حضور نیروهای انگلیسی در خاک ایران و دخالت آشکار دولت بریتانیا در امور داخلی کشورمان، که یکی از عوامل اصلی و عمده وضعیت ناخوشایند و فلاکت بار کشور ایران محسوب می شد، پیامدهای نامطلوبی را در راستای ضربه به اعتبار و حیثیت این دولت استعمارگرِ کهنه کار در جامعه ایران داشته و بیش از پیش موجب خدشهدار شدن وجهه بریتانیا در افکار ایرانیان گردید. در این مقاله کوتاه، سعی بر آن است تا بر اساس روایات خودِ مأموران سفارت انگلیس، به این موضوع پرداخته شود، و راهکار انگلیسیها برای مواجهه با این مسئله، مورد واکاوی قرار گیرد.
در اواسط فروردین ماه 1322ش بود که سفارت انگلستان در تهران، طی گزارشی به وزارت امور خارجه آن کشور، از علل رویکرد مثبت جامعه ایران نسبت به رقبای خود یعنی شوروی و نگاه منفی ایرانیان نسبت به خود روایت نمود:
مأموران سفارت بریتانیا در جایی دیگر به این نکته نیز اشاره نمودند که این کاهش محبوبیّت انگلیس طبیعتاً به نفع رقبای آنها یعنی روسها خواهد بود:«شاید بتوان گفت محبوبیت بریتانیای کبیر در مقایسه با گذشته کاهش بسیاری یافته است غیرمنصفانه است که بگوییم روسها از کاهش محبوبیت انگلیسیها سود نمی برند»2.
یکی از نکات حائز اهمیت که عوامل سفارت بریتانیا به آن اشاره نمودند، در رابطه با تأثیر موقعیت و جایگاه اجتماعی –اقتصادی افراد جامعه در رویکردشان نسبت به دو ابرقدرت سوسیالیست و کاپیتالیست آن برهه زمانی جهان یعنی شوروی و انگلستان بود. چنان که نگرش اکثریت جامعه که از طبقات اجتماعی پایین و نامرفّه به شمار می رفتند، با نگاه اقلیّت مرفّه و طبقه بالای کشور، در این زمینه، کاملاً متفاوت بود: «مالکان و زمینداران به مراتب بیشتر از فقرا از روسها هراس دارند، به نظر می رسد شرایطی در حال شکل گیری است که در آن توده ها به اتحاد شوروی نزدیک تر می شوند و طبقات برخوردار نیز بیش از پیش خود را به بریتانیا نزدیک می کنند. در واقع، روسیه مدافع حقوق مستضعفان تلقی می شود و رهبران گروههای ناراضی، اتحاد شوروی را طرفدار انقلاب علیه طبقات حاکم کنونی معرفی می کنند»3.
در واقع، پیامدهای شوم ناشی از این جنگ هولناک، بیش از پیش سبب شکاف طبقاتی و فاصله بین اقلیّت ثروتمند و اکثریّت مردم فقیر و مفلوک جامعه ایران گردیده بود، و از آنجایی که روسها با برپایی حکومتی مبنی بر مشی کمونیستی در کشور خود ادّعای حمایت از اقشار نامرفّه و طبقات پایین جامعه را داشتند، اکثریت مردم جامعه ایران به سوی آنها گرایش پیدا می کردند:«شرایط امروز ایران به گونه ای است که توده های مردم را به سوی هر کسی که با آنها ابراز همدردی کند سوق می دهد. در میان طبقات پایین جامعه، نارضایتی از زمینداران و صاحبان صنایع به چشم می-خورد، تفاوت سطح زندگی فقیر و غنی به شکل شرم آوری افزایش یافته است، وضعیت طبقات پایین تر در اکثر شهرها دردآور است و این توده ها از نبود غذا، لباس، دارو و آموزش رنج می برند توده های مردم، روسها را با خود همسوتر می بینند و بریتانیا را مسئول رنجهای خود تلقی می کنند»4.
