پنجشنبه 05 شهريور 1405 - Thu 27 Aug 2026
  • استوری رامین رضاییان و دعوت از هواداران فولاد

  • شهید موسوی علمدار رهبر شهید در جنگ سوم بود

  • سیل ویرانگر در نپال با ۱۷ کشته صدها مفقودی / فیلم

  • جهان به روایت تصویر /از غرق شدن ترامپ تا حمله به غزه

  • سیدمجید بنی فاطمه/مشتری نگاه تو خورشیده

  • عذرخواهی هافبک سپاهان از استقلالی‌ها

  • بِسِنت خالی بست؛ مستندات چه می‌گویند؟

  • امارات ویزای هادی چوپان را باطل کرد

  • بابت گرانی‌ها از مردم عذرخواهی می‌کنیم

  • آمریکا شرایط ما را نپذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد

  • ۱۲ میلیون لیتر بنزین بیشتر در راه است

  • بزرگ‌ترین انجیرستان دیم جهان در فصل برداشت / عکس

  • قیمت دلار کاهشی شد

  • قرارداد امیر قلعه‌نویی تمدید شد

  • پاسخ قالیباف به نامه حسین شریعتمداری: /عقلانیت انقلابی، نقطه گم‌شده امروز است

  • حفظ انسجام ملی، پادزهر محاسبات دشمن

  • اخیرا علی کریمی دل خیلی‌ها را شاد کرده است

  • هرج‌و‌مرج در وزارت جنگ آمریکا؛ بحران در راس فرماندهی ارتش

  • ویدئوی دیده نشده از رهبر شهید در منزل آیت‌الله صافی

  • کشف ۸ گروه تروریستی در ایران / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 323487
    تاریخ انتشار: 23/آذر/1401 - 09:54

    آخرین جمله جوان شهید امنیت به مادرش

    شهید بسیجی محمدحسین سروری‌راد که از 2 سالگی طعم یتیمی را چشیده بود،‌ با دیدن فیلم‌های کشیدن چادر زنان مؤمن طاقت نیاورد و برای تأمین امنیت وارد میدان شد و در اوج قساوت اغتشاشگران به ضرب گلوله شهید شد.

    آخرین جمله جوان شهید امنیت به مادرش

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس، اواخر شهریور ماه حضور اغتشاشگران موجب شد که اعتراض مردم تحت شعاع قرار گیرد. اغتشاشگرانی که با تخریب اموال عمومی، آتش کشاندن برخی مراکز دولتی، چادر کشیدن از سر بانوان مؤمن و به شهادت رساندن نیروهای بسیج و مأموران فراجا گوی سبقت را از داعشیان ربودند. در این مدت تا آذر ماه جاری بیش از ۵۰ شهید امنیت برای دفاع از کیان این نظام تقدیم انقلاب شد تا نقشه دشمنان را علیه این انقلاب ناکام بگذارد. 

    جوان ۲۱ ساله، شهید محمدحسین سروری‌راد مسؤول فرهنگی پایگاه امام حسن مجتبی (ع) روستای حسین‌آباد گرمسار در ۳۰ شهریور ماه به ضرب گلوله اغتشاشگران مضروب و در ۳۱ شهریور ماه در حین عمل جراحی به شهادت رسید. این شهید که از ۲ سالگی پدرش را از دست داده بود، ته‌تغاری خانه و همدل و همدهم مادرش بود. 
     


     

    آخرین جمله‌ای که محمدحسین به مادرش گفت 
    این جوان دهه هشتادی که سال‌ها بعد از دوران دفاع مقدس به دنیا آمده بود، بارها از مادرش خواسته بود برایش دعا کند که شهید شود. دعایی که مادر همیشه زبانی بیان می‌کرد، اما نمی‌دانست روزی محقق شود تا اینکه روز چهارشنبه ۳۰ شهریورماه سال ۱۴۰۱، قبل از رفتنش به مادرش گفته بود: می‌روم و بر می‌گردم. اما مگر دلشوره‌ها گذاشتند که مادر محمدحسین آرام بماند؟ تماس‌هایی که پشت هم گرفته می‌شد و او آخرین بار جواب داد: بله مادر جان؟ و دیگر هیج صدایی نیامد. 
     


    خواست خادم زوار امام رضا (ع) باشد اما همنشین مولایش شد 
    محمدحسین ساکش را آماده کرده بود تا در ایام شهادت امام رضا (ع)، به زوار پیاده امام رضا (ع) خدمت کند، اما در نهایت او هم‌نشین و مهمان ویژه امام رضا (ع) شد. با اینکه محمدحسین یکی دو بار در دیدارهای عمومی رهبر انقلاب را دیده بود، اما خیلی دوست داشت که از نزدیک مولایش را ببیند و سلامی دهد، اما قسمتش نشد.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما