پنجشنبه 05 شهريور 1405 - Thu 27 Aug 2026
  • استوری رامین رضاییان و دعوت از هواداران فولاد

  • شهید موسوی علمدار رهبر شهید در جنگ سوم بود

  • سیل ویرانگر در نپال با ۱۷ کشته صدها مفقودی / فیلم

  • جهان به روایت تصویر /از غرق شدن ترامپ تا حمله به غزه

  • سیدمجید بنی فاطمه/مشتری نگاه تو خورشیده

  • عذرخواهی هافبک سپاهان از استقلالی‌ها

  • بِسِنت خالی بست؛ مستندات چه می‌گویند؟

  • امارات ویزای هادی چوپان را باطل کرد

  • بابت گرانی‌ها از مردم عذرخواهی می‌کنیم

  • آمریکا شرایط ما را نپذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد

  • ۱۲ میلیون لیتر بنزین بیشتر در راه است

  • بزرگ‌ترین انجیرستان دیم جهان در فصل برداشت / عکس

  • قیمت دلار کاهشی شد

  • قرارداد امیر قلعه‌نویی تمدید شد

  • پاسخ قالیباف به نامه حسین شریعتمداری: /عقلانیت انقلابی، نقطه گم‌شده امروز است

  • حفظ انسجام ملی، پادزهر محاسبات دشمن

  • اخیرا علی کریمی دل خیلی‌ها را شاد کرده است

  • هرج‌و‌مرج در وزارت جنگ آمریکا؛ بحران در راس فرماندهی ارتش

  • ویدئوی دیده نشده از رهبر شهید در منزل آیت‌الله صافی

  • کشف ۸ گروه تروریستی در ایران / فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 216400
    تاریخ انتشار: 29/دي/1399 - 13:49

    ترس ها و نقطه ضعف های گنده لات جهان

    ترس ها و نقطه ضعف های گنده لات جهان

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»چند دهه قبل روژه گارودی پروفسور مسلمان فرانسوی در کتابی، آمریکا را پیشتاز انحطاط نامید و بیست سال قبل امانوئل تود استاد یهودی امریکایی، کتابی با عنوان ((امپراطوری عقاب سقوط کرده است)) را نوشت و به زوایای اضمحلال آمریکا پرداخت و تاکید کرد که این سقوط هرچند آغاز شده اما تا اصابت به زمین زمان زیادی مانده است.

      12 سال قبل فِرِد زاکاریا تحلیلگر و روزنامه نگار امریکایی کتاب ((جهان پس از امریکا)) را منتشر کرد و جهانی را پیش بینی کرد که کشورها و فرهنگ های متعددی در آن تاثیر دارند و از نظم نوین فرضی آمریکا دیگر خبری نیست. در نهایت 6 سال قبل جوزف اس. نای استاد دانشگاه هاروارد کتابی با این عنوان نوشت ((آیا قرن آمریکا به پایان رسیده است)) با این حال هیچکدام روند سقوط سهمگین امپراطوری را دقیق پیش بینی نکرده بود.

    اما این سقوط چه سود یا زیانی را نصیب ما می کند؟ مهمتر اینکه چرا اضمحلال آمریکا با سایر امپراطوری ها متفاوت است و روندی طولانی را طی می کند؟ مگر نه اینکه امریکا و شوروی سابق دقیقا بعد از سال 1945 جهان را میان خود تقسیم کردند اما فروپاشی شوروی ظرف چند ماه رخ داد. 

    سایر امپراطوری ها نیز روند مشابهی را از ابرقدرتی تا تنزل به یک قدرت فقط صنعتی و یا اقتصادی بزرگ طی کردند. اما وضعیت امریکا بسیار فرق دارد. امریکا بسیاری از کشورها مانند عربستان، انگلیس، کره جنوبی را به نوعی به خود وابسته کرده است، بسیاری از کشورها اقتصادی متصل به آمریکا دارند مانند اتحادیه اروپا، چین، هند و بسیاری از کشورها از تحولات امریکا بی درنگ تاثیر می پذیرند مانند کشورهای افریقایی و مکزیک، که چنین روندی برای هیچ قدرتی تاکنون وجود نداشته است. دقیقا به همین دلیل است که امریکا می تواند دیگر کشورها را برای جلوگیری از معامله با کشوری ثالث تحت فشار قرار دهد. این قدرتی است که دلار و سامانه های بانکی در جهان به امریکا داده است نه قدرت نظامی آن که اکنون یارای نجات اقتصاد رو به زوال امریکا نیست. 

