به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از
ما پنج برادر و دو خواهر بودیم. چهار برادر که سنمان قد میداد، به جبهه رفتیم. خودم بار اول به منطقه جوخه اهواز اعزام شدم. بعد وارد یگان دریایی شدم.
به محض تشکیل یگان دریایی مازندران جزو اولین نیروهایی بودم که وارد این یگان شدم.
آیا زمان حضور در جبهه دانشآموز بودید؟ فعالیت انقلابی هم داشتید؟
بله، سال ۶۲ دانشآموز دبیرستان بودم که به جبهه رفتم. برادرم بعد از تشکیل سپاه، پاسدار شد و بعد از ایشان من دومین فرزند خانواده بودم که به جبهه رفتم.
قبل از انقلاب وقتی ۱۳ ساله بودم، اعلامیه امام خمینی را پخش میکردم. برادر بزرگم با یک رابط از حوزه علمیه قم اعلامیهها را به چالوس میآورد.
انگیزهام برای ورود به جریان انقلاب از زمانی شروع شد که اخوی عکس امام خمینی را نشانم داد. گفتم ایشان چه کسی است؟ گفت عکس آقای خمینی است.
از همان زمان اعلامیه پخش کردم تا موقعی که انقلاب پیروز شد. بعد هم که آموزش ابتدایی نظامی را در اردوگاه رامسر گذراندم. جزو نیروهای اولیه بسیج شدم و نهایتاً از سال ۶۲ تا پایان جنگ در جبهه بودم.
چطور شد که به یگان دریایی پیوستید؟
در مقطعی که در هورالعظیم مستقر بودیم، به عنوان سکاندار قایقرانی میکردم.
چند ماهی آنجا بودم تا اینکه با تشکیل یگان دریایی، مسئول آموزش این یگان در هفت تپه شدم و تا عملیات کربلای ۵ و پایان جنگ این مسئولیت را برعهده داشتم.
وقتی جنگ تمام شد، لباس سپاهی برایم آوردند.
گفتم برادرم پاسدار است و من میخواهم همچنان بسیجیوار کار کنم؛ بنابراین به عنوان نیروی داوطلب در آموزش آبی و خاکی یگان دریایی بودم.
در گروهان مقداد، نور، سلمان و کمیل که مجموعه یگان دریایی لشکر ۲۵ کربلا را شامل میشد، فعالیت میکردم.
در یگان دریایی در چه عملیاتی حضور داشتید، چه خاطراتی از آن روزها دارید؟
در عملیات والفجر ۸، کربلای ۴، کربلای ۵ و عملیات بدر ۴ عملیات آبی- خاکی حضور داشتم.
در عملیات بدر بیسیم و ادوات لشکر به قایقم وصل بود.
ساعت ۹:۳۰ حرکت کردیم. روبهروی ما پاسگاه ترابه بود. بچههای اطلاعات گفتند سه غواص ما دو، سه شب برای شناسایی رفتهاند، ولی برنگشتهاند.
شما مواظب باش عزیزان ما به پروانه نخورند! اتفاقاً در همان مسیری که میرفتیم ساعت ۱۰:۳۰ به یک غواص برخوردم که داخل آب بود. ایشان را داخل قایق آوردم.
سؤال کردم بچههای دیگر چه شدند؟ گفت ما سه نفر بودیم، دو نفر دیگر همان روز اول شهید شدند و من مجروح شدم و دو روز با نی از زیر آب تغذیه میکردم.
سعی کردیم ایشان را به عقب منتقل کنیم، ولی متأسفانه حین راه شهید شد.
با قایق شهید را به سمت خشکی فرستادم. وقتی حمله شروع شد نزدیکی صبح در نقطهای که مستقر شدم، بچههای پیاده مرا صدا زدند و گفتند به سمت پشت پاسگاه بیا، آنجا سه بیسیمچی دشمن در حال فرار هستند.
اگر توانستی آنها را بگیر. خواستم مسیر قایق را جابهجا کنم که به سیم خاردار گیر کردم. چند دقیقه معطل شدم و بعد به سمت پاسگاه رفتم.
نیم ساعت با قایقم که تندرو بود دنبال قایق سه عراقی بودم. نهایتاً آنها را گرفتم و تحویل بچههای خودی دادم. این سه نفر بیسیمچی عراقی بودند.
بچههای لشکر بدر که با ما بودند به زبان عربی با آنها صحبت کردند. قرار شد به پشتیبانیشان بیسیم بزنند، بگویند که در محاصره هستند.
کمی بعد یک بالگرد عراقی آمد تا به آنها غذا و مهمات برساند که سعی کردیم این بالگرد را بزنیم، اما فرار کرد و روز بعدش توانستیم یک بالگرد دیگر دشمن را ساقط کنیم.
بهمن، ماه انجام عملیات والفجر ۸ است. در این عملیات چه مسئولیتی داشتید، از والفجر ۸ چه خاطراتی دارید؟