مطبوعات ایرانی یکی از ارکان اصلی هجمه انتقادات و حملات لفظی علیه بریتانیا بودند، و بیش از پیش جامعه را بر ضد انگلیسیها تحریک می کردند، بنابر گزارش عناصر سفارت بریتانیا، مورخ اواخر سال 1321ش، حدود چهل روزنامه در تهران منتشر می گردید که در آنها، دول متّفق علّت اصلی تمام ناکامی اقتصادی ایران معرفی می شدند، در این میان، دولت بریتانیا بیش از دول دیگر در نوک پیکان انتقادات قرار داشت5. عناصر سفارت انگلیس کاملاً بر این امر واقف بودند که مطالب مطبوعات ایرانی بازتابی از روند افکار عمومی در ایران است، و این که رفتارهای آنان با همتایان روس خود، از سوی ایرانیان، مقایسه می گردید: «متأسّفانه لحن ضدانگلیسی مطبوعات بازتاب روشنی از روندی است که افکار عمومی ایران در خلال سختیها و محرومیّتهای زمستان گذشته طی کرده است. در ایران شرایطی ایجاد شده است که در آن عملکرد ما با عملکرد روسها در مناطق تحت نفوذ اتحاد شوروی مقایسه می شود. بنابه دلایل طبیعی و به علّت اراده دولت بریتانیا مبنی بر ارسال کمکهای لازم برای اتحاد شوروی، شرایط در مناطقی از ایران که تحت نفوذ روسها قرار دارد به مراتب بهتر از دیگر مناطق این کشور است»6.
در چنین موقعیّتی، عناصر بریتانیایی در ایران مبادرت به اِتخاذ دو راهکار نمودند. اول این که با مشی تهدید و اِرعاب نسبت به مسئولان حکومت ایران، آنان را مجبور نمودند تا مطبوعات را از مخالفت با انگلستان برحذر دارند، «انتقاد از سیاستهای بریتانیا کاهش یافته است، مطبوعات لحنی ملایم تر به خود گرفته اند، احتمال دارد اتخاذ این لحن ملایم از سوی مطبوعات به علت هشدارهای نخست وزیر باشد. نخست وزیر اخیراً گفته بود دیگر نمی تواند در برابر خواسته های سفارت بریتانیا در تهران مبنی بر توقیف روزنامه های منتقد مقاومت کند»7. میزان جدّیّت انگلیسیها در این زمینه به حدّی بود که، با توجّه به نفوذشان در ساختار حکومت ایران طی آن برهه زمانی، روزنامه هایی که دولت انگلستان را در معرض هجمه شدید انتقادات خود قرار می دادند، سرنوشتی جز توقیق و عدم انتشار نداشتند8.
اما تدبیر دوّمی که انگلیسیها برای اعاده حیثیت از دست رفته خود در ایران و جلب توجّه مردم این کشور اندیشیدند، تظاهر به نوعدوستی و مساعدت مادّی به ایرانیانی بود که در این موقعیت جنگی، وضع رقّت انگیز و فلاکت باری داشتند. چنان که مطابق یکی از گزارشهای سفیر وقت بریتانیا به وزارت امور خارجه آن کشور:
ما کمکهای فراوانی به تأمین غلات و تجدید ساختار سامانه حمل ونقل در ایران ارائه کرده ایم و سرگرم بررسی تدابیری برای افزایش عرضه اقلام ضروری، به ویژه واردات این اقلام از هند به ایران هستیم. در عین حال باید توجه ویژه ای به تأمین نفت موردنیاز مبذول شود، کمبود نفت زمینه را برای دامن زدن به آتش تبلیغات ضدانگلیسی فراهم کرده است. ما همچنین باید تمام کمکهای لازم را به وزارت فواید عامه در زمینه گردآوری محصولات کشاورزی ارائه دهیم. فعالیتهای امدادرسانی ما در ایران نیز باید همچنان ادامه و گسترش یابد و من تلاش دارم درمانگاههایی را با کمک ستادهای فرماندهی ارتش بریتانیا در خاورمیانه و هند در ایران ایجاد کنم. ضروری است تمام فعالیتهای تبلیغاتی لازم در این باره صورت گیرد بدیهی است در شرایط کنونی تمام طرفهای ذی ربط باید تلاش فشرده خود را به کار گیرند9.
در همان برهه زمانیِ جنگ، مردم بسیاری از نقاط ایران با یک بیماری مهلک و گسترده به نام تیفوس دست و پنجه نرم می کردند، ازین رو نیاز مبرمی به کمکهای مادّی و به ویژه درمانی داشتند، که این نیز فرصت مناسبی برای خودنمایی و تظاهر به بشردوستی از سوی بریتانیا بود. درمان بیماران تیفوسیِ ایرانی در یک بیمارستان مجهّزِ هزار تختخوابی متعلق به نظامیان انگلیسی، یکی از اقدامات مهم در این زمینه بود، که بنابر روایت شخصِ سفیر انگلیس:«این خود یک کار تبلیغاتی بسیار مهم است»10. شاید نوع دوستی و کمک به ایرانیان مصیبت زده و مبتلا به بیماری تیفوس را بتوان از دلایل برجسته این اقدام انگلیسیها عنوان نمود، امّا بدون شک، به همین اندازه مهم و تأثیرگذار، انگیزه تبلیغاتی و کسب وجهه مثبت در جامعه ایران به نفع بریتانیا بوده است. براساس گزارش سفارت انگلیس: «یک بیمارستان عمومی هندیها در تهران از روز 11 آوریل تاکنون ایرانیان مبتلا به تیفوس را پذیرش می کند، بی شک چنین کمکی توسط ارتش بریتانیا بسیار موردتقدیر است و هرچه تعداد بیمارانی که در این بیمارستان پذیرش شوند، افزایش یابد تأثیرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود»11. همچنین بر اساس گزارشی دیگر:«اقدام مسئولان نظامی بریتانیا در تخصیص بیمارستانی با تمام تجهیزات و کارکنان لازم برای مداوای ایرانیهای مبتلا به تیفوس تأثیر بسیار مثبتی بر افکار عمومی ایران نسبت به بریتانیا داشته است. همچنین اعزام تیمهای پزشکی سیّار به مناطق مختلف که اکنون در کرمانشاه به سر می برد تأثیری بسیار عالی بر افکار عمومی نسبت به بریتانیاییها بر جای گذاشته است»12.

حضور نیروهای انگلیسی در خاک ایران و دخالت آشکار دولت بریتانیا در امور داخلی کشورمان، که یکی از عوامل اصلی و عمده وضعیت ناخوشایند و فلاکت بار کشور ایران محسوب می شد، پیامدهای نامطلوبی را در راستای ضربه به اعتبار و حیثیت این دولت استعمارگرِ کهنه کار در جامعه ایران داشته و بیش از پیش موجب خدشهدار شدن وجهه بریتانیا در افکار ایرانیان گردید. در این مقاله کوتاه، سعی بر آن است تا بر اساس روایات خودِ مأموران سفارت انگلیس، به این موضوع پرداخته شود، و راهکار انگلیسیها برای مواجهه با این مسئله، مورد واکاوی قرار گیرد.
در اواسط فروردین ماه 1322ش بود که سفارت انگلستان در تهران، طی گزارشی به وزارت امور خارجه آن کشور، از علل رویکرد مثبت جامعه ایران نسبت به رقبای خود یعنی شوروی و نگاه منفی ایرانیان نسبت به خود روایت نمود:
اخیراً تغییر بسیار ملموسی در احساسات مردم نسبت به روسیه به وجود آمده است، تماس نزدیک تر با روسها و تجربه های به دست آمده در این زمینه تأثیر زیادی بر این تغییر نگرش داشته است تاکنون توده-های مردم، روسها را افرادی وحشی و بیرحم و شوروی را کشوری ترسناک تلقی می کردند، امّا این نگرش دستخوش تغییر شده است. انضباط تحسین برانگیز روسها در ایران، رفتار خوب آنها با مردم، همدردی آنها با اقشار ضعیف، رضایتمندی روسها از نظام حکومتی اتحاد شوروی، روابط خوب موجود بین افسران و سربازان روس و روحیه بالای مردم شوروی سبب افزایش استقبال توده های مردم ایران از روسها شده است1.
مأموران سفارت بریتانیا در جایی دیگر به این نکته نیز اشاره نمودند که این کاهش محبوبیّت انگلیس طبیعتاً به نفع رقبای آنها یعنی روسها خواهد بود:«شاید بتوان گفت محبوبیت بریتانیای کبیر در مقایسه با گذشته کاهش بسیاری یافته است غیرمنصفانه است که بگوییم روسها از کاهش محبوبیت انگلیسیها سود نمی برند»2.
