دوشنبه 02 شهريور 1405 - Mon 24 Aug 2026
  • دفن اجساد منافقین در یک مرکز زباله

  • حمله ضدصهیونیستی با سلاح سرد در کرانه باختری / فیلم

  • آغاز پرداخت معوقات بازنشستگان

  • عراقچی: فشار اقتصادی آمریکا شکست خواهد خورد

  • خبر فوری / به تاخیر افتادن واریز کالابرگ برای این خانوارها

  • جانشین محمد عمری در ترکیب پرسپولیس کیست

  • امیر جدیدی و زین‌العابدین با اسکورت به سینما می‌آیند

  • قیمت طلا ۱۸ عیار امروز یکشنبه ۱ شهریور

  • عکس های قدیمی از سپهبد محمد پاکپور

  • جنگ اقتصادی یعنی اذعان به شکست نظامی مقابل ایران

  • فرمانده ارتش پاکستان به تهران می‌آید

  • فلسطین آرمانی زنده و تغییرناپذیر است

  • اینترسپت: موساد در ایران شکست خورد

  • راه‌حل مدیرکل وزارت ارشاد برای حل ناترازی بنزین

  • زمان دقیق بازی امروز استقلال و سپاهان

  • قیمت گوشت قرمز امروز یکشنبه ۱ شهریور

  • شکستی دیگر در کارنامه مذاکراتی ترامپ و آمریکا + عکس

  • قیمت دلار امروز یکشنبه ۱ شهریور

  • خون بیرانوند از خون یک پاکبان رنگین‌تر است؟

  • «مجید آدینه» از تروریست‌های دی ماه اعدام شد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 248036
    تاریخ انتشار: 30/خرداد/1400 - 13:03

    اصلاحات؛ فشار به پایین و چانه زنی در بالا!

    اصلاحات؛ فشار به پایین و چانه زنی در بالا!

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»به نقل ازالف,پیروز این انتخابات از  همان ابتدا هم معلوم بود و این نه به دلیل حذف پرسش برانگیز «لاریجانی» از سوی شورای نگهبان  بلکه به دلیل سال ها بی اعتنایی اصلاح طلبان و دولت های کم و بیش مطلوب آن ها به اصلاحات عینی و ساختاری اقتصادی است که منجر به تضعیف معیشت عموم مردم و به خصوص طبقات متوسط به عنوان پایگاه  اجتماعی این جریان سیاسی در سال های اخیر  بوده است.

    شدت این امر به حدی است که شاید بتوان گفت حتی با حضور رییس جبهه اصلاحات در جریان رقابت ها او نیز مسیر بسیار دشواری در جذب آرای مردم و به خصوص طبقات متوسط روز به روز تضعیف شده داشت. 

     اصلاح طلبان علیرغم سال های طولانی حضور در قدرت با موکول کردن  بهبود اوضاع معیشتی مردم و اصلاح ساختارهای اقتصادی به توسعه سیاسی که امر لازمی است اما به هیچ وجه کافی نیست و البته دوری روحی و روانی از توده مردم و خطاهای آشکار دیگر، این انتخابات را به رقیب باختند. 

    اعتقاد دگماتیستی شان به اولویت گریزناپذیر توسعه سیاسی برای مردم گرفتار در فقر و فاقه، روز بروز این دوری را بیشتر کرد و مردم را به سمت رقیب کشاند. عجیب است که   استراتژی معروف شان یعنی « فشار از پایین و چانه زنی در بالا»  هم  کمکی به آنان برای درک این موضوع نکرد که می  توان روند اصلاحات تدریجی را از اصلاح معیشت آن پایینی ها و ساختارهای اقتصادی نابرابر آغاز کرد و بعد به سراغ شعارهای رادیکال تر سیاسی رفت. شعارهایی که تازه آن هم معلوم نیست خودش چه میزان با داعیه « اصلاح طلبی» سازگار است؟!  ظاهرا کلمه «پایین» از نظر واضع این استراتژی اشاره به کلیت «جامعه مدنی»  دارد که در فلسفه سیاست مدرن در برابر «دولت» (به معنای حاکمیت) و مستقل از آن است و باید با تکیه بر قدرت آن عمل کرد اما واقعیت این است که این جامعه مدنی در تمام این سال ها به لطف عملکرد اصلاح طلبان محدود به چیزی شد که منتقدان جامعه مدرن آن را جامعه مدنی بورژوایی می خوانند که نتیجه اش هم چیزی جز گسترش طبقات پایین اقتصادی در جامعه ایران نبود.

    نتیجه حضور طولانی  اصلاح طلبان  در قدرت (به استثنای اندکی تغییر در انتهای دولت هشتم -به گفته کارشناسان) به جای «فشار از پایین و چانه زنی در بالا» ، چیزی جز «فشار به پایین و چانه زنی در بالا» نبود که نتیجه آن هم جز این شایبه برای افکار عمومی در پی نداشت که دغدغه اصلاح طلبان بیشتر بقا در ساختار قدرت و صرف چانه زنی در بالاست نه چیز دیگر. روندی که هم به تضعیف حمایت نخبگان مورد ادعای این جریان و هم ناامیدی بدنه حامی خود انجامید و قدرت چانه زنی را هم از آنان گرفت! 

    میزان آرای نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان در انتخابات اخیر گواه روشنی است بر این ماجرا.

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما