شنبه 09 آبان 1405 - Sat 31 Oct 2026
  • حملات ایران به 274 تأسیسات آمریکا در 7 کشور آسیب زد

  • قیمت گوشت قرمز امروز شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

  • عراقچی: دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت

  • جنگ ترامپ علیه ایران چه بلایی سر غرب آورد؟

  • اوفا روسیه منفجر شد

  • قیمت دلار امروز شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

  • عربستان با دروغ در پی سرپوش گذاشتن بر شکست‌های شرم‌آور خود است

  • قیمت سکه و طلا امروز شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

  • زلنسکی می‌خواهد پوتین را ببیند به مسکو بیاید

  • ایرانی با متجاوز به وطنش شوخی ندارد

  • محمد نخودی مقتدرانه شروع کرد +فیلم

  • فوران آتشفشان «مایون» در فیلیپین / فیلم

  • حمایت هافبک پرسپولیس از پسرخاله‌اش حسن یزدانی + عکس

  • سعدالله‌یف: برای شکست دنبال بهانه نیستم

  • جزئیات رسیدگی و حکم پرونده جعفر پناهی/ پنج سال حبس و مصادره اموال به جرم همدستی رسانه‌ای با رژیم صهیونیستی

  • جنگ علیه ایران عامل اعتراضات فرانسه است

  • داش‌کسن؛ معبد اژدهایان سنگی / عکس

  • افزایش قیمت نفت متوقف شد

  • ادعای حزب نتانیاهو: دخالت طرف‌های خارجی به نفع احزاب عربی در انتخابات اسرائیل، برای وادار کردن ارتش اسرائیل به عقب‌نشینی در جبهه ایران است/ سپاه: انفجار ۳ نفتکش متخلف هنگام عبور از مسیر غیر مجاز تنگه/

  • رسوائی اپستین دست از سر ترامپ بر نمی‌دارد + فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 330590
    تاریخ انتشار: 10/بهمن/1401 - 10:05

    ماجرای تعجب شاه عباس از احترام بین دو رفیق معروف

    شاه از اسب پیاده شد، سجده شکر انجام داد و گفت: خدا را شاکرم که علما عصر ما تا این اندازه از خباثت و دنائت به دورند و این‌گونه یکدیگر را تجلیل و تکریم می‌کنند.

    ماجرای تعجب شاه عباس از احترام بین دو رفیق معروف

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از جهان؛تاریخ دوران حکومت شاه عباس صفوی درباره خصوصیات رفتاری و شخصیت او و عالمان بزرگ عصرش نکات جالبی دارد که بیان آن می تواند عبرت آموز و پند آموز همگان در همه اعصار باشد.

    در کتاب کلید گنج سعادت نوشته سید ابوالقاسم هاشمی ارسنجانی در همین رابطه آورده است:

    سید بزرگوار، میرداماد و شیخ اندیشمند، شیخ بهایی، در یک بهار، با شاه عباس در تفرجگاه، حرکت می‌کردند. شیخ اندکی جلوتر، همراه با اسب خود به تفریح مشغول بود،‌ اما سید آرام آرام حرکت می‌کرد.

    شاه عباس نزد میرداماد آمد و گفت: ببینید! شیخ ما را رها کرده و چگونه اسبش را به جست و خیز وا داشته؟ آیا بهتر نبود مثل شما باوقار حرکت می‌کرد؟ میرداماد گفت: این گناه شیخ نیست، این از شوقی است که اسب شیخ دارد. در بین اسب‌ها، خداوند او را به چنین مقامی نائل کرده است.

     
    لحظاتی بعد شاه، اسب خود را تندتر راند و به شیخ رسید و گفت: ای شیخ! ما آمده‌ایم بیرون، جهت تفریح، اما سید با آن بدن سنگین، اسب را به رنج انداخته، عالم باید مثل شما سبک‌بال باشد، نه مثل میر، فربه. شیخ گفت: کندی از میر نیست، این اسب اوست که وجودی را حمل می‌کند که کوه‌ها تاب و تحمل چنین بار علمی و تقوایی را ندارند، [پس] چگونه یک چهارپا توان کشیدن این همه علم و تقوا را داشته باشد.

    شاه از اسب پیاده شد، سجده شکر انجام داد و گفت: خدا را شاکرم که علما عصر ما تا این اندازه از خباثت و دنائت به دورند و این‌گونه یکدیگر را تجلیل و تکریم می‌کنند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما