از تاریخ کشورمان یتیم خانه ایران هرگز پاک نمی شود. یک لکه ننگ انگلیسی که دنیا کمتر شاهد چنین جنایتی بوده است. گفته می شود ایران در این قحطی صوری بیش از جنگ جهانی کشته داشته است. 9 میلیون ایرانی مردند.
اما اکنون تاریخ ایران شاهد شکل گیری یک یتیم خانه ایرانی دیگر است.
در حالی که اکثر کارشناسان اقتصادی؛ بر اساس قدرت خرید؛ 899000 ریال ایران را معادل یک دلار آمریکایی می دانند؛ دستکاری عمدی نرخ ارز یک ابر رانت تاریخی را برای عده ای ایجاد کرده است. متأسفانه به این میزان هم راضی نبوده اند و با کاسبی کثیف ارزی در نرخ ارز 4200 تومانی موصوف به ارز جهانگیری؛ حدود 31 میلیارد دلار از سرمایه های کشور را تاراج کردند.
گفته میشود از 31 میلیارد دلاری که به کالاهای اساسی تخصیص داده شده است؛ یا اصلا کالایی وارد نشده است؛ یا وارد شده و با ارز آزاد حدود 30 هزار تومانی در کشور توزیع شده است؛ یا با ارز جهانگیری وارد شده و با ارز آزاد از کشور کالای وارد شده خارج شده است.
کاسبان تحریم برای فریب افکار عمومی به غلط می گویند در شرایط تحریم هر مقدار ارز وارد بازار شود؛ توسط کشورهای عربی خریداری و از کشور خارج می شود. به همین خاطر باید ارز را گران کرد تا قاچاق آن صرفه اقتصادی نداشته باشد.
آنهایی که کاسبی از تحریم را به دیگران نسبت می دادند بیشترین کاسبی را با ارقام نجومی از دستکاری نرخ ارز به جیب زدند. اتفاق وحشتناکی که با دستکاری نرخ ارز می افتد این است که صادرات تبدیل به غارت منابع ملی می شود و مایحتاج ضروری مردم به طور گسترده قاچاق می شود.
قاچاق صرفه اقتصادی بالایی پیدا می کند و مصرف کننده داخلی که با ریال دستمزد می گیرد؛ قادر به خرید کالاهای داخلی با نرخ های بین المللی نیست. چند سالی است که سرکوب شدید تقاضا در بخش حقوق و دستمزد اتفاق افتاده است. در دنیای کنونی در هیچ کجا حتی کشورهای عقب مانده آفریقایی کارگر صد دلاری وجود ندارد. اما در ایران بدون توجه به عواقب وخیم این سرکوب شدید تقاضا با نادیده گرفتن حتی حقوق اولیه حقوق بگیران گاهی یک چهارم سبد معیشت را به عنوان دستمزد پرداخت کرده اند.
با دستکاری عمدی نرخ ارز، عرضه کالا به بازار داخلی صرفه اقتصادی ندارد.
مرغ 2 دلاری در بازارهای جهانی؛ در داخل کشور میشود حدود 54 هزار تومان و تولیدکننده وقتی می تواند محصولش را 100 درصد بیشتر از بازار داخلی بفروشد، چرا باید به محصول خود را به بازار داخلی عرضه کند!؟ هرچند خوراک طیور با ارز ترجیحی وارد شود و منابع تقریبا نازل در اختیار تولیدکننده قرار گیرد.
دستکاری و افزایش شدید نرخ ارز هرچند برای دولت منبع درآمد سرشار شده است؛ اما مردم را از خرید مایحتاج ضروری هم عاجز کرده است.
وقتی تاجر عراقی قادر است هرکیلو گندم ایرانی را زیر قیمت جهانی خریداری کند و قیمت خرید تضمینی 50 درصد زیر قیمت بازار جهانی تعیین می شود؛ چرا ولید کننده گندم باید محصول خود را که میتواند 11000تومان به خارجی ها بفروشد بیاید و به سیلوهای کشور کیلویی 5500 تومان تحویل دهد؟
سیاست کاهش ارزش پول ملی در اقتصادی جواب می دهد که تولید مازاد دارد و باز توزیع ثروت در آن به خوبی با ابزارهای مالی و مالیاتی صورت می گیرد؛ نه در کشوری که برای کسب درآمد نامشروع ارزاق عمومی را صادر می کنند و باعث سود بادآورده برای عده قلیلی و فقر شدید برای جمع کثیری می شود.
برای تولید کننده ایرانی حتی ایجاد ارزش افزوده اقتصادی هم صرفه اقتصادی ندارد آنها خام فروشی را به ایجاد ارزش افزوده ترجیح می دهند.
کارفرماهای ایرانی منابع و خوراک خود را با هزینه تقریباً مفت در اختیار می گیرند؛ اما محصولات خود را با نرخ های جهانی به مردم می فروشند.
این یک استعمار است.
این یک ظلم تاریخی است.
یتیم خانه ایران در حال تکرار شدن است.



