دوشنبه 04 آبان 1405 - Mon 26 Oct 2026
  • موشک‌های یمن رؤیای اقتصادی بن‌سلمان را نابود کرد

  • دلیل سفر هیات قطری به ایران اعلام شد

  • آخرین وضعیت بازسازی ورزشگاه آزادی / عکس

  • ‏ درباره سفر مقامات ارشد نظامی-امنیتی به تهران

  • عملیات ضدصهیونیستی در تل‌آویو با ۲ کشته

  • اصابت پرتابه ناشناس به یک نفتکش در تنگه هرمز

  • کشتکار مقتدرانه استارت زد /مهمدی هم به جمع هشت نفر پایانی رسید + فیلم

  • قیمت دلار امروز دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

  • نشست تهران گامی عملی برای همکاری بر سر سازوکارهای امنیتی است/ نیروهای مسلح در دفاع از حریم کشور تردید نمی‌کنند

  • پیام سرلشکر وحیدی برای بسیجیان استان خوزستان

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

  • پزشکیان امشب به روسیه می‌رود

  • شکنجه غذایی به سبک بن‌گویر / فیلم

  • قیمت سکه و طلا امروز دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵

  • ارتباط حرف‌های ضدایرانی روبیو در آتن و حوادث فرانسه+ عکس

  • شکار پهپاد پیشرفته عربستان در آسمان تعز

  • تغییر مسیر پول در بورس بدون خروج از بازار

  • روایت رئیس قوه قضاییه از دیدار با رهبر معظم انقلاب + فیلم

  • اعلام جرم علیه برگزارکنندگان نمایشگاه آرت فیر تهران

  • نقشه پروازهای عتبات تغییر کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 301162
    تاریخ انتشار: 25/خرداد/1401 - 13:04

    گفتند اصلا بریزیم «آوینی» را بزنیم! +جزئیات

    جماعت نتوانستند تحمل کنند و برآشفته شدند که چرا کسی خلاف آنها سخن می ‌گوید! شلوغ می کردند ، اجازه ی سخن گفتن به من نمی دادند و حتی از توهین و حرفهای مخالف با شئون اخلاقی هم نسبت به من خودداری نمی کردند.

    گفتند اصلا بریزیم «آوینی» را بزنیم! +جزئیات

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایتبعد از دهمین جشنواره فیلم فجر، یک روز که به دفترمان آمده بود گفت : جایتان خالی بود که ببینید دیشب روشنفکرها و دانشجویان هنر چه بلایی سر من آوردند !  در آن جا سمیناری بوده برای بررسی سینمای بعد از انقلاب ، آقای آوینی هم یکی از سخنرانان بوده است.
    می گفت : سخنرانان دیگر همان چیزها را گفتند که اغلب در مجله ها نوشته میشود ،طوری که یکی از استادان و کارگردانان مشهور سینما چهل صفحه مطلب خواند که حتی یک جمله اش هم مال خودش نبود ، بلکه همه مال خارجی ها بود ، یا ترجمه شده بود و یا هنوز ترجمه نشده بود ، ولی من منابعش را میدانستم ! از همه بدتر ، قبل از من یک جوان شهرستانی و در لباس ما حزب اللهی ها حرف میزد .

    آن قدر خودش را در مقابل سینما و سینماگران باخته بود و آنچنان ذلیلانه حرف میزد که دلم میخواست از شرم زیر صندلی پنهان شوم و یا گوشهایم را بگیرم که نشنوم .

    نوبت من که رسید و با تعریف و تمجیدهایی که مجری برنامه از من کرد ، لابد همه منتظر بودند من هم بروم بنا بر آداب روشنفکری سخنانی چند در مدح سینمای ایران و سینماگرانش بگویم و برای حفظ پرستیژ، چیزهایی بگویم که با مشهورات و مقبولات جوامع روشنفکری مخالفتی نداشته باشد! اما من فریب این تعریف و تمجیدها را نخوردم ، بلکه حرف خودم را زدم .

    جماعت نتوانستند تحمل کنند و برآشفته شدند که چرا کسی خلاف آنها سخن می ‌گوید! شلوغ می کردند ، اجازه ی سخن گفتن به من نمی دادند و حتی از توهین و حرفهای مخالف با شئون اخلاقی هم نسبت به من خودداری نمی کردند.

    کار تا آنجا بالا گرفت که یک نفر بلند شد و از سر مزاح گفت: "اصلا بریزیم آقای آوینی را بزنیم =!

    خاطره ای از «محمد علی فارس»
    برگرفته از کتاب «تکرار یک تنهایی»؛ جستارهای از حیات سید مرتضی آوینی

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما