت: «ما می‌ مانیم و با همین دو بالگرد که در اختیار داریم، مهمات دشمن را می‌کوبیم و مسئولیت تمرد را می‌پذیریم».

    در دوازده ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد.

    بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقای درجه داد، ولی خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی‌های بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند.


     


    خانه‌اش ویران شد، ولی به مأموریت رفت!

    در مهر ماه سال ۱۳۵۹ یکی، دو فروند میگ عراقی که بر فراز پایگاه هوانیروز کرمانشاه به قصد حمله ظاهر شده بودند، آماج پدافند هوانیروز قرار گرفته و لاشه آن درست روی ساختمان محل زندگی شهید شیرودی سقوط کرده و ساختمان را ویران می‌کند.

    در آن زمان شیرودی، رهسپار مأموریتی بود. به او گفتند سری به منزلت بزن، ببین چه بلایی سرش آمده، ولی در کمال شگفتی، وی با خنده و خونسردی کامل گفت: ترجیح می‌دهم به منطقه بروم. او رفت و کلید منزلش را فرستاد تا دوستانش بروند و اگر اثاثیه‌ای مانده، به جای دیگر ببرند. بچه‌های انجمن اسلامی رفتند و داوطلبانه اثاثیه منزل او را به خانه دیگری منتقل کردند و شیرودی پس از انجام چند پرواز برگشت و به منزل جدیدش سر زد.

    در همان روزها، به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوان‌یار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقا یافت، ولی در نامه‌ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در نهم مهر ۱۳۵۹ چنین نوشت:

    از: خلبان علی اکبر شیرودی
    به: فرمانده پایگاه هوانیروز کرمانشاه
    موضوع: گزارش
    اینجانب که خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می‌باشم و تاکنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ‌ها شرکت نموده‌ام، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته‌ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوان یار سومی که قبلاً بوده ام برگردانید. در صورت امکان امر به رسیدگی این در خواست بفرمائید.

    با تقدیم احترامات نظامی
    خلبان علی اکبر شیرودی
    9/7/1359
     
    امیدوار به وصال معشوق

    شهید شیرودی بالاترین ساعت پرواز در جنگ را در جهان داشت. خودش دو هفته پیش از شهادت درباره این موضوع گفته بود: اگر تعریف نباشد، فکر می‌کنم بالاترین ساعت پرواز جنگ در دنیا را داشته ام. تا به حال 360 بار از خطر گلوله‌های دشمن جان سالم به در برده ام. تیر خورده ام که البته همه آنها قابل تعمیر بوده و هم اکنون قابل استفاده‌اند. هم‌‌اکنون فکر می‌کنم بیش از بیست هزار مأموریت انجام داده باشم و آنچه مسلم است قدرت خداست که من تا به حال زنده ام و امیدوارم تا روزی که اسلام به پیروزی می‌رسد زنده بمانم.

    روزی دیر هنگام به پایگاه هوانیروز کرمانشاه بازگشت و لبخند زنان به پنجره‌های پودر شده و بدنه سوراخ سوراخ بالگردنش نگریست و به مستقبلین گفت: «هر چند در این پرواز شوق یک عاشق را در امید به وصال معشوق احساس می‌کردم، هنوز آن قدر خالص نشده ام که معشوق من را به عرش اعلای ملکوت راه دهد».


     


    من یک سرباز ساده اسلام هستم

    او در یکی از مصاحبه‌هایش گفته بود: من علی اکبر شیرودی، فرزند دهقان زاده شهسواری هستم. من روستا زاده افتخار می‌کنم که در خدمت شما هستم و این قدر هم که از من تعریف می‌کنید، می‌ترسم خودم را گم کنم و فکر کنم واقعا لیاقتش را ندارم. من خواهش می‌کنم من را بزرگ نکنید، من لیاقت این همه بزرگی را ندارم. من یک سرباز ساده اسلام هستم که هنوز نتوانسته ام خودم را در حد کمال قرار دهم. یک سرباز ساده باشیم تا روزی که به شهادت برسیم و در آن روز، خداوند بزرگترین درجه افتخار را به ما عنایت می‌فرماید. تا آن روز، ما سرباز ساده‌ای هستیم و بهتر است ما را بزرگ نفرمایید تا خودمان را گم نکنیم.


