به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
از خراسان رضوی، شهید حاج محمد طاهری، قائم مقام تیپ امام صادق لشکر پنج نصر خراسان، متولد سال ۱۳۳۴ در روستای مهدیآباد از توابع شهرستان کاشمر بود، کودکی که در یک خانواده مذهبی رشد کرد و تا مقطع ششم ابتدایی را در مدرسه به تحصیل پرداخت و پس از آن راه نشستن در مکتب قرآن را پیش گرفت.
وی بسیار علاقهمند بود تا پس از فراگیری کلام وحی در مکتبخانه قرآن به تحصیل در علوم دینی بپردازد اما شرایط خانواده و مسافت دور از شهر به او اجازه نداد تا راه علم را با نشستن در کرسیهای درس و بحث پیگیری کند اما علاقه او به دین و مسائل اعتقادی باعث شد تا همواره به مطالعه متون دینی بپردازد.
مصطفی طاهری، فرزند ارشد این شهید در گفتوگو با ایکنا، با اشاره به شخصیت دینی و اعتقادی پدر شهید خود، افزود: شهید طاهری در زمان قبل از انقلاب که شاید فضای کار اختصاصی قرآن مثل امروزه نبود به سمت علاقه خود حرکت کرد، با توجه به این که در خانوادهای مذهبی پرورش یافته بود و از صدای دلنشینی برخوردار بود، راه قرائت قرآن و متون دینی را ادامه داد.

شما که قاری هستید، صوت تلاوت خود را به من بدهید
مصطفی طاهری بیان کرد: علاقه شهید طاهری به تلاوت قرآن زیاد بود به گونهای که در ایام جنگ به شهید غلامعلی ترابی که یکی از دوستان صمیمی شهید طاهری و یک قاری و استاد قرآن برجسته در مشهد بود، گفت، «شما که صدای خوبی دارید و از مصطفی اسماعیل تقلید میکنید یک نوار صوتی از تلاوت خود را در اختیار من قرار دهید تا من به تمرین مشغول شوم.»
فرزند شهید طاهری اضافه کرد: شاخص بودن صوت تلاوت قرآن شهید طاهری در میان اعضا سپاه کاشمر هم مطرح بود و هرگاه جلسهای یا برنامهای در سپاه برگزار میشد از ایشان میخواستند که قرائت کند و حتی در آموزش قرآن به دیگران هم توجه خاصی داشت.
پسرم بیا بنشینیم و قرآن بخوانیم
وی به خاطرهای از کودکی خود با پدر اشاره کرد و ادامه داد: روزی پدر به من گفت، «پسرم بیا بنشینیم و با هم قرآن تلاوت کنیم» و بعد از آن سوره حمد را تلاوت کرد و نحوه درست ادای حروف را به من آموزش داد که لحن عربی در کلامش واضح بود.
طاهری افزود: حتی در جبههها نیز علاوه بر بحث فرماندهی و حضور نظامی به فعالیت دینی و قرآنی ادامه میداد و سخنرانیها و مناجاتخوانیهایی با درونمایه معارف قرآن و عترت برای رزمندگان ارائه میکرد و همیشه بر قدرت سلاح اخلاص و عرفان تأکید داشت.
بخشی از سخنرانیهای شهید طاهری در جمع رزمندگان جهت معرفتافزایی و روحیه به جهادگران جبهههای نبرد را در قسمت زیر بشنوید.
مطالعه کتب قرآنی در سلوک عارفانه
وی عنوان کرد: پدر، پیگیری مطالعههای دینی و مذهبی خود را زمانی که از جبهه برمیگشت، ادامه میداد و نیمههای شب یا مشغول عبادت و نماز شب بود، یا کتب دینی و قرآنی مثل تفسیر المیزان، نهجالبلاغه و کتابهای آیتالله دستغیب و شهید مطهری را مطالعه میکرد و این توجه به مطالعه در جنگ نیز استمرار داشت به طوری که در بسیاری از عکسهای ایشان در میدان جنگ هم کتاب همراه شهید طاهری است.

طاهری ابراز کرد: فعالیتهای شهید طاهری در تمامی زمینهها سرشار از اخلاص بود و از راه همین صفت حسنه به دنبال رسیدن به معبود خود میگشت و این مسئله برای تمامی دوستان، همکاران و کسانی که با وی در ارتباط بودند، آشکار بود.
حاج محمد، پاسداری نمونه، والا مقام و مجاهدی عارف بود
فرزند شهید طاهری با بیان چند خاطره از همرزمان پدر خود، گفت: سردار شهید نورعلی شوشتری در جایی به اخلاص پدرم اشاره کرد و گفت، اگر بخواهم یک پاسدار نمونه را معرفی کنم از حاج محمد طاهری نام میبرم و سردار شهید رفیعی نیز در توصیف این شهید گفت، شهید طاهری از نظر درجه ایمان و معرفت از ما بالاتر بود، آقای رحیمپور ازغدی نیز حکمت و نور شخصیت پدر را نه محصول محفوظات زبانی بلکه نتیجه اخلاص و جهاد انفسی ایشان دانست.
وی در حالیکه با اشک از اخلاص پدر سخن میگفت، بیان کرد: این اخلاص به اندازهای بود که حتی اجازه نمیداد نسبت به او و اعضای خانواده دلبستگی شدید ایجاد شود و همیشه زمانهای طولانی را در جبههها به سر میبرد.
آن قدر جبهه هستی که پسرت هم تو را نمیشناسد
پسر شهید طاهری در خاطرهای از زمان جنگ و حضور پدرش در جبههها، عنوان کرد: یک روز کسی در خانه را زد و من در را باز کردم و دیدم مردی پاسدار است و او را نمیشناسم و بعد احوال مرا پرسید و از من خواست تا مادرم را صدا بزنم، وقتی مادر آمد، او را دید به احوال پرسی مشغول شد، مادرم خندید و گفت، شما این قدر در جبهه هستی که حتی پسرت هم تو را نمیشناسد.
وی، در ادامه گفتههای خود در خصوص شخصیت پدر شهیدش به بیان خاطرات همرزمان شهید ادامه داد و گفت: شهید طاهری به رعایت حدود اسلامی بسیار حساس بود و همان طور که از نوشتههای ایشان هم مشخص است، برای جلوگیری از گناه هر اقدامی انجام میدادند و در کلام دوستان ایشان هم هست که مثلاً برای جلوگیری از غیبت به قرائت قرآن و دعای دستهجمعی متوسل میشد و همیشه نسبت به حقالناس و بیتالمال تأکید داشت.
تصویری از وصیتنامه شهید طاهری که بیانگر حساسیت ایشان نسبت به بیتالمال و ادای دین بنا بر احتیاط است

. وی در خصوص نحوه فعالیت نظامی پدر شهید خود توضیح داد و اضافه کرد: نقشههای اجرا شده در بسیاری از عملیاتها که توسط شهید طاهری طراحی شده بود در ستاد فرماندهی جنگ مورد بررسی قرار گرفت و بارها از ایشان خواسته شد تا در هسته فرماندهی کل سپاه پاسداران فعالیت کند، اما ایشان گفتند لازم است در خط مقدم جبهه فعال باشم و این مسیری بود که تا پایان ادامه داد.
خدایا شاهد باش برای دفاع از حریم قرآن به سپاه آمدم
شهید طاهری در یکی از نامههای خود مینویسد، «خدایا تو شاهدی که من از روزی که به سپاه وارد شدم، هدفی جز خدمت به اسلام و کمک به مظلومان و دفاع از حریم قرآن نداشتم و آن عشق به تو بود که مدتی را در بیابانهای جنوب و غرب سنگرنشین بودم و به این سنگرنشینیها که مرا ساخت، افتخار میکنم»
سردار شهید حاج محمد طاهری در توصیهای به خویشاوندان خود اظهار کرد؛ «همه را به تقوای الهی و اطاعت از قرآن و دستورات ولی فقیه توصیه میکنم و خود در جبهه هستم تا خدا را ملاقات کنم و هیچگاه احساس خستگی نخواهم کرد.»
کلام و قلم این شهید سرشار از عرفانی است که او از مکتب قرآن و اهلبیت(ع) آموخته است و در حالی که شاید تحصیلات کمی داشته باشد اما همواره از او درخواست میشد تا به بحث و سخنرانی معرفتی بپردازد و حتی برای روحانیان حاضر در گردانها نیز سخنرانی داشت و آنان از حرفهای وی یادداشتبرداری میکردند.
زیارت با ذلت کربلا را نمیخواهیم
شهید طاهری در یکی از سخنرانیهای خود در جبهه به تشریح فعالیتهای انقلابی میپردازد و این مسیر را ادامه راه سرخ امام حسین(ع) معرفی میکند و نقش طاغوتیان و صدامیان زمان خود که هدف مقابله با استقلال، آزادی و اسلام ایرانیان را دارند، آشکار می سازد و میگوید، «دعوت صدام از ما برای زیارت کربلا و نجف نمایشی دوروغین است، ما زیارت کربلا را با ذلت نمیخواهیم.»
وی پس از اینکه بارها در عملیاتهای جبهه مبارزه علیه رژیم صدام از جمله عملیات محرم، والفجر مقدماتی و رمضان حاضر شد، بارها مورد آسیب و جراحت قرار گرفت، اما سرانجام، در صبحگاه ۲۳ اسفندماه سال ۶۳، در جریان عملیات بدر که فرماندهی گردان خطشکن را به عهده داشت، سرش مورد اصابت گلوله دشمن واقع شد و آغوش آبهای نیلگون هورالعظیم پذیرای مردی شد که سالها شوق زیارت حضرت دوست را در دل داشت.

سنبل هفتسین ما رنگ لاله شد
یادآور میشود، پیکر گلگون سردار شهید حاج محمد طاهری پس از دو هفته و در ایام نوروز به وطن خود روستای مهدیآباد بازگشت و سنبل سفره هفتسین نوروز را به گلی سرخ تبدیل کرد، این پیکر آرام خفته در بستر خون، هدیه سال نو دوستان و همراهان بود که در خاک همیشه مقدس وطنش جای گرفت.