یکی از نکات حائز اهمیت که عوامل سفارت بریتانیا به آن اشاره نمودند، در رابطه با تأثیر موقعیت و جایگاه اجتماعی –اقتصادی افراد جامعه در رویکردشان نسبت به دو ابرقدرت سوسیالیست و کاپیتالیست آن برهه زمانی جهان یعنی شوروی و انگلستان بود. چنان که نگرش اکثریت جامعه که از طبقات اجتماعی پایین و نامرفّه به شمار می رفتند، با نگاه اقلیّت مرفّه و طبقه بالای کشور، در این زمینه، کاملاً متفاوت بود: «مالکان و زمینداران به مراتب بیشتر از فقرا از روسها هراس دارند، به نظر می رسد شرایطی در حال شکل گیری است که در آن توده ها به اتحاد شوروی نزدیک تر می شوند و طبقات برخوردار نیز بیش از پیش خود را به بریتانیا نزدیک می کنند. در واقع، روسیه مدافع حقوق مستضعفان تلقی می شود و رهبران گروههای ناراضی، اتحاد شوروی را طرفدار انقلاب علیه طبقات حاکم کنونی معرفی می کنند»3.
در واقع، پیامدهای شوم ناشی از این جنگ هولناک، بیش از پیش سبب شکاف طبقاتی و فاصله بین اقلیّت ثروتمند و اکثریّت مردم فقیر و مفلوک جامعه ایران گردیده بود، و از آنجایی که روسها با برپایی حکومتی مبنی بر مشی کمونیستی در کشور خود ادّعای حمایت از اقشار نامرفّه و طبقات پایین جامعه را داشتند، اکثریت مردم جامعه ایران به سوی آنها گرایش پیدا می کردند:«شرایط امروز ایران به گونه ای است که توده های مردم را به سوی هر کسی که با آنها ابراز همدردی کند سوق می دهد. در میان طبقات پایین جامعه، نارضایتی از زمینداران و صاحبان صنایع به چشم می-خورد، تفاوت سطح زندگی فقیر و غنی به شکل شرم آوری افزایش یافته است، وضعیت طبقات پایین تر در اکثر شهرها دردآور است و این توده ها از نبود غذا، لباس، دارو و آموزش رنج می برند توده های مردم، روسها را با خود همسوتر می بینند و بریتانیا را مسئول رنجهای خود تلقی می کنند»4.
مطبوعات ایرانی یکی از ارکان اصلی هجمه انتقادات و حملات لفظی علیه بریتانیا بودند، و بیش از پیش جامعه را بر ضد انگلیسیها تحریک می کردند، بنابر گزارش عناصر سفارت بریتانیا، مورخ اواخر سال 1321ش، حدود چهل روزنامه در تهران منتشر می گردید که در آنها، دول متّفق علّت اصلی تمام ناکامی اقتصادی ایران معرفی می شدند، در این میان، دولت بریتانیا بیش از دول دیگر در نوک پیکان انتقادات قرار داشت5. عناصر سفارت انگلیس کاملاً بر این امر واقف بودند که مطالب مطبوعات ایرانی بازتابی از روند افکار عمومی در ایران است، و این که رفتارهای آنان با همتایان روس خود، از سوی ایرانیان، مقایسه می گردید: «متأسّفانه لحن ضدانگلیسی مطبوعات بازتاب روشنی از روندی است که افکار عمومی ایران در خلال سختیها و محرومیّتهای زمستان گذشته طی کرده است. در ایران شرایطی ایجاد شده است که در آن عملکرد ما با عملکرد روسها در مناطق تحت نفوذ اتحاد شوروی مقایسه می شود. بنابه دلایل طبیعی و به علّت اراده دولت بریتانیا مبنی بر ارسال کمکهای لازم برای اتحاد شوروی، شرایط در مناطقی از ایران که تحت نفوذ روسها قرار دارد به مراتب بهتر از دیگر مناطق این کشور است»6.
در چنین موقعیّتی، عناصر بریتانیایی در ایران مبادرت به اِتخاذ دو راهکار نمودند. اول این که با مشی تهدید و اِرعاب نسبت به مسئولان حکومت ایران، آنان را مجبور نمودند تا مطبوعات را از مخالفت با انگلستان برحذر دارند، «انتقاد از سیاستهای بریتانیا کاهش یافته است، مطبوعات لحنی ملایم تر به خود گرفته اند، احتمال دارد اتخاذ این لحن ملایم از سوی مطبوعات به علت هشدارهای نخست وزیر باشد. نخست وزیر اخیراً گفته بود دیگر نمی تواند در برابر خواسته های سفارت بریتانیا در تهران مبنی بر توقیف روزنامه های منتقد مقاومت کند»7. میزان جدّیّت انگلیسیها در این زمینه به حدّی بود که، با توجّه به نفوذشان در ساختار حکومت ایران طی آن برهه زمانی، روزنامه هایی که دولت انگلستان را در معرض هجمه شدید انتقادات خود قرار می دادند، سرنوشتی جز توقیق و عدم انتشار نداشتند8.