    مقام معظم رهبری به او اقتدا کرد

    محمد علی میرزایی، یکی خلبانان هوانیروز و همرزم شهید شیرودی می‌گفت: هنگامی که در پایگاه هوایی کرمانشاه بودیم، مقام معظم رهبری در نماز جماعت به ایشان اقتدا کرد و نماز خواند.

    همیشه آماده شهادت بود

    مقام معظم رهبری درباره شخصیت شهید شیرودی می‌فرمودند: سروان شیرودی یک خلبان هوانیروز بود و انسانی همیشه آماده شهادت. به یکی از برادران که از دوستان قدیمی اش و از روحانیون متعهد کرمانشاه است، گفته بود: فلانی بیا یک خداحافظی از روی خاطر جمعی با تو بکنم، زیرا می‌دانم که باید شهید بشوم. این برادرمان گفته بود که خدا کند، حفظ بشوی و خدمت کنی. گفته بود: نه، شهید کشوری را در خواب دیدم که به من گفت: شیرودی یک عمارت خیلی خوبی برایت گرفته‌ام. باید بیایی توی این عمارت بشینی. لذا می‌دانم که رفتنی هستم.

    تبریک را برای شهادتم نگه دارید

    آخرین عملیات پروازی خلبان شیرودی در هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 در منطقه بازی دراز صورت گرفت. گزارش شده بود که یک لشکر زرهی عراق با نزدیک دویست و پنجاه تانک و پشتیبانی توپخانه و خمپاره انداز و چند فروند جنگنده روسی و فرانسوی قصد دارد برای بازپس‌گیری ارتفاعات بازی دراز از اطراف شهرک قره بولا به سوی سر پل ذهاب حمله کند.

    قرار شد هوانیروز فرماندهی عملیات در این منطقه را به عهده گرفته و به کمک بقیه خلبانان این حمله را خنثی کند. در همین زمان، شیرودی به پاس خدمات منحصر به فردش به درجه سروانی مفتخر شده بود. اما او به کسانی که برای عرض تبریک آمده بودند، گفت: «تبریک را به زمان دیگری موکول کنید؛ زمانی که در اجرای فرمان امام و رسیدن به اللّه شهید شوم. من شرف درجه زندگی را در قربان کردن خویش می‌یابم».

    در آن روز در حالی که تانک‌های عراقی به طرف قره بلاغ دشت ذهاب در حرکت بودند، با به مقابله با آنان پرداخت و پس از نابودی چندین تانک از پشت سر مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و به شهادت رسید. پیکر پاک و مطهرش در گلزار شهدای شیرود به خاک سپرده شد.

    امام خمینی (ره): او آمرزیده است

    تیمسار فلاحی پس از شهادت وی گفت: وقتی خبر شهادت شیرودی را به امام (ره)دادم، یک ربع به فکر فرو رفتند و حضرت امام (ره) درباره همه شهدا می‌گفت: خدا آنها را بیامرزد، ولی در مورد شیرودی گفت: او آمرزیده است.

    فرازی از وصیتنامه شهید سرتیپ خلبان شهید علی اکبر شیرودی:

    هنگامی که پرواز می‌کنم احساس می‌کنم همچون عاشق به سوی معشوق خود نزدیک می‌شوم و در بازگشت هرچند پروازم موفقیت آمیز بوده باشد، مقداری غمگین هستم، چون احساس می‌کنم هنوز خالص نشده ام تا به سوی خداوند برگردم.
    اگر برای احیای اسلام نبود، هرگز اسلحه به دست نمی‌گرفتم و به جبهه نمی‌رفتم. پیروزی‌های ما مدیون دست‌های غیبی خداوند است. این کشاورز زاده تنکابنی، سرباز ساده اسلام است و به هیچ یک از حزب‌ها و گروه‌ها وابسته نیست. آرزو دارم که جنگ تمام شود و به زادگاهم بروم و به کار کشاورزی مشغول شوم.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما