جمعه 20 شهريور 1405 - Fri 11 Sep 2026
  • حمله به یک نفتکش در آب‌های سرزمینی عراق

  • دشمن ۲ هدف از ما بزند، به ۲۰ هدف حمله می‌کنیم

  • جنایت بی‌رحمانه جنگنده‌های سعودی در یمن

  • بارش برف ریزه ترکیه را سفیدپوش کرد / فیلم

  • خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری / عکس

  • گل تماشایی روماریو در دیدار نمایشی / عکس

  • پاکستان: عملیات یمن علیه عربستان توافقنامه مکه را فعال می‌کند

  • شهادت ماموستا محمد نزهتی توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور

  • جدایی یک ستاره پرسپولیسی در پایان فصل

  • حاج داود کریمی؛ مبارز مکتبی

  • سید امیر حسینی دلم پر از شکایته امام مهربون

  • این خودروها سهمیه اول و دوم بنزین ندارند

  • افشاگری علی کریمی علیه اکانت‌های سایبری پهلوی

  • نتانیاهو شمشیر انتخاباتی را از رو بست

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  • متلاشی شدن باند فساد اداری در شهرستان کلاردشت

  • برگ برنده استقلالی‌ها برای بازی با السد قطر

  • موج زائران در مسجدالحرام؛ سعودی‌ها چه کردند+ فیلم

  • تقدیر و تشویق دریادار عظمایی توسط رئیس ستادکل نیروهای مسلح

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 337013
    تاریخ انتشار: 27/اسفند/1401 - 12:56
    محمدامین_فرج‌اللهی

    ذهن‌زدگی و دوری از واقعیات جامعه؛ رویکرد چریکان دیروز و براندازان امروز

    محمد امین فرج اللهی در نوشته خود در مورد بیگانگی مخالفین قبل و بعد انقلاب با مردم می نویسد.

    ذهن‌زدگی و دوری از واقعیات جامعه؛ رویکرد چریکان دیروز و براندازان امروز

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» از انتقادهایی که سالهای پیش از انقلاب نسبت به هواداران مشی چریکی و مسلحانه مطرح می‌شد، «ذهن‌زدگی و دوری از واقعیات جامعه» بود. منتقدان می‌گفتند شما یک گروه محدودید که از مردم و جامعه بُریده‌ و با کتاب و اسلحه در لاک خانه‌های تیمی و زندگی مخفی خزیده‌اید و فکر می‌کنید دارید به عنوان طبقه‌ی پیشرو با استبداد مبارزه می‌کنید.

    غافل از اینکه در طول زمان، این جدابودن از مردم باعث می‌شود با بدیهی‌ترین واقعیات جامعه و مردم هم بیگانه شوید و تداوم این جدایی باعث بازتولید این ذهن‌زدگی می‌شود. انتقاد درست بود، زمستان ۴٩ وقتی چریک‌ها خواستند پاسگاه کوچک سیاهکل را تسخیر کنند و نشد، فراریانشان را مردم روستایی که در ذهن آنها قرار بود کمکشان کنند دستگیر کردند و تحویل دادند.

    از همان زمان تا پیروزی انقلاب، چریک‌ها تصورشان این بود که «مبارزه‌ی واقعی» و راه براندازی رژیم شاه، همین است. اما بهمن ۵٧ که انقلاب پیروز شد، جماعت پیشرو یا در زندان بودند و توسط مردم بیرون آورده شدند، یا در خانه‌های تیمی بوند و یا در قبرستان. موضوع تله تیٔاتر “حصار در حصار” محسن مخملباف پس از انقلاب دقیقا نقد همین ذهن‌زدگی بود.

    بگذریم، حالا حکایت این مبارزان راه آزادی و مدعیان براندازی جمهوری اسلامی هم همین است. دختر جوان زندان بوده، نفر اول مملکت عفوش کرده و آمده بیرون و دارد جلوی زندان فریاد می‌زند و شعار می‌دهد تا به قول خودش ضحاک را به زیر بکشد. به نظر من بزرگترین خیانتی که رسانه‌های آنور آبی در حق امثال این دختر کرده‌اند، باوراندن این خیال و وهم است که هرچه رادیکال‌تر باشید، نظام سریع‌تر سقوط می‌کند.

    پمپاژ مداوم این نگاه تخیلی و ذهن‌زده توسط موج قوی رسانه‌ای در کنار بزرگنمایی و پررنگ و لعاب جلوه‌دادن اقداماتشان، این چرخه را بازتولید می‌کند. جوانهای سرخورده را رادیکال می‌کنند، به زندان می‌فرستند و پس از آزادی هم به عنوان سمبل مبارزه بزرگشان می‌کنند و دامی می‌شوند برای بعدی ها.

    چریکهای پیش از انقلاب فکر می‌کردند با ترور فلان مسیٔول نظامی رژیم شاه دارند دیوار اختناق را سست می‌کنند و این بندگان خدا هم فکر میکنند با این کارهای رادیکال نمادین و انتشار فیلمش، یک گام به براندازی نزدیکتر می‌شوند.

    واقعیت این است که طیف ناراضی جامعه وجود و واقعیت دارد، اما انتخابش لزوما «رادیکالیسم و براندازی» نیست.  در این سال‌ها مبارزان ذهن‌زده، لشگر شکست‌خورده‌ای بوده‌اند که نسبتی با واقعیات جامعه نداشتند و مسیرشان مقصدی جز زندان یا مهاجرت اجباری به خارج پیشِ رویشان نگذاشته است.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما