دوشنبه 09 شهريور 1405 - Mon 31 Aug 2026
  • احتمال تعطیلی لیگ برتر قوت گرفت

  • صنعت شیلات در اروپا، قربانی خشکسالی

  • نیروهای مسلح تجهیزات خود را به‌روز کرده‌اند

  • راه در رو آمریکا در تنگه هرمز بسته شد

  • علی کریمی با یک استوری ناموسی، رضا پهلوی را آنفالو کرد

  • خبر بد برای سرخابی‌ها؛دو ستاره تیم غایبان بزرگ دربی

  • نپال پس از سیل مرگبار / عکس

  • حرکت عجیب و خطرناک علیرضا جهانبخش حین بازی/ فیلم

  • قیمت نفت امروز دوشنبه ۹ شهریور

  • افشاگری عراقچی از فریبکاری نتانیاهو

  • خطای مزدوران دشمن برای ایجاد آشوب داخلی با پاسخی محکم مواجه می‌شود/ ایران اسلامی آماده رویارویی با متجاوزین است/ تاکید بر تعیین تکلیف سریع وضعیت زندانیان مُعسر

  • پزشکیان با نخست‌ وزیر هند دیدار کرد+ فیلم

  • کارزار فشار اقتصادی آمریکا نتیجه «صلح شرافتمندانه» اصلاحات است؟

  • وزیر کار: زمان واریز معوقات بازنشستگان اعلام شد

  • ردپای نفت‌کش هدف قرارگرفته پیدا شد

  • داور داربی مشخص شد؟

  • پزشکیان در حاشیه اجلاس شانگهای با پوتین دیدار می‌کند

  • چرا زنان میانسال باید ورزش‌ کنند

  • ترس بزرگ پرسپولیس در آستانه دربی!

  • پریشونم یه جورایی شبیه مجنونم از حسین ستوده

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 252213
    تاریخ انتشار: 18/تير/1400 - 14:04

    نامه مهدی آذریزدی به اسلامی ندوشن

    در روزی که با درگذشت مهدی آذریزدی، در تقویم به نام ادبیات کودک و نوجوان گره خورده است، نامه‌ای را از او به محمدعلی اسلامی ندوشن می‌خوانیم.

     نامه مهدی آذریزدی به اسلامی ندوشن

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» به نقل ایسنا، صفحه محمدعلی اسلامی ندوشن همزمان با هجدهم تیرماه، سالروز درگذشت مهدی آذریزدی و روز ملی ادبیات کودک و نوجوان یکی از نامه‌های آذریزدی، ملقب به پدر ادبیات کودک و نوجوان ایران به اسلامی ندوشن را به اشتراک گذاشته است که در ادامه می‌خوانیم: «آقای دکتر سلام و دست مریزاد!

    خیلی دلم می‌خواست این نامه را بنویسم، اما نمی‌دانستم چه جور و چی بنویسم و می‌ترسیدم که مانند آخرین آن مغفّل باشد. آخر نتوانستم خودداری کنم زیرا که حالتی رفته بود که این کاغذ خط‌دار و خودکار بیک، به فریاد آمده بودند. قضیه این‌ست که قسمت اول سفر تاجیکستان را در اطلاعات خوانده بودم و کیف کرده بودم و لذت برده بودم. همیشه هم از آثار شما همین انتظار را داشتم که انتظار بر حق و مستند و مستدلی است اما شبی که قسمت دوم و پایانی آن گزارش چاپ شده بود، جوانی که دانشجوی رشته فیزیک_کاربردی است و گاهگاه احوالی از من می‌پرسد، سر رسید و اوّل چیزی که پرسید این بود که: سفر تاجیکستان دکتر را دیدی؟ گفتم: بله، ایناهاش، دارم آخرین سطرهایش را می‌خوانم، مگه چطور؟ گفت: خیلی عالیه، من و داداشم و خواهرم و پدرم آن را با هم خواندیم و پدر پنجاه و پنج‌ساله‌ام از شوق گریه می‌کرد و می‌گفت: "بارک‌الله و آفرین! مدّت‌ها بود که چنین چیزی نخوانده بودیم که از یک طرف سفرنامه ناصرخسرو را تداعی می‌کند با ریزه‌کاری‌ها و داوری‌هایش ... و از طرفی حافظ را و مبارزه نهان و آشکارش را با ریاکاری‌ها و دغلبازی‌ها و چقدر دلیر است این مرد که وقتی به خجند و اشروسنه می‌رسد بی‌پروا همه چیز را روی دایره می‌ریزد و می‌داند که کسانی برایش مضمون کوک می‌کنند."

    گفتم: بله ... و هویّتی ما این‌طورند که در دل مردم جا دارند و اسلامی ندوشن یعنی همین و همین دیگه و جای خوشوقتی است که مردم همه چیز را می‌فهمند و نه فلسفه‌خوان و ادیب بلکه دانشجوی فیزیک کاربردی هم و بقیّه دل‌ها و جان‌های پاک هم.

    و الحمدالله و خداوند شما را اقلّا ۴۶ سال دیگر در نهایت سلامت و امن و آسایش نگهبان و یاری‌رسان باشد تا باز هم بنویسید و مردم را زنده دل نگاه دارید تا ببینیم چه می‌شود و چگونه درست می‌شود.»

    انتهای پیام

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما