جمعه 20 شهريور 1405 - Fri 11 Sep 2026
  • حمله به یک نفتکش در آب‌های سرزمینی عراق

  • دشمن ۲ هدف از ما بزند، به ۲۰ هدف حمله می‌کنیم

  • جنایت بی‌رحمانه جنگنده‌های سعودی در یمن

  • بارش برف ریزه ترکیه را سفیدپوش کرد / فیلم

  • خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری / عکس

  • گل تماشایی روماریو در دیدار نمایشی / عکس

  • پاکستان: عملیات یمن علیه عربستان توافقنامه مکه را فعال می‌کند

  • شهادت ماموستا محمد نزهتی توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور

  • جدایی یک ستاره پرسپولیسی در پایان فصل

  • حاج داود کریمی؛ مبارز مکتبی

  • سید امیر حسینی دلم پر از شکایته امام مهربون

  • این خودروها سهمیه اول و دوم بنزین ندارند

  • افشاگری علی کریمی علیه اکانت‌های سایبری پهلوی

  • نتانیاهو شمشیر انتخاباتی را از رو بست

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  • متلاشی شدن باند فساد اداری در شهرستان کلاردشت

  • برگ برنده استقلالی‌ها برای بازی با السد قطر

  • موج زائران در مسجدالحرام؛ سعودی‌ها چه کردند+ فیلم

  • تقدیر و تشویق دریادار عظمایی توسط رئیس ستادکل نیروهای مسلح

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 355553
    تاریخ انتشار: 25/مهر/1402 - 09:39

    ماجرای یک شرط بندی که محافظ حاج قاسم قبول نکرد

    وحید با یک ژستی گفت: داش مهدی، دیدی من درست گفتم؟ اصلا چرا شرط بستی؟ شرط بندی حرومه!

    ماجرای یک شرط بندی که محافظ حاج قاسم قبول نکرد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    تکواندو، فوتبال و شنا از ورزش های مورد علاقه وحید بود. به دیدن فیلم و سریال هم علاقه داشت. ساعت هشت شب بود. من و وحید و یکی دیگر از بچه ها دور هم نشسته بودیم.

    تلویزیون هم روشن بود. سریال تاریخی معمای شاه پخش می شد. آهنگ تیتراز پایانی سریال پخش شد؛ درباره ایران بود. من و وحید در خصوص خواننده ی این تیتراژ کَل انداختیم.

    من گفتم: «خواننده‌ش علیرضا قربانیه.»

    وحید گفت: «نخیر. سالار عقیلیه.» یکی از دوستان مان که آن جا بود، گفت: «این جوری نمیشه. شرط ببندین.» گفتم:«سر چی ببندیم؟»

    گفت:«کله پاچه» قبول کردم.

    بنده خدا پیگیری کرد و معلوم شد خواننده تیتراژ سالار عقیلی است. وحید با یک ژستی گفت: «داش مهدی، دیدی من درست گفتم؟ اصلا چرا شرط بستی؟ شرط بندی حرومه! مال حروم از گلوی آدم پایین نمیره.» حالا آن رفیق ما ول کن ماجرا نبود. موقع رفتن گفت: «فردا ساعت ۷ صبح می آم. کله پاچه رو بگیریم یا می گیرین؟»

    گفتم«خودمون می گیریم.»

    فردا ساعت ۷:۳۰ آمد. پرسید: «پس کله پاچه چی شد؟» با وحید رفتیم و خریدیم. خواستم حساب کنم که وحید گفت: « خودم حساب می کنم. گفتم که شرط بندی حرومه. مالش هم حرومه. خوردنش هم حروم اندر حرومه.»

    خلاصه به خاطر اینکه شرط کرده بودم و شرط هم حرام بود، وحید حساب کرد ولی بعد دونگم را دادم.

    به روایت همرزم شهید

    برگرفته از کتاب «من محافظ حاج قاسمم»
    خاطرات شهید وحید زمانی‌نیا (عضو تیم حفاظتی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی)

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما