دوشنبه 26 مرداد 1405 - Mon 17 Aug 2026
  • مقاومت تنها در میدان‌های سخت رقم نمی‌خورد

  • موضع بی‌پرده‌ نوید محمدزاده درباره فلسطین

  • امارات در تلاش برای جبران ضربات جنگی

  • پیدا شدن جسد ۱ صهیونیست در فنلاند

  • تاکید پاکستان بر نقش توافق مکه در دفاع از منطقه

  • قیمت طلای جهانی امروز دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

  • فریاد «نه به جنگ» مقابل سفارت آمریکا در سئول

  • اگر کنوانسیون خزر خوب است، چرا دولت مسئولیتش را گردن مجلس انداخته؟ + عکس و فیلم

  • انقضای تفاهم اسلام‌آباد نفت را گران می‌کند

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۲۶ مرداد

  • تنگه هرمز خلوت‌تر از همیشه شد

  • از «کار کثیف» اسرائیل تا دیپلمات‌های فرانسوی؛ اروپا و جنگ علیه ایران

  • آغاز توزیع کارت کنکور ۱۴۰۵

  • قدرت مردم

  • تمامی عوامل قتل حمیدرضا رجب‌زاده دستگیر شدند

  • کانادا به «تیم ذخیره» آمریکا در جنگ علیه ایران تبدیل شده است

  • اردوغان: اسرائیل محرک اصلی جنگ در منطقه است

  • روایتی از کهن ترین سکونتگاه بشر در ایران / فیلم

  • غیر عشق تو میخوام هر عشقی رو خاک کنم

  • رزمندگان اسلام مسلح ترین ارتش را به زانو در آورد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 332607
    تاریخ انتشار: 24/بهمن/1401 - 23:29

    شکنجه‌گری که دموکراسی‌خواه شد!

    پرویز ثابتی رئیس اداره سوم ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) و مسئول مستقیم مأموریت اصلی این اداره، «مبارزه با تروریسم» که در آبان‌ماه ۵۷ از ایران خارج شد و در چهاردهه گذشته جز انتشار کتاب خاطرات، گفت‌وگویی مختصر درباره آن و پخش صدایش در مستندی مربوط به امیرعباس هویدا، کمتر اجازه انتشار تصویری از خود را به رسانه‌ها داده بود، حالا در ۲۲ بهمن ۱۴۰۱ با دختر و همسرش در تجمع مخالفان جمهوری اسلامی در لس‌آنجلس حاضر شده و عکس یادگاری گرفته است.

    شکنجه‌گری که دموکراسی‌خواه شد!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از  ایسنا، انتشار این تصویر و تایید حضور و حمایت یکی از کلیدی‌ترین چهره‌های امنیتی حکومت پهلوی که در دستگیری، شکنجه و تیرباران فعالان سیاسی از چریک و توده‌ای و خَلقی گرفته تا ملی‌مذهبی و ۱۵ خردادی مسئولیت مستقیم داشته است، با انتقادات گسترده‌ای از سوی کاربران شبکه‌های اجتماعی مواجه شد و البته دفاع تمام‌قد سلطنت‌طلبان و حامیان رضا پهلوی را هم با خود به همراه آورد.

    پرویز ثابتی متولد سنگسر سمنان در سال ۱۳۱۵ از خانواده‌ای مرفه، فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران از ۲۲ سالگی جذب سازمان اطلاعات و امنیت کشور شد و پس از مدتی ریاست در اداره یکم ساواک که کارهای مربوط به ستاد فرماندهی و اداری و استخدامی را انجام می‌داد، از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ به ریاست اداره سوم که مهمترین رکن ساواک محسوب می‌شد و مسئولیت امنیت داخلی را برعهده داشت منصوب شد. او پس از کشتار معترضان حکومت پهلوی در میدان ژاله در ۱۷ شهریور ۵۷ و پیش از تیراندازی ماموران حکومتی به دانش‌آموزان حاضر در محوطه دانشگاه تهران در ۱۳ آبان همان‌سال با نام مستعار از فرودگاه مهرآباد ایران را به مقصد لندن ترک کرد.

    ثابتی به روایت نزدیکانش درست نقطه مقابل سپهبد نعمت‌الله نصیری، مقام بالادستش در ساواک تلقی می‌شد؛ او «شیک‌پوش، مبادی آداب و باهوش» بود و آنطور که از در توصیفش از رضا براهنی نقل شده «اگر به خواستگاری خواهرت می‌آمد، نمی‌توانستی جوابش کنی.» ثابتی نقش «مغز» ساواک را بازی می‌کرد و نصیری «مشت» سازمان اطلاعات و امنیت کشور محسوب می‌شد. او در اسرائیل و آمریکا دوره دیده بود و در مقابله ساواک با روشنفکران مخالف حکومت و مواجهه با فعالان سیاسی، ابزار شکنجه و برخوردهای خودسرانه را به عنوان حرف اول به کار می‎گرفت.

