جمعه 03 مهر 1405 - Fri 25 Sep 2026
  • استوری خبرساز امیرحسین قیاسی درباره قایدی

  • پشت پرده استقبال کم‌سابقه ترامپ از شی

  • اتفاق تلح برای دختر ایرانی در ژاپن

  • قیمت خودروهای مونتاژی؛ جهش سه میلیاردی از ابتدای سال!

  • قیمت گازوئیل اروپا تاریخ‌ساز شد

  • بیسیم‌‌چی که بعد از اسارت مظلومانه شهید شد

  • کاناوارو قلعه‌نویی را ۶ تایی کرد

  • عامل آتش‌زدن مسجد تهرانپارس در یزد دستگیر شد

  • مدال نقره ایران با یک پرش تماشایی+ فیلم

  • رزمایش ۴۰ هزار نفری موتورسواران جانفدا در پایتخت /فیلم

  • افزایش عرضه و ثبات نسبی بازار گوشت در پاییز

  • در جلسه لاوروف و عراقچی چه گذشت؟

  • شهادت پاداش صبر، رفتار و مظلومیت شهید لاریجانی بود

  • هشدار اطلاعاتی از رویارویی مستقیم ناتو و روسیه!+عکس

  • وحشی‌بازی ضدانقلاب در مقر سازمان ملل

  • پزشکیان: ما جنگ را انتخاب نکردیم

  • حسین عبدی استعفا داد

  • پالس نتانیاهو به شبکه آشوب‌گران ایران در سازمان ملل

  • ارتباط نوع خواب و کاهش خطر ابتلا به ۸۳ بیماری

  • اولیانوف: بازگشت بازرسان آژانس به ایران ممکن نیست

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 328697
    تاریخ انتشار: 27/دي/1401 - 13:58
    محسن برآسود

    یادداشت خواندنی از فرمانده شهید مدافع حرم

    هیهات اگر یاد و خاطره یاران حماسه‌ساز صحنه‌های دفاع از کیان و شرف، از خاطرمان محو شود.

    یادداشت خواندنی از فرمانده شهید مدافع حرم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ،هشتمین سالگرد شهادت شهید مدافع حرم محمدعلی الله‌دادی فرا رسیده است. سردار الله‌دادی سال 1341 در روستای پاریز از توابع شهرستان سیرجان به دنیا آمد. با شروع انقلاب وارد نهادهای انقلابی شد و در سال 1362 برای خدمت به مناطق محروم به شهرستان کهنوج رفت. در دوران دفاع مقدس نیز فرماندهی تیپ ادوات لشکر ثارالله، فرماندهی تیپ رمضان لشکر 27 حضرت رسول(ص)، فرماندهی سپاه الغدیر یزد و... را در کارنامه‌اش ثبت کرد. سردار شهید محمدعلی الله‌دادی، در 28 دی ماه 1393 در حالی که برای بازدید از استان قُنیطره سوریه عازم این منطقه شده بود، مورد حمله بالگردهای توپدار رژیم صهیونیستی واقع شد و به شهادت رسید.

    این شهید، در بخشی از یادداشتی خواندنی که از وی باقی مانده است، نوشته بود: «هیهات اگر یاد و خاطره یاران حماسه‌ساز صحنه‌های دفاع از کیان و شرف، از خاطرمان محو شود. یاد آنان که در تاریکی شب‌های جبهه‌های غرب و جنوب زنگ دلشان به صدا درآمد، چلچله‌ها در بی‌قراری نوایشان پرواز آموختند، روزهایشان بهانه‌ای برای عاشقی بود و شب‌هایشان وسعت بودن. آنها خواهند ماند. اگرچه امروز ما در حسرت عطرهای گم شده حضورشان دست و پا می‌زنیم، می‌دانیم روی تپه‌های صبح ظفر اثری جز رد پای آنان نیست و روزهای بودنشان در برابر ما به زیبایی حک شده، اگرچه مه هجرانشان تمام تنمان را گرفته اما ما را می‌بینند، صدایمان می‌زنند و طنین نوایشان تا ابدیت جاری است.»

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما