به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»
ابتدا صورت مسئله را ابتدا به روشنی بدانیم. دولت سوئد در ظاهر به قرآن سوزی مجوز نداد. ولی بنظر من پلیس و دولت سوئد یک سو استفاده از پروسه قانونی انجام دادند که نتیجه آن قرآن سوزی بود. فردی از پلیس سوئد به دادگاه شکایت کرد که از تظاهرات و آزادی بیان او جلوگیری شده است پلیس سوئد استدلال نکرد که سوزاندن کتاب آسمانی بیش از یک میلیارد انسان و توهین به مقدسات آنها در تعارض با آزادی بیان است بلکه پلیس سوئد عمدا چشم خود را بر این موضوع بست و استدلال کرد که ممکن است امنیت فرد هنگام این اقدام قابل تامین نباشد. دادگاه نیز این دلیل را نپذیرفت و در رای خود بیان نمود که چون پلیس شواهد کافی مبنی بر عدم امنیت تظاهر کننده اقامه نکرده است، پلیس محکوم است و فرد می تواند به کار خود ادامه دهد. این یک پروسه ساختگی و ظاهرسازی قانونی برای توهین به مقدسات مسلمانان بود.
بصورت کلی باید گفت که مسلمانان مخالف آزادی بیان نیستند. نمی توان و نباید مخالف آزادی های بنیادین بود. چون وجود این آزادی ها و محترم شمردن آنها برای همه انسانها سودمند هستند. مسلمین هم بارها با استناد به آزادی بیان و آزادی مذهب و عقیده نظر خود را بیان کرده اند و مناسک خود را در اقصی نقاط جهان بجای آورده اند. این آزادیها بصورت موردی در جایی محدود می شوند که با یک آزادی دیگر در تعارض قرار گیرند. بصورت ساده تر، نمی شود یک آزادی را بعنوان سلاح استفاده کرد و آزادی دیگر را مورد حمله قرار داد و به بهانه یکی خنجر در پهلوی دیگری فرو کرد. همه حقوق و آزادیهای بشر مانند یک مکعب چند وجهی بنحوی با هم آمیخته اند که تضعیف یکی بتدریج باعث تضعیف و بی معنی شدن بقیه خواهد شد. در این مورد دولت سوئد اجازه داد که با سو استفاده از آزادی بیان به هسته مرکزی وجدان، عقیده و اعتقاد همه مسلمانان آشکارا توهین شود و بسیاری را آزرده نماید. در واقع این خشونتی آشکار علیه مسلمانان بود. اگر در مورد هر دین و عقیده دیگری نیز این اتفاق می افتاد شایسته محکومیت بود.
اقدامات تند، افراطی، تهدید، و برخوردهای شعاری کمکی به اسلام و قرآن نمی کند بلکه وجهه مسلمین را نزد سایر مردم جهان بدتر مخدوش می کند. باید از روشهای معقول و قانونی استفاد کرد.
آیا کشورهای اسلامی می توانند با همبستگی و اتحاد تا مدتی روابط تجاری و رفت و آمد سیاسی خود را با کشور سوئد محدود نمایند؟ آیا اصولا کشورهای اسلامی توان اخذ یک تصمیم واحد، ساده و روشن را دارند؟ آیا اگر چنین تصمیمی گرفته شد کسی به این تصمیم پایبند خواهد ماند؟ آیا کشورهای اسلامی می توانند سایر کشورهای جهان را وادار نمایند که سوئد را محکوم نمایند؟ یا یک کشور کوچک و نه چندان مهم سوئد نفوذی بالاتر از همه کشورهای اسلامی دارد؟
در محکومیت این عمل می توان به دو نوع محکومیت اشاره کرد: اول محکومیت عمل. یعنی محکومیت قرآن سوزی یا سوزاندن هر کتاب مقدس. دوم محکومیت کشور سوئد بعنوان کشوری که در ممانعت از آن هیچ اقدام قانونی انجام نداده است.
محکومیت اول زحمت زیادی ندارد. هر کس می تواند بصورت کلی بگوید چنین اقدامی را محکوم می کند. این کار هزینه ای به دولت سوئد تحمیل نمی کند. ولی آیا بیش از هفتاد کشور مسلمان می توانند یک هزینه قانونمند به دولت سوئد تحمیل کنند تا سایر کشورهای جهان از آن درس بگیرند و در موارد بعدی به احساسات و اعتقادات مردم این کشورها احترام بگذارند؟ چگونه است که هر اتفاقی که در یک کشور غیر غربی اتفاق می افتد به محض اینکه یک کشور غربی اراده کند بسرعت همه غربیها متحد شده و محکومیتهای مختلف از جمله علیه یک عمل به همراه کشور محل اقدام را در جهان صادر می کنند. ولی کشورهای مسلمان نمی توانند حتی بین خود محکومیت یک کشور اروپایی را تصویب کنند یا اقدامی جمعی علیه آن انجام دهند. آیا می دانستید همه محکومیتها، تحریمها، سرزنش ها و اسنادی که علیه کشورهای مسلمان و جهان سوم صادر می شود با رای مسلمانان و کشورهای جهان سوم اجماع یا تصویب می شود؟ مستکبرین جهان که در اقلیت مطلق بسر می برند، چگونه است که مدام مستضعفین محکوم می شوند؟
حال همه کشورهای اسلامی می توانند خود را محک بزنند و قدرت خود را به بوته آزمایش بگذارند. آیا می توانند قطعنامه ای را از مجمع عمومی سازمان ملل متحد بگیرند که محکومیت دولت سوئد و اهانت به کتب آسمانی و عقیده و مذهب همه انسانها آشکارا در آن بیان شود؟ موفقیت در این اقدام پیامدهای مثبت زیادی برای کشورهای اسلامی خواهد داشت و عدم موفقیت آنها ضعف آنها را آشکار خواهد کرد که باید به فکر فرو رفته و در مورد ساختار نظام بین الملل چاره ای بیندیشند.