    او در طول سالهای ۴۹ تا ۵۶ تمرکز خود را بر پروژه‌ای موسوم به «مبارزه با تروریسم» در ساواک گذاشت که هدف اصلی آن ریشه‌کن کردن مبارزه مسلحانه علیه حکومت پهلوی بود، روندی که کارنامه خشونت‌باری برای ثابتی و همکارانش در ساواک به جای گذاشت و نقطه آغازش را می‌توان واقعه سیاهکل دانست که در پی حمله مسلحانه سازمان چریکهای فدایی خلق در ۱۹ بهمن ۴۹ به پاسگاه ژاندارمری سیاهکل برای آزادی یکی از دستگیرشدگان عضو این سازمان، رخ داد. با این عملیات و رخدادهایی مشابه آن بود که ثابتی تصمیم گرفت عملاً هرکسی که ارتباطی چه دورادور و چه نزدیک با گروههای مسلح مخالف داشت از میان بردارد. حاصل این پروژه به کشته‌شدن بیش از ۳۴۰ فعال سیاسی انجامید که ۱۷۷ تن از آنان در درگیری با نیروهای امنیتی جان خود را از دست دادند و ۹۱ تن دیگر نیز با یا بدون محاکمه تیرباران شدند، ۴۲ تن هم زیر شکنجه در زندان جان دادند، ۱۵ نفر ناپدید شدند، هفت نفر خودکشی کردند و در نهایت ۹ تن نیز در صحنه‌ ساختگی اقدام به فرار به قتل رسیدند.

    در همان زمان تعداد زندانیان سیاسی ایران بین ۴ تا ۵ هزار نفر تخمین زده می‎شد و رویکرد ساواک در مواجهه با مخالفان حکومت هم این میزان را به افزایش هرچه بیشتر متمایل می‎کرد. در سال ۱۳۵۴ اعدام بیژن جزنی و هشت نفر از همراهانش بعد از هفت سال محکومیت در زندان در تپه‌های اوین با هدف نشان‌دادن ضرب شست به مخالفان مسلح همچنان فعال در کشور یکی دیگر از اقداماتی است که البته ثابتی هرگونه مشارکتی در آن را انکار می‌کند و علت کشته‌شدن آنان را به اقدامشان برای فرار از زندان نسبت می‌دهد، ادعاهایی که مشابه آن را در مصاحبه یازده سال پیش خود هم تکرار کرد و وجود هرگونه شکنجه، اعدام بدون محاکمه و برخورد خشونت‌بار با زندانیان سیاسی را از اساس بی‌پایه خواند. او نه قبول کرد که بازجویی کرده و نه پذیرفت که شکنجه‌ای در کمیته مشترک ضدخرابکاری صورت گرفته است.

    حالا رخ‌نمایی ثابتی در تجمع مخالفان جمهوری اسلامی در آمریکا بعد از بیش از ۴۰ سال و انتشار تصویر او در اینستاگرام دخترش که احتمالاً قرار بوده یک مانور رسانه‌ای موفق برای سلطنت‌طلبان و حامیان رضا پهلوی باشد و توجه رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی را به آن تجمع جلب کند، با بازخوردهای انتقادی و اعتراضی که در توییتر و اینستاگرام گرفته و به‌ویژه با «منطق» و «ادبیات» خاص دفاعیاتی که از سوی حامیان حکومت پهلوی دریافت کرده، نه‌تنها به نتیجه مطلوبی منجر نشده بلکه به یادآوری کارنامه جنایات ساواک و به چالش‌کشیدن آنانی انجامیده که با شعار «آزادی و دموکراسی» پا به میدان مخالفت و مواجهه با جمهوری اسلامی گذاشته‌اند اما نه‌تنها حضور چهره‌هایی همچون پرویز ثابتی را در تجمعات خود می‌پذیرند و تصویرش را رسانه‌ای می‌کنند که مدافع او و اقداماتش در ساواک هم می‌شوند؛ کسانی که تک‌تک مسئولان جمهوری اسلامی را در طول چهل سال گذشته شایسته محاکمه و پاسخگویی برای اعمال و تصمیمات مرتبط یا نامرتبط با خود می‎دانند، در برابر کارنامه ثابتی در ساواک جز تحسین و تشویق و حمایت حرف دیگری ندارند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما