شنبه 09 آبان 1405 - Sat 31 Oct 2026
  • سلیم موذن زاده / یا فاطمه من عقده ی دل وا نکردم

  • روایت مردی هندی پس از درگذشت همسرش / عکس

  • حمله پهپادی به پالایشگاه نفت روسیه / فیلم

  • پاییز رویایی در پل تاریخی راکوتزبروک آلمان / عکس

  • محمد نخودی مقتدرانه فینالیست شد +فیلم

  • اجرای پدافند غیرعامل در نیروهای مسلح ضرورت دارد

  • ماجرای شکست عراقی‌ها در آبادان / یادی از شهید دریاقلی سورانی

  • خروج خودرو و موبایل از بازار رسمی ارز کلید خورد

  • فرار دریانوردان تحت اسکورت آمریکا از تنگه هرمز

  • جزئیات سفر هیأت حج ایران به عربستان

  • توقیف اموال مالک آموزشکده اینورس به دلیل اقدام علیه امنیت ملی

  • انواع دارایی‌های مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی-صهیونی باید در تیررس قرار گیرد / پاسخ فوری بدون محدودیت جغرافیا به تهدید دشمن

  • حمله دشمن آمریکایی به دو قایق صیادی در تنگه هرمز

  • اژه‌ای: پرونده همکاران دشمن سریع تعیین‌تکلیف شود

  • عمان میانجی بی طرف یا بازیگر منافع انگلیس؟

  • پشت پردهٔ تهدیدهای هالیوودی واشنگتن+ عکس

  • یک دانشجوی هتاک دیگر حکم اخراج گرفت

  • کنایه بقائی به کانادا درباره ادعاهای شیخ‌نشین امارات

  • صعود محمد نخودی به یک چهارم نهایی قهرمانی جهان

  • هشدار سخنگوی ارتش به آمریکا

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 340010
    تاریخ انتشار: 10/ارديبهشت/1402 - 14:31

    شهیدی که به قولش عمل کرد وبعدا آسمانی شد

    همسر شهید پورهنگ می‌گوید: محمد به من قول داد خواسته‌ام را عملی کند؛ چون تنها شرط من برای ازدواج این بود. البته همه می‌گفتند این یک کار نشدنی است.

    شهیدی که به قولش عمل کرد وبعدا آسمانی شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» محمد پورهنگ در سال ۱۳۵۶ در شهرری متولد شد. او از جمله روحانیونی بود که نتوانست نسبت به اوضاع سوریه بی‌تفاوت باشد. به همین علت همه تلاش خود را برای دفاع از حرم حضرت زینب(سلام‌الله علیها) انجام داد تا اعزام شود. سرانجام این شهید عزیز در تاریخ ۳۱ شهریور سال ۹۵ در لازقیه سوریه به شهادت رسید؛ در حالی که دو فرزند دختر از خود به یادگار گذاشته است. آنچه خواهید خواند خاطره‌ای است از همسر شهید پورهنگ و خواهر شهید اصغر پاشاپور، از شرطی که روز خواستگاری برای همسرش گذاشت.


    شهید محمد پورهنگ به همراه خانواده اش

    محمد حدود ۱۰ سال سیگار می‌کشید. خودش می‌گفت نخ بعدی را با نخ قبلی روشن می‌کرد! من، هم به دود سیگار آلرژی داشتم و هم فکر اشتباهی داشتم و گمان می‌کردم سیگاری‌ها از نظر اخلاقی آدم‌های درستی نیستند. فکر می‌کردم حتما سیگاری‌ها باید فلان خصوصیت اخلاقی را هم داشته باشد. بعداً فهمیدم که چند نفر از علما و بزرگان هم سیگاری بوده‌اند!

    حاج محمد می‌گفت: سیگار را به خاطر بد بودنش کنار نمی‌گذارم، بلکه به خاطر شما کنار می‌گذارم و این دو تا از هم جداست. واقعا هم به این نتیجه رسید.

    به من قول داد چون تنها شرط من برای ازدواج این بود که سیگار را کنار بگذارد. همه می‌گفتند این یک کار نشدنی است. مادرم خیلی ناراحت بود و گمان می‌کرد اصغرمان هم در کنار رفاقت با محمد سیگاری می‌شود! اما او سیگار را کامل گذاشت کنار و گفت: خودم احساس می‌کنم این وبال گردن من شده. می‌خواستم آن را کنار بگذارم و یک انگیزه لازم بود که همین ازدواج است. نه تنها دیگر سیگار نکشید که بدش هم می‌آمد و می‌گفت: وقتی به روزهایی که سیگار می‌کشیدم فکر می‌کنم، ‌از خودم بدم می‌آید!

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما