چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wed 17 Jun 2026
  • قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۷ خرداد

  • پایان همکاری مهدی رحمتی با خیبر

  • یادداشت تفاهم‌ ایران و آمریکا؛ انتقادات از ترامپ آغاز شد

  • هشدار اینترپل درباره سونامی جرایم سایبری در آسیا

  • اسموتریچ: از لبنان عقب‌نشینی نخواهیم کرد

  • ۱۳۳ هواپیما از زیر موشک‌ها نجات پیدا کردند

  • ۱۰ عادت مهم برای سلامت مغز را بشناسید

  • در حال حاضر مثلث برمودا در تنگه هرمز است

  • فوت ۲ برادر ملکانی در استخر کشاورزی

  • سلطنت‌طلبان و شادی از گل خوردن تیم ملی!/ فیلم

  • اولین شکست آسیایی‌ها در جام جهانی

  • اعتراض رسمی کاپیتان ایران: خسته شدیم

  • افزایش توان موشکی ایران پس از جنگ؛ غیرقابل رهگیری + عکس

  • اگر دشمن عهدشکنی کند، مقابله‌به‌مثل خواهیم کرد

  • منتخب عکس‌های روز جهان / عکس

  • سرلشکر رشید ستون اتاق فکر دفاع مقدس بود

  • شب اول محرم ۱۴۰۵ با نوای حاج محمود کریمی

  • قالیباف و ونس در روز امضای تفاهم حضور دارند

  • در روز امضای تفاهم دور جدید مذاکرات با آمریکا آغاز می‌شود +فیلم

  • اسرائیل در شرط بندی بر روی ترامپ بازنده شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 292447
    تاریخ انتشار: 23/فروردين/1401 - 13:25

    5 روز قبل از شهادت داریوش رضایی‌نژاد چه اتفاقی افتاد؟

    همسر یکی از شهدای هسته‌ای نوشت: می‌گویی در بررسی متوجه شدیم در بدنه سانتریفیوژ‌ها بمب‌هایی اندازه عدس بسیار حرفه‌ای تعبیه شده بود که هنگامی که آن‌ها در دور بالا بچرخند منفجر شوند و زنجیره انفجاری ایجاد کند.

     5 روز قبل از شهادت داریوش رضایی‌نژاد چه اتفاقی افتاد؟

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس؛ شهره پیرانی همسر شهید داریوش رضایی‌نژاد از شهدای هسته‌ای در صفحه مجازی‌اش از تلاش‌های این دانشمند برای پیشرفت صنعت هسته‌ای کشور سخن به میان آورد و نوشت: سه‌شنبه است بیست و هشت تیر سال نود، پنج روز پیش از شهادتت. ساعت همیشگی نیامده‌ای خانه. من مشوشم نکند اتفاقی برایت افتاده به خصوص که تلفن همراهت هم خاموش است. آرمیتا دم به ثانیه بهانه‌ات را می‌‌گیرد. همین بیشتر کلافه‌ام می‌کند. همان جا وسط واگویه‌های ذهنیم با خودم می‌گویم اگر اتفاقی برای داریوش بیفتد من چکار کنم با این همه وابستگی آرمیتا به داریوش. مگر می‌شود بچه کنار بیاید؟

    بعد از ۲ ساعت پیامی از تو در پاسخ پیامکم دریافت می‌کنم. نوشته‌ای پیش ... (اسم رمز توست برای دکتر عباسی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی، به کُردی) بوده‌ای داری میایی سمت خانه. خیالم کمی راحت می‌شود. می‌رسی می‌پرسم چه بی‌خبر رفتی؟ می‌گویی فرصت نبود خبرت کنم. دکتر از من و مهندس ... (یکی از همکارانت) خواسته بود برویم. آنجا از ما خواست سانتریفیوژ‌هایی که سازمان انرژی اتمی از کشور ... خریده بود را بازرسی کنیم. اینجا تو که کمتر هیجان زده می‌شوی صدایت پر از هیجان می‌شود.

    می‌گویی در بررسی متوجه شدیم در بدنه سانتریفیوژ‌ها بمب‌هایی اندازه عدس بسیار حرفه‌ای تعبیه شده بود که هنگامی که آن‌ها در دور بالا بچرخند منفجر شوند و زنجیره انفجاری ایجاد کند. تو آن بمب‌های کوچک را کشف کرده بودی و جلوی یک خرابکاری عظیم در صنعت هسته‌ای را گرفته بودی داریوش. کی؟ درست پنج روز پیش از شهادتت همان موقع که تازه اقدامات خرابکارانه در صنعت هسته‌ای را همراه با ترور دانشمندان هسته‌ای آغاز کرده بودند.

    می‌خواستم مثل همه سال‌های گذشته پس از تو از خیر بازگو کردن این یکی هم بگذرم، اما نیمه شب گذشته کسی برایم کلیپی فرستاد از آدم‌های همیشه متوقع. امشب هم در افطار حوزه هنری صحبت «هناس» شد با دوستان، همین باعث شد تمام راه به فکر فرو بروم؛ طوری که آرمیتا هم متوجه شد فکرم مشغول است.

    داریوش! هنوز نگفته بسیار دارم.

    نمی‌دانم چرا تازگی‌ها فکر می‌کنم هرگز فرصت بازگو کردنشان را نخواهم یافت. می‌دانی به چه دلم خوش است
    به اینکه شاید جایی مستندسازی شده باشد و نیازی به گفتن من نباشد. ولی بی‌گمان تاریخ و نسل‌های بعدی باید بشناسندتان.

    هر روز روز توست، روزها و مناسبت‌ها بهانه‌اند برای آنکه بخواهم از تو بنویسم. حالا پس و پیش می‌شوند چه اهمیتی دارد؟

    درباره شهید بیش‌تر بدانید

    شهید داریوش رضایی‌نژاد، سومین شهید هسته‌ای کشورمان در سال ۱۳۵۶ در شهرستان آبدانان از توابع استان ایلام در خانواده مذهبی به دنیا آمد. او در یک حادثه تروریستی در اول مرداد سال ۱۳۹۰ در تهران در مقابل دیدگان همسرش (شهره پیرانی) و فرزند خردسالش (آرمیتا) توسط تروریست‌های رژیم صهیونیستی به ضرب گلوله به شهادت رسید. مزار این شهید در گلزار شهدای شهرستان آبدانان استان ایلام قرار دارد.

    انتهای پیام/

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما