شنبه 06 تير 1405 - Sat 27 Jun 2026
  • خلیل‌زاده در تیم منتخب دور دوم گروهی + عکس

  • فیلم/ حال و هوای تهران در روز تاسوعا

  • گل‌های روز سیزدهم جام جهانی ۲۰۲۶ / فیلم

  • قیمت طلا و سکه امروز ۳ تیرماه ۱۴۰۵

  • توافق ستاره استقلال برای تمدید قرارداد

  • قالیباف باکو را به مقصد تهران ترک کرد

  • دیدار قالیباف با علی اف +عکس

  • اسرائیل از حمله هوایی به لبنان خبر داد

  • پایان دادگاه نتانیاهو بعد از ۹۸ جلسه

  • پول‌های آزادشده ایران کجا خرج می‌شود؟

  • اعلام زمان از سرگیری مذاکرات فنی اسلام‌آباد

  • برنامه بازی‌های روز پانزدهم جام جهانی ۲۰۲۶

  • توقف کامل پروازها در فرودگاه مهرآباد ۱۲ و ۱۵ تیر

  • پیام تسلیت رئیس قوه قضاییه به محمدباقر ذوالقدر

  • هیچ نشستی با گروسی برگزار نشده است

  • افشای مشخصات وطن‌فروش‌ها به صورت آنلاین +عکس

  • ترامپ فینال جام جهانی را خراب می‌کند

  • «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد»+ عکس

  • پیام سید مجید موسوی فرمانده هوا فضای سپاه به خانواده شهید ماکان نصیری

  • قالیباف: ایران نشان داد دوران تحمیل اراده بر ملتهای مستقل گذشته است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 278210
    تاریخ انتشار: 12/دي/1400 - 12:21

    معایب و مشکلات باورنکردنی تیزهوشی

    در این گزارش به مشکلات افراد باهوش که دلایل علمی هم دارند، اشاره شده است.

    معایب و مشکلات باورنکردنی تیزهوشی

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از باشگاه خبرنگاران ، ممکن است با خود فکر کنید که هرچه آی‌کیو با بهره هوشی بالاتری داشته باشید، زندگی شما شادتر، آسان‌تر و سرشار از موفقیت‌های بی‌شمار خواهد بود. درحالی که به این سادگی‌ها هم نیست و گاهی هوش زیاد و تیز هوشی، شما را به دردسر می‌اندازد! انتظارات بالای مردم و حساب کردن بیش‌از‌حد آن‌ها روی افراد تیز هوش، از آزاردهنده‌ترین مشکلاتی است که افراد باهوش با آن روبرو هستند. البته، این تنها یکی از مشکلات این دسته از افراد است و در ادامه به تعدادی از مشکلات دیگر با دلایل علمی خواهیم پرداخت. شاید با شنیدن این مشکلات، آرزوی باهوش‌تر بودن از سرتان بیرون برود!

    ۱- شما اغلب به جای احساس کردن، فکر می‌کنید

    افراد باهوش عمیقاً احساساتش را درک می‌کند و کاملاً می‌تواند درباره آن‌ها با افراد صحبت کند. اما هیچگاه با حرف‌زدن درباره احساسات‌شان، آرام نمی‌شوند! این یک مشکل رایج برای افراد تیزهوش است به ویژه کسانی که به شدت برون‌گرا هستند. آن‌ها از کلمات برای بیان‌کردن منظور خود استفاده می‌کنند و هرچه کمتر بتوانند منظور خود را با جملات و صحبت کردن بیان کنند، به واکنش‌های فیزیکی روی می‌آورند و با فریاد زدن، دویدن و یا دیگر حرکات بدن، سعی می‌کنند احساسات خود را توضیح دهند.

    درحالی که در آخر پس از این همه تقلا، از شر احساسات ضد و نقیض خود رها نشده و تسکین نیافته‌اند. دانشمندان نمی‌توانند بفهمند که آیا این دو عامل مرتبط هستند یا خیر؛ اما برخی تحقیقات نشان می‌دهند که هوش ادراکی بالا، مهارت ارتباطی عاطفی کم را حداقل در محیط کار جبران می‌کند. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد که افرادی که فوق العاده هوشمند هستند، نیازی به تکیه بر مهارت‌های عاطفی برای حل مشکلات ندارند.

    ۲- مردم اغلب از شما انتظار دارند که مثل یک سوپرمن عمل کنید

    به عنوان یک فرد باهوش همیشه از شما انتظار می‌رود که به طور اتوماتیک بهترین باشید، بدون توجه به این مسئله که شما نیز مانند هر انسان دیگری، احتیاج به فردی دارید که با او درباره ضعف‌ها و ناتوانی‌هایتان صحبت کنید. از آن بدتر، استرسی است که شما در طول انجام کارهایتان متحمّل می‌شوید که اگر وظایف‌تان را به بهترین شکل و در زمان مقرر انجام ندهید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این‌ها باعث می‌شوند که شما درمورد شکست خود، خیلی محتاط باشید. انتظارات بی‌جا، فرصت ریسک کردن را از شما می‌گیرد و ترس از شکست، در وجودتان رخنه می‌کند. نویسندگان سایت سایکولوژی تودی می‌نویسند:

    والدینی که فرزندانشان باهوش هستند و در مدرسه خوب عمل می‌کنند، معمولاً بسیار بیشتر از والدین دیگر درباره موفقیت و آینده کودکشان دچار اضطراب می‌شوند. متاسفانه این مسئله باعث می‌شود تا کودکان به تمرکز بیش‌از‌حد بر روی درس و فعالیت‌هایشان بپردازند و از مسائل مهم‌تر زندگی غافل شوند.

    ۳. شما ممکن است ارزش سخت کار کردن را یاد نگیرید

    افراد باهوش، اغلب فکر می‌کنند می‌توانند با تلاش کمتر، نتایج نسبتاً مشابهی با دیگران به دست آورند. در حالی که هوش بالا به تنهایی به موفقیت منجر نمی‌شود و افراد تیزهوش ممکن است هرگز تلاش و پشتکار رسیدن به موفقیت را به دست نیاورند! طبق پژوهش‌های کنت فلانگ، هوش زیاد مشکل‌ساز می‌شود؛ زیرا افراد در اولین گام‌های برخورد با مشکلات، با تلاشی کمتر به خواسته‌های خود می‌رسند و احتیاج به پشتکار را کمتر درک می‌کنند، در نتیجه این افراد هرگز سخت کار کردن را نمی‌آموزند و بعد‌ها به مشکل برمی‌خورند.

    ۴- مردم ممکن است ناراحت شوند که صحبت‌های آنان را در مکالمات روزمره اصلاح کنید

    هنگامی که متوجه اشتباهات و سخنان نادرست اطرافیان می‌شوید، بسیار برایتان مشکل به نظر می‌رسد که تمایلات خود را برای اصلاح حرف‌های آن‌ها نادیده بگیرید. اما شما باید بسیار حساس به این واقعیت باشید که ممکن است افراد در اثر حرف‌های شما خجالت‌زده شوند و احساس بدی به آنان دست دهد و یا حتی دوستان خود را از دست بدهید. هنگامی که هر بار صحبت افراد را قطع می‌کنید تا اشتباهاتشان را گوشزد کنید، رفته رفته تمایل آن‌ها به صحبت با شما کمتر شده و از اطرافتان پراکنده می‌شوند.

    ۵- شما تمایل دارید درباره هر چیز بیش از حد فکر کنید

    یک مشکل مشترک دیگر میان افراد باهوش، این است که آن‌ها زمان زیادی را صرف فکر کردن و تجزیه و تحلیل مسائل می‌کنند. فرض کنید که شما متوجه می‌شوید که همه چیز در حال مرگ است و هیچ چیز واقعی نیست. شما برای علت‌ها و پاسخ‌ها جستجو می‌کنید و سعی می‌کنید اهمیت حیاتی هر مفهوم و تجربه را به دست آورید تا جایی که این وسواس در فکر کردن شما را به مرز جنون می‌رساند! مطالعات گسترده‌ای که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد، نشان می‌دهند که اطلاعات کلامی با نگرانی و نشخوار ذهنی ارتباط دارد. از دیدگاه علمی، همه این استدلال‌ها به این معنی است که برای افراد تیزهوش، ممکن است انتخاب کردن و تصمیم گرفتن غیرممکن باشد.

    در واقع، می‌توان گفت درک نتایج احتمالی ایجاد شده بر اثر تصمیمات شما، به ویژه گرایش بیش از حد به تجزیه و تحلیل عواقب آن، باعث می‌شود گاه هیچ تصمیمی گرفته نشود!

    ۶- شما متوجه می‌شوید که چقدر نمی‌دانید

    فوق‌العاده باهوش بودن اغلب به معنی درک محدودیت‌های جهان شناخت خود است. سعی کنید تا جایی که ممکن است به خودتان بقبولانید که یادگیری و درک همه چیز، ممکن نخواهد بود. واقعیت این است که هر چه بیشتر بدانید و اطلاعات کسب کنید، احساس می‌کنید کمتر می‌دانید. مطالعه کلاسیک جاستین کروگر و دیوید دانینگ نشان می‌دهد انسان هر چه کمتر باهوش و شناخته شده باشد، بیشتر به شناخت توانایی‌ها و مهارت‌های خود دست می‌یابد و برعکس. به عنوان مثال، در یک آزمایش دانش آموزانی که نمره‌هایشان در یک چهارم پایین‌ترین سطح آزمون بود، تعداد سوالاتی را که پاسخ صحیح داده بودند، بیش از مقدار واقعی برآورد کردند؛ و این در‌حالی بود که دانش‌آموزانی که نمره آن‌ها در حدود یک چهارم بالاترین سطح آزمون بود، تعداد پاسخ‌های صحیح خود را کمتر از مقدار حقیقی آن برآورد می‌کردند.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما