پنجشنبه 07 آبان 1405 - Thu 29 Oct 2026
  • انهدام یک فروند پهپاد MQ1 ارتش تروریستی آمریکا در تنگه هرمز

  • اجرای احکام قطعی پرونده آذین خودرو با ۲۱۶۸ شاکی

  • انفعال سازمان ملل در برابر خطرات هسته‌ای

  • چرا دوره نهفتگی ایدز خطرناک است؟

  • بحران گازوئیل ماندگار شد

  • افزایش رفت‌وآمدهای دیپلماتیک همزمان با تقویت آرایش نظامی + عکس و فیلم

  • یحیی سریع: فرودگاه عدن را تخلیه کنید

  • بازگشت بورس به مدار صعود

  • جشن طلسم‌شکنی تاریخی لولا / عکس

  • ساحل سرخ استان شاندونگ چین در فصل پاییز/ عکس

  • زندان با الگوبرداری از زندان جنجالی السالوادور / فیلم

  • توییت حساب کاربری رهبر انقلاب خطاب به فرزندان ایران

  • دستگیری متهم ۶ هزار میلیارد تومانی در رشت

  • بن‌بست سیاسی، سناریوهای نخست‌وزیری و سایه جنگ با ایران+ عکس

  • جایی که بعثی‌ها از برنج سنگر ساختند! + عکس

  • ترمز واردات خودرو رسماً کشیده شد

  • فشارخون بالا دارید؛ این ۷ میوه را بخورید

  • با موشک‌های اقتدارآفرین مواضع آمریکا و اسرائیل نابود شد

  • : قطر به لوازم میانجی‌گری پایبند باشد

  • قیمت موبایل‌ امروز چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 355225
    تاریخ انتشار: 22/مهر/1402 - 09:35

    ماجرای شوخی خطرناک رزمندگان در حضور سران قوا

    موقع شام مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی، مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آقای میرحسین موسوی که آن موقع نخست وزیر بود و حضرت آقا که رئیس جمهور بودند بالای سفره نشستند و ما هم حدود ۱۰۰ نفر دور سفره نشستیم.

    ماجرای شوخی خطرناک رزمندگان در حضور سران قوا

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازجهان نیوز ،

    فرمانده سابق لشکر سیدالشهدا با اشاره به خاطره دیگری بیان داشت: در دیدار دیگری، حضرت آقا فرمودند که فلانی شام پیش ما می‌مانید؟ من یک نگاهی کردم و گفتم آقا نیکی، پرسش دارد؟ اگر برای شما زحمتی نیست، بله. فرمودند نخیر هیچ عذری نیست. بعد سؤال فرمودند که برای بچه‌ها شام چی تهیه کنیم؟

    وی افزود: گفتم هر چیزی که در شهر بهتر از آن پیدا نمی‌شود. چون ما که در جبهه غذای درستی نمی‌توانیم بدهیم. حداقل در ضیافت ریاست جمهوری یک غذای خوب بخورند. فرمودند چلوکباب کوبیده خوب است؟ گفتم از سر ما هم زیاد است. چون ما دو دیدار دیگر هم داشتیم، گفتم امکانش هست سران قوا و نخست وزیر هم در این دیدار حضور داشته باشند؟ فرمودند بله چرا نمی‌شود.


    سردار فضلی گفت: موقع شام مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی، مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، آقای میرحسین موسوی که آن موقع نخست وزیر بود و حضرت آقا که رئیس جمهور بودند بالای سفره نشستند و ما هم حدود ۱۰۰ نفر دور سفره نشستیم. من هم کنار این بزرگواران نشسته بودم.

    وی ادامه داد: قدیم‌ها نوشابه‌ها شیشه‌ای بود که تشتک داشت و سبزی هم بود که تربچه‌هایش چشمک می‎زد. من دیدم انتهای جلسه برادرها شوخی‌شان گرفته و یکی به دیگری تشتک پرت کرد و آن دیگری ترب پرت کرد سمت برادر دیگر؛ گفتم ای داد بیداد؛ سران قوا نشسته‌اند و برادرها شوخی‌شان گرفته. نگاه انداختم ببینم کسی به اینها چشم غره پدرانه‌ای می‌رود که مثلاً بد است در محضر سران قوا. دیدم هیچ کسی به ما نگاه نمی‌کند.

    سردار فضلی اظهار داشت: حضرت آقا متوجه نگاه‌های من شدند و فرمودند که فلانی چکارشان دارید؟ گفتم من نگران بودم به ساحت شما و سران قوا جسارت شود. فرمودند نخیر دارند شوخی می‌کنند؛ بگذارید شوخی کنند. من آرام گرفتم ولی لحظاتی بعد دیدیم این تشتک‌ها آرام آرام به نزدیکی سران قوا هم رسید. خلاصه که ایشان کریمانه رفتار می‌کردند. حضرت آقا هر بار که به ما نگاه می‌کردند، نگاه واحدی می‌کردند. خداوند ایشان را برای اسلام و همه ما و کشور محافظت کند و ان‌شاءالله پرچم را ایشان به دست صاحب‌الزمان برسانند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما