شنبه 07 شهريور 1405 - Sat 29 Aug 2026
  • «پاییز» دوشنبه به شمال ایران می‌رسد

  • تلاش پرسپولیس برای رساندن بازیکن به استقلال

  • کره شمالی؛ «پاسخ قدرتمند» به آمریکا می‌دهیم

  • دشمن دنبال ایجاد اختلاف است؛ همه وحدت را حفظ کنند

  • انهدام باند ‌پیچیده جعل اسناد ‌در ‌بابلسر

  • پاسخ قالیباف به ادعاهای گزاف فرمانده سنتکام

  • بیانیه وزارت خارجه درباره تروریسم اقتصادی آمریکا علیه ایران

  • تیم ملی بسکتبال برابر نیوزیلند باخت

  • انفجار بمب در مقابل کاخ دادگستری الحسکه سوریه

  • بازداشت ۳۰ لیدر اصلی، مرتبطان و تخریب‌گران اموال مردم در کودتای دی در استان مرکزی

  • عزیزی: تنها مسیر برای آمریکا چیست؟

  • ماست یونانی برای کاهش وزن

  • مردم منطقه راهی جز قدرت، اتحاد و همکاری ندارند

  • وضعیت سربازی بیرانوند امشب مشخص می‌شود

  • قیمت جهانی طلا ۶ شهریور ماه؛ اونس ثابت ماند

  • بختیاری‌زاده: بازی با فولاد برایم ویژه است

  • اگر دشمن حماقت کند شگفتانه‌هایی برای آن‌ها داریم

  • نرخ تورم نقطه به نقطه در مرداد به ۸۹ درصد رسید

  • انفجار جدید در پالایشگاه نفت روسی

  • جشن میلاد پیامبر(ص) هیئت کجا برویم؟

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 347246
    تاریخ انتشار: 27/تير/1402 - 12:16

    خاطره زن رضاشاه از بی غیرتی شوهرش +جزئیات

    من امروز مرگ را بر این زندگی ترجیح می‌دادم که زنم را سر برهنه پیش اغیار ببرم، ولی چه کنم و گرنه (غربی‌ها) ما را وحشی می‌نامند.

    خاطره زن رضاشاه از بی غیرتی شوهرش +جزئیات

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل ازجهان نیوز

    امیر اسدالله علم یکی از مشهورترین سیاستمداران عصر پهلوی، محرم اسرار و از معدود شخصیت‌های مورد اعتماد محمدرضا پهلوی بود.

    مجموعه یادداشت‌های اسدالله علم که هر روز آن را به صورت محرمانه ثبت می‌کرده، منعکس‌کننده وقایع و اوضاع تاریخی و سیاسی سال‌های 1346 تا 1356 است.

    «اسدالله علم» معتمد «محمدرضا پهلوی» در خاطره‌ای می‌نویسد: "سر شام رفتم. صحبتهای مختلف شد، ولی دو قسمت بسیار مهم پیش آمد. یکی صحبت ۱۷ دی (۱۳۱۴) و آزادی بانوان که علیاحضرت ملکه پهلوی تعریف کردند روزی که رضاشاه مرا از اندرون برداشتند و بدون حجاب با خود به دانشسرای عالی بردند، در بین راه در اتومبیل به من گفتند «من امروز مرگ را بر این زندگی ترجیح می‌دادم که زنم را سر برهنه پیش اغیار ببرم، ولی چه کنم کاری است که برای کشور لازم است وگرنه (غربی‌ها) ما را وحشی و عقب‌افتاده می‌نامند(!!)»"

    منبع: خاطرات علم، جلد چهارم، ص ۲۹۸ (۷ دی ۱۳۵۳)


    download

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما