سه شنبه 07 مهر 1405 - Tue 29 Sep 2026
  • آغاز طرج جدید معیشتی برای تهرانی‌ها

  • عوارض پنهان مصرف خودسرانه مکمل‌ها

  • قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۷ مهر

  • سیگنال وزیر ترامپ به پیاده‌نظامش در ایران

  • اصلاح‌طلبان از تسلیم‌طلبی صحبت می‌کنند یا توافق؟

  • هند باز هم قربانی آمریکا شد

  • ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت/جناب سید حسن نصرالله؛ امیر قهرمان عرب و نهاد بزرگ جبهه مقاومت

  • استانداردهای هالیوودی بلای جان ازدواج

  • فارن‌پالیسی| کشورهای عربی از آمریکا فاصله می‌گیرند

  • عالی‌پور با رکورد شکنی طلایی شد/ فیلم

  • دستگیری باند آدم‌ربایی با پوشش مأمور پلیس در تهران

  • ایران پیگیر حل پروازها و برقراری عمره

  • فلسطینی‌ها به زندگی در غارها پناه بردند / عکس

  • خبر تاج از انتخاب سرمربی جدید تیم ملی امید

  • خواهد دید چه خواهد شد!

  • بارش رحمت الهی در مسجدالحرام / فیلم

  • اتحادیه اروپا خواستار ارائه موشک به اوکراین شد

  • ورود پرسپولیس به لیگ والیبال

  • زباله‌های سرگردان در جنگل‌های شمال / عکس

  • سوپرگل جادویی لیونل مسی / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 329866
    تاریخ انتشار: 04/بهمن/1401 - 16:43

    روایت اشرف پهلوی از نگاه پدرش به جایگاه زن ایرانی

    نگاه طاغوت به جایگاه زن ایرانی را می‌توان در نوع پاسخ رضاشاه به درخواست دخترش اشرف پهلوی برای تحصیل در سوئیس مشاهده کرد: دست از این مزخرفات بردار!

    روایت اشرف پهلوی از نگاه پدرش به جایگاه زن ایرانی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از میزان ، اشرف پهلوی در سال ۱۹۳۳ میلادی (۱۳۱۲) به همراه مادرش به آلمان و سپس به سوئیس رفت. در آن ایام، محمدرضا پهلوی نیز در سوئیس بود. اقامت محمدرضا در سوئیس، اشرف را به این فکر واداشت که وی نیز در آن کشور به تحصیل بپردازد. از این رو برآن شد این تصمیم را با رضاخان مطرح کند. مواجهه رضاشاه با این تصمیم دخترش، می‌تواند نگاه شاه وقت ایران به زنان را بازنمایی کند.

    اشرف می‌گوید: در همان نظر اول، واله و شیدای سوئیس شدم، با آن چشم‌انداز زیبای نفس‌گیرش که به نظر می‌رسید در ظاهر سالم و شاد و خندان و سعادت‌بار مردم منعکس شده است… تازه کردن دیدار با برادرم و مشاهده‌ی زندگی در سوئیس، شوق فراوانی برای ماندن در من برانگیخت. می‌دانستم که پدرم مشکل اجازه ماندن می‌دهد.

    من تلگرافی فرستادم و خواهش کردم اگر اجازه می‌دهد، بمانم و در مدرسه‌ای اروپایی تحصیل کنم. پاسخ تلگرافی او، تند و کوتاه بود: «دست از این مزخرفات بردار و بلافاصله به ایران برگرد.» هیچ توضیح دیگری نبود. ولی همین نیز خاص رضا شاه بود. وقتی که پی بردم برای همیشه از فرصت‌هایی که به برادرهایم می‌دهد محروم هستم، عصبانی و سرخورده و آزرده شدم. با اینکه نومید و خشمگین بودم…

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما