سه شنبه 10 شهريور 1405 - Tue 01 Sep 2026
  • احتمال تعطیلی لیگ برتر قوت گرفت

  • صنعت شیلات در اروپا، قربانی خشکسالی

  • نیروهای مسلح تجهیزات خود را به‌روز کرده‌اند

  • راه در رو آمریکا در تنگه هرمز بسته شد

  • علی کریمی با یک استوری ناموسی، رضا پهلوی را آنفالو کرد

  • خبر بد برای سرخابی‌ها؛دو ستاره تیم غایبان بزرگ دربی

  • نپال پس از سیل مرگبار / عکس

  • حرکت عجیب و خطرناک علیرضا جهانبخش حین بازی/ فیلم

  • قیمت نفت امروز دوشنبه ۹ شهریور

  • افشاگری عراقچی از فریبکاری نتانیاهو

  • خطای مزدوران دشمن برای ایجاد آشوب داخلی با پاسخی محکم مواجه می‌شود/ ایران اسلامی آماده رویارویی با متجاوزین است/ تاکید بر تعیین تکلیف سریع وضعیت زندانیان مُعسر

  • پزشکیان با نخست‌ وزیر هند دیدار کرد+ فیلم

  • کارزار فشار اقتصادی آمریکا نتیجه «صلح شرافتمندانه» اصلاحات است؟

  • وزیر کار: زمان واریز معوقات بازنشستگان اعلام شد

  • ردپای نفت‌کش هدف قرارگرفته پیدا شد

  • داور داربی مشخص شد؟

  • پزشکیان در حاشیه اجلاس شانگهای با پوتین دیدار می‌کند

  • چرا زنان میانسال باید ورزش‌ کنند

  • ترس بزرگ پرسپولیس در آستانه دربی!

  • پریشونم یه جورایی شبیه مجنونم از حسین ستوده

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 340010
    تاریخ انتشار: 10/ارديبهشت/1402 - 14:31

    شهیدی که به قولش عمل کرد وبعدا آسمانی شد

    همسر شهید پورهنگ می‌گوید: محمد به من قول داد خواسته‌ام را عملی کند؛ چون تنها شرط من برای ازدواج این بود. البته همه می‌گفتند این یک کار نشدنی است.

    شهیدی که به قولش عمل کرد وبعدا آسمانی شد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» محمد پورهنگ در سال ۱۳۵۶ در شهرری متولد شد. او از جمله روحانیونی بود که نتوانست نسبت به اوضاع سوریه بی‌تفاوت باشد. به همین علت همه تلاش خود را برای دفاع از حرم حضرت زینب(سلام‌الله علیها) انجام داد تا اعزام شود. سرانجام این شهید عزیز در تاریخ ۳۱ شهریور سال ۹۵ در لازقیه سوریه به شهادت رسید؛ در حالی که دو فرزند دختر از خود به یادگار گذاشته است. آنچه خواهید خواند خاطره‌ای است از همسر شهید پورهنگ و خواهر شهید اصغر پاشاپور، از شرطی که روز خواستگاری برای همسرش گذاشت.


    شهید محمد پورهنگ به همراه خانواده اش

    محمد حدود ۱۰ سال سیگار می‌کشید. خودش می‌گفت نخ بعدی را با نخ قبلی روشن می‌کرد! من، هم به دود سیگار آلرژی داشتم و هم فکر اشتباهی داشتم و گمان می‌کردم سیگاری‌ها از نظر اخلاقی آدم‌های درستی نیستند. فکر می‌کردم حتما سیگاری‌ها باید فلان خصوصیت اخلاقی را هم داشته باشد. بعداً فهمیدم که چند نفر از علما و بزرگان هم سیگاری بوده‌اند!

    حاج محمد می‌گفت: سیگار را به خاطر بد بودنش کنار نمی‌گذارم، بلکه به خاطر شما کنار می‌گذارم و این دو تا از هم جداست. واقعا هم به این نتیجه رسید.

    به من قول داد چون تنها شرط من برای ازدواج این بود که سیگار را کنار بگذارد. همه می‌گفتند این یک کار نشدنی است. مادرم خیلی ناراحت بود و گمان می‌کرد اصغرمان هم در کنار رفاقت با محمد سیگاری می‌شود! اما او سیگار را کامل گذاشت کنار و گفت: خودم احساس می‌کنم این وبال گردن من شده. می‌خواستم آن را کنار بگذارم و یک انگیزه لازم بود که همین ازدواج است. نه تنها دیگر سیگار نکشید که بدش هم می‌آمد و می‌گفت: وقتی به روزهایی که سیگار می‌کشیدم فکر می‌کنم، ‌از خودم بدم می‌آید!

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما