چهارشنبه 01 مهر 1405 - Wed 23 Sep 2026
  • ۷۰۰ هزار واکسن آنفلوآنزا وارد شد

  • پاکسازی خانۀ تیمی تروریست‌ها در جهادآباد سراوان

  • گزارش حادثه برای یک کشتی در تنگه هرمز

  • قیمت نقره امروز چهارشنبه ۱ مهر

  • بورس دوباره جان گرفت

  • فوتبال الکترونیک ایران طلایی شد

  • جنگ تار تار /لیست خرید پرسپولیس در نیم‌فصل؟

  • خلاصه بازی امید ایران ۱ - امید کره شمالی ۴

  • اطلاعات مأموران اف بی آی هک شد

  • فرودگاه نجف: پروازهای ایران همچنان برقرار است

  • دلتنگی مادر ماکان نصیری در روز اول مهر / فیلم

  • آغاز تجربه RQ-۱۷۰ این بار از دل آب‌ها

  • تهدید یک کشور به نسل کشی در سازمان ملل!

  • آقای صالحی! این فیلم را با این حجم از شوخی‌های رکیک با خانواده می‌بینید؟+ عکس

  • قالیباف: ملت ما شجاعانه مقابل دشمن ایستاد

  • شمارش معکوس یهودی‌سازی مسجدالاقصی و بلعیدن کرانه‌باختری + عکس

  • تغییر ساعات کاری ادارات و بانک‌ها اعلام شد +فیلم

  • سیگنال توافق از نیویورک؛ ایران و آمریکا دوباره پای میز مذاکره /ترامپ: فکر می‌کنم با ایران به توافق می‌رسیم+ عکس و فیلم

  • عراقچی در نیویورک با حمایت نهادهای امنیتی مذاکره می‌کند

  • عربستان بارگیری نفت را شروع کرد

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 241326
    تاریخ انتشار: 29/ارديبهشت/1400 - 09:33

    حاج قاسم قول داد پیکر این شهید را برگرداند +تصاویر

    زینب از حاج قاسم پرسید: «پیکر پدرم کی برمی‌گرده؟» چشمان حاج قاسم را نم ‌اشک پر کرد و در حالی‌ که سعی می‌کرد ‌اشک‌هایش را کنترل کند رو به زینب گفت: «به شما قول می‌دم هر طور شده پیکر پدرتان را برگردانم.»

    حاج قاسم قول داد پیکر این شهید را برگرداند +تصاویر

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» شهید سعید انصاری ازجمله شهدای مدافع حرمی است که پیکر پاکش مدت‌ها در سوریه مفقود بود. اما پس از قول شهید سپهبد قاسم سلیمانی به خانواده‌اش، این پیکر پیدا شد.


    همسر شهید انصاری درباره ماجرای قول شهید قاسم سلیمانی در مصاحبه‌ای گفته بود: آخرین بار که حاج قاسم سلیمانی را ملاقات کردیم مراسم تقدیر از خانواده شهدای مدافع حرم بود... در همان آخرین دیدار، پسرم حسین، کنار حاج قاسم نشست و من و دخترم زینب روبه‌رویش. حسین لباس رزم پوشیده بود درست شبیه به لباس پدرش. از حسین پرسید پسر کدام شهید هستی؟ حسین جواب داد شهید «سعید انصاری». حاج قاسم کمی در صورت حسین مکث کرد و گفت: «چقدر شبیه به پدرت سعید هستی!» پیشانی حسین را بوسید و گفت: «پدرت خیلی باهوش و باذکاوت بود.» بازهم پیشانی حسین را بوسید. زینب از حاج قاسم پرسید: «پیکر پدرم کی برمی‌گرده؟» چشمان حاج قاسم را نم ‌اشک پر کرد و در حالی‌ که سعی می‌کرد ‌اشک‌هایش را کنترل کند رو به زینب گفت: «به شما قول می‌دم هر طور شده پیکر پدرتان را برگردانم.»

    حسین و زینب چنان تحت تأثیر جمله او قرار گرفتند که زینب بار دیگر پرسید: «سردار شما مطمئن هستید؟ خیالمون راحت باشه؟» سردار سلیمانی که حالا نفس عمیقی می‌کشید زد روی شانه حسین و گفت: «به خواهرت بگو که مطمئن باشه به‌زودی نشانی از پدرتان به شما می‌رسه.» از آخرین درخواست بچه‌هایم هنوز سه ماه نگذشته بود که استخوان جمجمه همسرم «شهید سعید انصاری» به خاک وطن بازگشت.







     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما