چهارشنبه 11 شهريور 1405 - Wed 02 Sep 2026
  • توافق مکه مبتنی بر بازدارندگی جمعی است

  • ایران ممکن است محاصره دریایی ترامپ را با جنگ بشکند

  • شکایت پرسپولیس از استقلال

  • پزشکیان و پوتین دیدار کردند

  • آمریکایی‌ها مفهوم مذاکره را با دیکته کردن اشتباه گرفته‌اند/ هیچ فعالیت هسته‌ای در کوه کلنگ نداریم

  • وقتی گروه فشار چکش حذف را بالا می‌برد

  • حکمتِ تذکر مهم رهبر انقلاب به دولت+ عکس

  • ۸۰ شهروند قربانی کلاهبرداری دردیوار

  • قیمت میوه و تره بار امروز ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

  • مشاهده یک حیوان عجیب در مشهد / فیلم

  • لحظه‌های ناب در عکاسی خیابانی / عکس

  • «عقرب زرد» چگونه از سیم‌خاردار نفس عبور کرد؟

  • شوخی پزشکیان و الهام علی‌اف / فیلم

  • مصاحبه انتخاباتی نتانیاهو خشم کاربران خارجی را برانگیخت+ فیلم

  • امنیت آسمان تهران را مدیون این ۴۲ نفر بودیم

  • آمریکا تکان خورد، موشک خورد حاکمیت بلامنازع ایران بر تنگه هرمز

  • قیمت روز خودرو | جدول جدید امروز

  • ترکیدن لاک‌پشت زیر آرواره قدرتمند تمساح / فیلم

  • چای سبز واقعاً لاغرکننده است؟

  • طلا کشش افزایش قیمت نیافت

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 272918
    تاریخ انتشار: 05/آذر/1400 - 13:25

    به مزار این دوقلوهای شهید سر بزنید +عکس

    بعدها که موضوع را جویا شدم، فهمیدم آنها بی‌سرپرست هستند و هر بار دل‌شان می‌شکند که کسی آنسوی جبهه چشم انتظارشان نیست.

    به مزار این دوقلوهای شهید سر بزنید +عکس

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»گذرتان به بهشت زهرا تهران افتاد حتماً بر سر مزار این دوقلوهای شهید بروید! برادران دو قلوی شهیدی که هیچ‌گاه مادر و پدری زائر مزارشان نبوده است!!

    بخوانید قصه مظلومانه برادران دو قلو شهید دفاع مقدس از شیرخوارگاه تا آسمان شهیدان ثابت و ثاقب شهابی نشاط.

    نوجوان‌هایی که سال ۶۱ امدادگران خستگی‌ناپذیر گردان سلمان بودند. عملیات مسلم ابن عقیل در منطقه سومار اولین‌باری بود که آنها پا به جبهه گذاشته بودند. همرزمان این دو شهید می‌گویند وقتی نامه‌ به خط مقدم می‌آمد، معمولاً ثابت و ثاقب غیبشان می‌زد! یک‌بار یکی از رزمندگان متوجه شد وقتی همه گرم نامه خواندن هستند و خبر سلامتی خانواده و عکس‌هایشان را با وجد نگاه می‌کنند، دوقولوها دست در گردن هم در کنج سنگر، گریه می‌کنند.

    بعدها که موضوع را جویا شدم، فهمیدم آنها بی‌سرپرست هستند و هر بار دل‌شان می‌شکند که کسی آنسوی جبهه چشم انتظارشان نیست. عکس‌های کودکی و زنبیل قرمزی که در آن سر راه گذاشته شده‌اند را بغل کرده گریه می‌کنند.

    چندی بعد ثاقب در مجتمع نگهداری خودش به دلیل مجروحیت دعوت حق را لبیک گفته و ثابت نیز بعد از چند سال تحمل مجروحیت از استنشاق گازهای شیمیایی به نزد برادر می‌شتابد و او نیز شهد شهادت را می‌نوشد.

    روزی شخصی ثاقب و ثابت را پشت به یکدیگر داخل آن زنبیل کوچک قرمز رنگ گذاشته بود و زیر شرشر باران کنار درب ورودی بهزیستی رهای‌شان کرده بود. حال درد نان بود یا درد جان،کسی نمی‌دانست.

    از آن پس بود که آن زنبیل کوچک شد تنها یادگاری از مادر ندیده‌شان.

    ثاقب و ثابت سالها از کرمانشاه و غرب کشور گرفته تا اهواز و خرمشهر، به هر کجا که اعزام می‌شدند، در درون ساکشان اعلامیه‌هایی را به همراه داشتند که عکسی از دوران کودکی‌شان به همراه دست نوشته‌ای بود که به در ودیوار شهرها می‌چسبانیدند:

    "مادر، پدر! از آن روز که ما را تنها در کنار خیابان رها کردید و رفتید سالها می‌گذرد. حال امروز دیگر ما برای خودمان مردی شده‌ایم ولی همچنان مشتاق و محتاج دیدار شماییم..."

    اما هیچگاه روزی فرا نرسید که قاب عکسی باشد و عکسی از ثاقب و ثابت وخانواده‌شان در کنار یکدیگر.
    آنچه که امروز از ثاقب و ثابت شهابی نشاط باقی است، ۲ قبر مشکی رنگ شبیه به هم و در کنار هم در قطعه ۵۰ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) است.

    اگر گذارمان به گلزار شهدای بهشت زهرا افتاد، جایی ما بین قبور قطعه ۵۰، ردیف ۶۷، شماره ۱۹ وردیف ۶۶ شماره ۱۹، دو برادر شهیدی آرام کنار یکدیگر خفته اند که شب‌های جمعه، هیچ‌گاه مادر و پدرشان زائر مزارشان نبود.

     

     

    نظرات بینندگان
    نظرات شما