آنجا مسئول آموزش یگان دریایی بودم. در والفجر ۸ برادر کمیل قائممقام لشکر ۲۵ کربلا وارد قایقم شد. گفت اگر قایقت آماده است یک مهمان داریم. بعد یک آقای تنومندی وارد قایق شد. از من خواستند که اسلحهام را بدهم. گرفتند و بعد به درخواست برادر کمیل آن را پس دادند.
بعد از ساعتی یک بالگرد وارد اسکله شد. خیلی شلوغ شد. سردار محسن رضایی وارد قایق من شد. خسته نباشید گفت و نشست. بعد از ایشان، ۱۰ نفر دیگر وارد قایق شدند. آنجا تلفنی به نام تلفن قورباغهای داشتیم که انتظامات آن طرف آب را هماهنگ میکردیم.
چون مسیر فقط یک قایق عبور میکرد، باید متوجه میشدیم که از آن طرف قایق نیاید. گفتم امنیت برقرار است من بروم، گفت برو. محسن رضایی و فرماندهان گردان لشکر بودند که توضیحاتی در مورد عملیات دادند.
باید نزدیک عراقیها میرفتیم. وقتی مقداری در آب حرکت کردیم به دژبان رسیدیم. دژبان گفت کارت شناسایی بدهید. از پشت سر اشاره کردم داخل قایق را نگاه کن و کارت شناسایی نگیر. ولی دژبان آنها را نشناخت و میگفت اینها کی هستند؟ بعداً متوجه شد و بقیه خندیدند!
در کدام عملیات مجروح شدید؟
در فاو دچارشیمیایی و موج انفجار شدم. در کربلای ۵ مجروح شدم که مرا به بیمارستان شوشتر بردند و دو شب ماندم و فرار کردم و دوباره به عملیات برگشتم.
بعدها از اثرات شیمیایی دچار کمبینایی شدم. در حدود ۱۰ درصد میبینم و دو عمل انجام دادم.
عملهای دیگر هم مانده است. در والفجر ۸ شیمیایی شدم که برادران بهیاری لباسهای شیمیای شده را آتش زدند و شستوشو دادند.
سه ماه که گذشت صدایم قطع شد! تقریباً لال شده بودم. بعد از سه ماه آرام آرام صدایم باز شد. اینکه دنبال مدارک جانبازی بروم آن موقع این بحثها نبود. تا حالا دنبال پرونده جانبازی نبودم. کربلای ۵ که از بیمارستان فرار کردم، برگه جانبازی بالای تخت ماند.
الان منتظرم که کمیسیون درصد بدهد. فعلاً ۱۵ درصد دارم. مجروحیت بعدی من موج انفجار به سرم و ترکش به دستم اصابت کرد.
در کربلای ۵ جلوی خاکریز در آبگیری، قایق را آماده کردم، میخواستم برگردم داخل سنگر اسلحهام را بردارم که پرتاب شدم.
یک لحظه به هوش بودم، گفتم بگذارید توپ ۱۰۶ را برای بچهها ببرم! مرا به بیمارستان بردند با پرستار هماهنگ کردم که لباس بدهید من بروم! از بیمارستان شوشتر فرار کردم؛ ماشین آن موقع صلواتی بود.
آمدم منطقه عملیاتی. شب حمله با قایق رفتم سیم خاردارها را سریع قیچی زدم و کمین را باز کردم.
دیدم سه نفر آمدند بیرون! اسلحه را به سمتشان گرفتم. الموت صدام میگفتند. سوارشان کردم. چون میخواستم اطلاعات بدهند، تحویل بچهها دادم.
بعد از جنگ مشغول چه کاری شدید؟
پیش از شروع عملیات والفجر ۸ حاج بصیر برایم لباس سپاه آورد، نپوشیدم. بعد از جنگ هم باز پاسدار نشدم. آمدم خانه و کار آزاد شروع کردم.
الان که سالها از پایان دفاعمقدس گذشته است، اثرات جانبازیام هر چه میگذرد، بیشتر میشود. اگر زمان جنگ اقدام میکردم ۵۰ درصد جانبازی داشتم، اما کار ما جهادی و برای رضای خدا بود. اکثر بچههای رزمنده دنبال درصد گرفتن و این چیزها نبودند.
چه خاطراتی از دوستان شهیدتان دارید؟
شهیدسیدمصطفی گلگون اولین فرمانده یگان دریایی بود. شهید محسن احساقی و شهید رحیم انصاری از اصفهان هم فرماندهان یگان دریایی بودند.
آقای شالیکار اولین فرمانده یگاه دریایی در لشکر ۲۵ کربلا بود. با این شهدا خاطرات بسیاری دارم. یکبار با یکی از همرزمان میرفتیم وضو بگیریم، با هم فاصله زیادی نداشتیم. دوستم میخواست آب از دست چپ به دست راستش بریزد که صدای انفجاری شنیدم.
