یکشنبه 01 شهريور 1405 - Sun 23 Aug 2026
  • دفن اجساد منافقین در یک مرکز زباله

  • حمله ضدصهیونیستی با سلاح سرد در کرانه باختری / فیلم

  • آغاز پرداخت معوقات بازنشستگان

  • عراقچی: فشار اقتصادی آمریکا شکست خواهد خورد

  • خبر فوری / به تاخیر افتادن واریز کالابرگ برای این خانوارها

  • جانشین محمد عمری در ترکیب پرسپولیس کیست

  • امیر جدیدی و زین‌العابدین با اسکورت به سینما می‌آیند

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۱ شهریور

  • عکس های قدیمی از سپهبد محمد پاکپور

  • جنگ اقتصادی یعنی اذعان به شکست نظامی مقابل ایران

  • فرمانده ارتش پاکستان به تهران می‌آید

  • فلسطین آرمانی زنده و تغییرناپذیر است

  • اینترسپت: موساد در ایران شکست خورد

  • راه‌حل مدیرکل وزارت ارشاد برای حل ناترازی بنزین

  • زمان دقیق بازی امروز استقلال و سپاهان

  • قیمت گوشت قرمز امروز یکشنبه ۱ شهریور

  • شکستی دیگر در کارنامه مذاکراتی ترامپ و آمریکا + عکس

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۱ شهریور

  • خون بیرانوند از خون یک پاکبان رنگین‌تر است؟

  • «مجید آدینه» از تروریست‌های دی ماه اعدام شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 354787
    تاریخ انتشار: 17/مهر/1402 - 10:15

    پسر ۷ ساله قربانی همسایه دو قطبی

    پس از این شکایت پسر شرور دستگیر شد و کودک آزاردیده نیز همراه مادرش برای روان درمانی به مرکز مشاوره پلیس معرفی شد.

     پسر ۷ ساله قربانی همسایه دو قطبی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از روزنامه اران،

    حوالی ظهر بود که سینا مثل هرروز برای بازی با دوستش مجید به کوچه رفت. مریم خانم که سرگرم آشپزی بود با دیدن پسرش که در حیاط را باز کرده و از خانه بیرون می‌رفت با صدای بلند گفت: پسرم جای دور نری، همین جلوی خانه بازی کن. مراقب خودت باش. سینا گفت: می‌خوام توی کوچه با مجید کارت‌بازی کنم. بعد هم در را بست و رفت.

    نیم‌ساعتی از رفتن پسر ۷ ساله گذشته بود که صدای زنگ در خانه بلند شد. مریم خانم در را که باز کرد، زن همسایه را دید. دست سینا را در دست داشت و بچه در حال گریه کردن بود. با دیدن چهره مضطرب و هراسان زن که رنگ به صورت نداشت و وضعیت آشفته پسر کوچولو، مریم خانم وحشت زده و شوکه پرسید: چه اتفاقی افتاده؟ چی شده، چه بلایی سر بچه‌ام آمده است؟

    مادر مجید کمی این پا و اون پا کرد و با لکنت گفت: مریم خانم می‌خوام موضوعی رو بهت بگم، فقط خواهش می‌کنم عصبانی نشو.

    زن جوان که کلافه شده بود، گفت: حرف بزن دیگه چی شده؟

    زن گفت: من در حیاط خانه داشتم لباس می‌شستم که دیدم سعید پسر بزرگم سینا را به خانه آورد. سینا گفت سعید بهش گفته کارت‌های جدید دارم، بیا بریم خانه ما تا همه کارت‌ها را به تو بدهم. راستش مریم خانم، سعید کمی مشکل روحی و روانی داره، ترسیدم؛ بهش گفتم بذار بچه بره اما سر من داد زد که برو بیرون. من نرفتم، گفتم با بچه چی کار داری؟ گفت برو تو، کاری نداشته باش. بعد سینا را داخل اتاق برد. شک کردم، پشت‌سرش رفتم؛ می‌خواست بچه رو اذیت کنه، من رفتم جلو که با منم درگیر شد و به هر بدبختی بود سینا را کشیدم بیرون و آوردم بیرون. نذار دیگه بچه‌ات بیاد خونه ما.

    مریم خانم با شنیدن حرف‌های زن همسایه انگار دیوانه شده بود. چادرش را به سر کشید و در حالی که داد و فریاد می‌کرد و ناسزا می‌گفت، به طرف خانه سعید رفت. می‌خواست او را کتک بزند که بقیه همسایه‌ها جلویش را گرفتند. بعد هم زن جوان با بچه‌اش راهی کلانتری شد. اما در آنجا راز جنایت‌های سیاه پسر ۱۷ ساله فاش شد و سینا گفت که قبلاً هم سعید به بهانه‌های مختلف او را به خانه کشانده و مورد آزار قرار داده بود. بعد هم تهدید کرده بود اگر به مادر و پدرش حرفی بزند، همه آنها را می‌کشد.

    پس از این شکایت پسر شرور دستگیر شد و کودک آزاردیده نیز همراه مادرش برای روان درمانی به مرکز مشاوره پلیس معرفی شد.

    سحر بوجارزاده روانشناس، معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی غرب استان تهران

    در این پرونده که حدود یک ماه قبل به مرکز مشاوره فرستاده شد، پس از بررسی مشخص شد که کودک موردنظر پسر بچه‌ای آرام و کم‌حرف و از لحاظ روحی سالم بوده است که متأسفانه این حادثه برایش رخ داده و خانواده او نیز دچار التهابات روحی و روانی شده‌اند. از سوی دیگر می‌بینیم که خانواده‌ها اغلب نگران دخترانشان هستند و مراقبت بیشتری از آنها می‌کنند در حالی که نگرانی زیادی درباره پسرانشان ندارند و فکر می‌کنند برای پسرها مشکلات اینچنینی پیش نمی‌آید. حال آنکه به همان میزان که باید از دخترها مراقبت کرد، پسرها نیز نیازمند مراقبت هستند و چه بسا بیشتر؛ چرا که ما در بسیاری از پرونده‌ها می‌بینیم اغلب پسرانی که در دوران کودکی قربانی آزارهای جسمی شده‌اند، وقتی به سن نوجوانی و جوانی می‌رسند، به خاطر آسیبی که به آنها وارد شده، به دنبال عقده‌گشایی و انتقام می‌روند و خودشان به یک آزارگر تبدیل می‌شوند. بنابراین باید کودکان آزاردیده را در همان کودکی درمان کرد تا در آینده از بروز مشکلات بیشتر جلوگیری شود.

    از سوی دیگر سعید که دچار بیماری دوقطبی است و مادرش نیز از این موضوع اطلاع داشته، اگر زودتر تحت درمان قرار می‌گرفت، دست به این جرایم نمی‌زد و در واقع یک بیمار تبدیل به یک مجرم نمی‌شد.

    نظرات بینندگان
    نظرات شما