اما تدبیر دوّمی که انگلیسیها برای اعاده حیثیت از دست رفته خود در ایران و جلب توجّه مردم این کشور اندیشیدند، تظاهر به نوعدوستی و مساعدت مادّی به ایرانیانی بود که در این موقعیت جنگی، وضع رقّت انگیز و فلاکت باری داشتند. چنان که مطابق یکی از گزارشهای سفیر وقت بریتانیا به وزارت امور خارجه آن کشور:
ما کمکهای فراوانی به تأمین غلات و تجدید ساختار سامانه حمل ونقل در ایران ارائه کرده ایم و سرگرم بررسی تدابیری برای افزایش عرضه اقلام ضروری، به ویژه واردات این اقلام از هند به ایران هستیم. در عین حال باید توجه ویژه ای به تأمین نفت موردنیاز مبذول شود، کمبود نفت زمینه را برای دامن زدن به آتش تبلیغات ضدانگلیسی فراهم کرده است. ما همچنین باید تمام کمکهای لازم را به وزارت فواید عامه در زمینه گردآوری محصولات کشاورزی ارائه دهیم. فعالیتهای امدادرسانی ما در ایران نیز باید همچنان ادامه و گسترش یابد و من تلاش دارم درمانگاههایی را با کمک ستادهای فرماندهی ارتش بریتانیا در خاورمیانه و هند در ایران ایجاد کنم. ضروری است تمام فعالیتهای تبلیغاتی لازم در این باره صورت گیرد بدیهی است در شرایط کنونی تمام طرفهای ذی ربط باید تلاش فشرده خود را به کار گیرند9.
در همان برهه زمانیِ جنگ، مردم بسیاری از نقاط ایران با یک بیماری مهلک و گسترده به نام تیفوس دست و پنجه نرم می کردند، ازین رو نیاز مبرمی به کمکهای مادّی و به ویژه درمانی داشتند، که این نیز فرصت مناسبی برای خودنمایی و تظاهر به بشردوستی از سوی بریتانیا بود. درمان بیماران تیفوسیِ ایرانی در یک بیمارستان مجهّزِ هزار تختخوابی متعلق به نظامیان انگلیسی، یکی از اقدامات مهم در این زمینه بود، که بنابر روایت شخصِ سفیر انگلیس:«این خود یک کار تبلیغاتی بسیار مهم است»10. شاید نوع دوستی و کمک به ایرانیان مصیبت زده و مبتلا به بیماری تیفوس را بتوان از دلایل برجسته این اقدام انگلیسیها عنوان نمود، امّا بدون شک، به همین اندازه مهم و تأثیرگذار، انگیزه تبلیغاتی و کسب وجهه مثبت در جامعه ایران به نفع بریتانیا بوده است. براساس گزارش سفارت انگلیس: «یک بیمارستان عمومی هندیها در تهران از روز 11 آوریل تاکنون ایرانیان مبتلا به تیفوس را پذیرش می کند، بی شک چنین کمکی توسط ارتش بریتانیا بسیار موردتقدیر است و هرچه تعداد بیمارانی که در این بیمارستان پذیرش شوند، افزایش یابد تأثیرگذاری آن نیز بیشتر خواهد بود»11. همچنین بر اساس گزارشی دیگر:«اقدام مسئولان نظامی بریتانیا در تخصیص بیمارستانی با تمام تجهیزات و کارکنان لازم برای مداوای ایرانیهای مبتلا به تیفوس تأثیر بسیار مثبتی بر افکار عمومی ایران نسبت به بریتانیا داشته است. همچنین اعزام تیمهای پزشکی سیّار به مناطق مختلف که اکنون در کرمانشاه به سر می برد تأثیری بسیار عالی بر افکار عمومی نسبت به بریتانیاییها بر جای گذاشته است»12.
منبع : مشرق