همان لحظه دستش قطع شد! بنده خدا میگفت چکار کنم. درد میکشید. خونریزی زیادی داشت. حضرت عباس (ع) را صدا میزد. بعد دستش را برداشت و به سمت کربلا پرت کرد... بار دیگر یک روز بعد از کربلای ۴ بود که یک لحظه دیدم صدای انفجار شدیدی میآید.
یک گلوله بین بچهها خورده و هفت نفر مجروح شده بودند. یک مجروح رودههایش از شکمش بیرون زده بود. ترکش کاتیوشا مثل سوزن بود. من رودههای آن بنده خدا را داخل شکمش گذاشتم.
بچهها صدا میزدند آقای جعفری الان شما را میزنند. همرزمانم آمدند و مجروحین را داخل تویوتا گذاشتند تا بیمارستان حضرت فاطمه (س) برسانند.
کسی که از ناحیه شکم مجروح شده بود بعد از شش ماه آمد و گفت من همان کسی هستم که رودههایم را جا زدی. هنوز صدای توسلشان به امام زمان (عج) در ذهنم است.
واقعاً خاطرات زیاد است.
در والفجر ۸ مرتضی قربانی میخواست توپ ۱۰۶ را با لنج ببرد آن طرف شط. به راننده و کمک راننده جلیقه نجات دادم. خبرنداشتم اروند موج دارد. تا وسطای اروند رفتند. لنج و توپ ۱۰۶ با هم غرق شدند.
این خبر به سردار قربانی رسید و از من خواست توپ ۱۰۶ را ببرم. من رفتم وسط اروند خیلی سخت بود. موج زیادشده بود. به سربازان گفتم با کلاه آب را از قایق خالی کنید. تجربه بالایی بود که توانستیم روی موجها سوار شویم. وقتی به اسکله رسیدم صدای تکبیر بلند شد. چون آنجا به توپ ۱۰۶ نیاز بود. چهار روز بعد از شروع والفجر ۸ به من گفتند به اسکله فاو بروم.
آنجا پیک لشکر منتظرم بود. سردار مرتضی قربانی و سردار کمیل شیمیایی شده و رو به قبله خوابیده بودند. سردار قربانی وقتی مرا دید چفیهاش را برداشت. دیدم حالش خیلی خراب است. ما فرماندهانی داشتیم که با اوضاع جسمی وخیم همچنان در خط مقدم بودند و فرماندهی میکردند.
اعلام جرم علیه عوامل برگزاری «دوی ماراتن تهران»
پاسخ یک انگلیسی به سلطنتطلبان
زمان واریز حقوق بازنشستگان اعلام شد
بیانیه شورای امنیت درباره تحولات یمن
در خاورمیانه امنیت پایدار نمیتواند دیکته شود
اوکراین در مرکز مذاکرات در نیویورک قرار دارد
همسر اسطوره فوتبال بازداشت شد
قیمت گوشت قرمز امروز شنبه ۲۸ شهریور
حکم اعدام خائن به کشور
دوئل خونین بر سر یک دختر
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید+ عکس
کورتوا علیه مورینیو!
طلای جهانی از کف برگشت
پیروزی نفسگیر والیبال ایران برابر کره جنوبی
شهادت یک مامور فراجا در راسک+ عکس
اخراج آمریکاییها از عراق طلیعه اخراج آنان از سراسر غرب آسیاست
عملیات پاکسازی یک خانه تیمی در زاهدان
پروژه نجات قلعهنویی توسط مهدی تاج
قیمت طلا امروز پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵
بازار دارو زیر فشار تحریم و گرانی؛ بیماران چه میکنند؟
قیمت روز خودروهای داخلی
حملات پاکستان به افغانستان
قیمت دلار امروز پنجشنبه ۹ مهر ۱۴۰۵
چرا اصلاحطلبان قواعد مذاکره را رعایت نمیکنند؟
فواید گریپفروت در بهبود سلامت قلب و پوست
گاز ویلاهای خالی شمال قطع میشود
نماز، پشتوانه جهاد و فتح و ظفر در میدان مبارزه امروز ملت ایران است
اضافه شدن سه ستاره جوان به استقلال + عکس
تصویر ضبط شده مسافر پرواز فلای دبی به اسرائیل / فیلم
«زندهشور»؛ از راهروهای دادگاه تا مویههای اغراق آمیز روی پرده + عکس
تصاویر مرالهای نر در زیستگاههای گیلان
سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل
پرونده جنایت تروریست ها درمشهد
داستان فروش گوشت اسب و الاغ
تصویر ضبط شده مسافر پرواز فلای دبی به اسرائیل / فیلم
صید مهم تهران در تنگه هرمز / فیلم
شانه زدن مو و تعویض لباس مردگان +16 / فیلم
کشف دستگاه جاسوسی اسرائیلی
فداکاری بینظیر یک زوج نخبه ایرانی
عالیپور با رکورد شکنی طلایی شد/ فیلم

توان عمل ایران را در میدان خواهید دید

خطر نیهیلیسم آمریکایی برای تمدن انسانی

اتهامزنیهای بیاساس نخست وزیر انگلیس

حملات پاکستان به افغانستان

پاسخ قالیباف به گستاخی بسنت

هشدار سرلشکر رضایی به همسایگان

کاربران آمریکایی: اسکات بسنت باید اخراج شود

تحمیل یک شکست سنگین دیگر به آمریکا توسط ایران

کارتونیست یمنی خطاب به حاکمان عرب

ترامپ ایرانیان را دیوانه خواند
تمجید پوتین از «شجاعت و مقاومت» ایران
ادامه تجارت پاکستان با ایران
هشدار جنجالی درباره کییف
صعود ایران به رده پنجم جدول ناگویا
هیچ توافقی با آمریکا ماندنی نیست
مسئله هوافضا و موشکی در «خدای جنگ»
تجمع اعتراضی کارکنان نظام سلامت انگلیس
ادعای حمله به نیروگاه مدینه دروغ است
از پرسپولیس نمیروم
کشف برلیانهای ۱۰۰ میلیاردی
تحریم های جدید آمریکا علیه ایران
تکذیب ورود گروههای مسلح به کشور
سخنان پوتین در نشست والدای
توان عمل ایران را در میدان خواهید دید
حریق انبار در مشهد
تعز در آستانه آزادی
اعمال محدودیتها برای مشترکان پرمصرف برق
پیروزی تاریخی برای ملت عراق
احضار سفیر انگلیس به وزارت خارجه
خطر نیهیلیسم آمریکایی برای تمدن انسانی
دستگیری قاتلان اعضای یک خانواده
کار بزرگ مردم عراق برای ملت ایران
زنگ خطر گسترش تصوف
درخشش مدال طلا بر سینه عبدولی
ادامه گزافه گویی های ترامپ
سوختگیری با کارت بانکی در تهران کلید خورد
پیشنهاد ایران را نخواهم پذیرفت
فروش خودروهای تسلا در اروپا افزایش یافت
توقیف ۲۴ صفحه مجازی اخلالگران بازار ارز
کمکخلبان پرواز «فلایدبی» انتحاری بود
باران و وزش باد شدید در راه ۱۸ استان کشور
اسرائیل در دبی زمینگیر شد
اطلاعات میلیونها نیروی نظامی آمریکا هک شد
تصاویر مرالهای نر در زیستگاههای گیلان
بطری ها هم جان دارند
دلیل تعویض محبی در بازی با روسیه
الحشد الشعبی بخشی از ساختار امنیتی کشور خواهد بود
منتظر جشن اخراج آمریکا در عربستان و اردن باشید + فیلم
طرح بخشودگی دیرکرد جرایم رانندگی
تناقض عجیب در معاملات بورس
نخبگان زمینهساز پیروزی در جنگهای اخیر شدند
پیگیری سازمان بازرسی برای وصول مطالبات نفتی
بازی سوم تیم ملی فوتبال در آستانه لغو شدن
معمای فرفورد / بازی امنیتی علیه ایران+عکس
سخنرانی نتانیاهو در سازمان ملل
اتهامزنیهای بیاساس نخست وزیر انگلیس
دیر آمدی، بلیت راهرو به تو رسید+ عکس
جاروبافی سنتی در روستای ملا حسن
ورود ۴.۷ همت پول حقیقی به بازار سهام
واکنش پلیس به ادعای پلتفرم میلی گلد
کورتوا علیه مورینیو!
آخرین اخبار
هرمز در مرکز تنش تهران و واشنگتن؛ از تحریمهای جدید ایران تا تلاش قطر برای توافق + عکس
ترامپ و بحران بزرگ! / رقیب راهبردی واشنگتن
جنوب لبنان از هوا و زمین هدف قرار گرفت
جنگ علیه ایران، جمهوریخواهان را عقب انداخت
کد خبر: 283182
تاریخ انتشار: 14/بهمن/1400 - 10:32
رزمندهای که دستش را به سمت کربلا پرتاب کرد!
یدالله جعفری متولد ۱۳۴۴ مانند بسیاری از نوجوانان زمان دفاعمقدس وقتی فرمان جهاد امام خمینی (ره) را شنید درس و مدرسه را رها کرد تا به جبهه برود.
مرتبط ها
نظرات بینندگان
نظرات شما