    اقتصاد امریکا بدون آنکه زیر فشار یا تحریم کشوری باشد از درون به چالش کشیده شده و با شکست ترامپ آرزوی آنان که خواستار بازگشت تولید به درون امریکا بودند نیز خاتمه یافت اما شورش های کور و بحران های فزاینده اجتماعی مانند آشوب های تابستان 2020 و حمله به کپیتال هیل در چند روز گذشته تازه شروع شده است.

    هنوز اکثر مردم نمی دانند که دیگر روزهای طلایی وفور نعمت به پایان رسیده و بحران مالی را چیزی در حد سقوط بورس در سال 2008 یا 1987 و در نهایت 1929 تصور می کنند. 

    رویای آمریکایی می رود

    امریکای امروز را می توان در عرصه جهانی به مانند یک ((گنده لات یکه بزن)) شبیه کرد که با وجود بازوهای قوی اما اراده و هدفی برای به کارگیری توان نظامی خود ندارد، فقط می تواند از تاثیری که بر اقتصاد جهان داشته سوء استفاده کند.

    در اصل، شش ناوگان جنگی آمریکا در سراسر جهان مشتمل بر ناوهای هواپیمابر کمترین آسیبی ندیده اما تاثیرگذاری واشنگتن در تحولات بین المللی هر روز کمتر می شود. در بحران مدیترانه شرقی، جنگ لیبی و قفقار امریکا حضور ندارد و در افغانستان بعد از 20 سال ویرانگری و کشتار در حال گریز است. با آنکه امریکا هر روز زیر راکت و خمپاره نیروهای مقاومت عراق و سوریه قرار دارد اما دیگر از آن غرش های ابرقدرت مآبانه خبری نیست.  

    کار به همین جا ختم نمی شود. دولت امریکا آن قدرت چهل سال یا حتی بیست سال پیش نیست که برای حرف خود اعتبار قائل باشد و اعمالش را از موضع برتری راهبردی تنظیم کند. امریکای امروز در عرصه جهانی سردرگم است و دقیقا نمی داند که در مسیر جهانی سازی باید حرکت کند و با تهی کردن درون آمریکا به نظم نوین جهانی بپردازد یا نه در مسیری دقیقا برعکس مجبور باشد برای بازگرداندن قدرت به ایالات متحده از بسیاری از موافقت نامه ها و قرار داد ها و سازمانی های بین المللی که خودش در بازه زمانی چند دهه ایجاد کرده بود بگریزد تا وضعیت معیشت مردم آمریکا را بهبود بخشد که نتیجه آن چیزی جز دست کشیدن از رویای امپراطوری بر همه جهان و تشکیل حکومت جهان شمول نخواهد بود. با نهایت شگفتی مردم این امپراطوری امروز فقر و نداری خود را در خیابان ها فریاد می زدند. 

    او با ما نیست مانند اوباما

    این تصور که بایدن می تواند امریکا را به آن کشور سابق بازگرداند بسیار غیر واقعی است. شاید رفتار و ادبیات او با ترامپ تفاوت داشته باشد اما نه تنها هیچ یک توانایی بازتولید قدرت سابق آمریکا را ندارند بلکه هیچ رئیس جمهوری در آمریکا نمی تواند و نمی خواهد چالش های کشورش با ایران، کوبا، روسیه، سوریه، کره شمالی و... را برطرف سازد.

    بایدن همان سیاست های فشار سابق را ادامه خواهد داد اما به گونه ای دیگر آن را توجیه می کند. او با ما نیست مانند اوباما که بیشترین تحریم را علیه ایران وضع کرد. دوران اوباما روزهای تاریک جهان اسلام و آغاز جنگ های سوریه، لیبی، یمن و پیدایش داعش بود. 

    حال در چنین شرایطی چگونه می توان به امضای قرارداد با دولتی امید داشت که خود برای آینده اش برنامه ای ندارد. 

    برجام برای ایجاد تحول در درون ایران طراحی شد تا بهبود روابط میان واشنگتن و تهران چرا که ماهیت نظم نوین جهانی که اولین بار توسط بوش اول مطرح شد هیچ نوع حکومت متفاوتی با آن را نمی پذیرد. از این رو تفاوتی ندارد چه کسی در کاخ سفید باشد. همکاری میان امریکا با دولت هایی که خود را مطیع و تابعی از سیاست های کاخ سفید نمی دانند همیشه بی معنا خواهد بود. 

    از طرف دیگر اگر امریکا قدرت ایران را بپذیرد نیز به این معناست که باید بیش از گذشته از غرب آسیا بگریزد حال آنکه اینجا متفاوت از سایر مناطق است و امریکا تا حد امکان تلاش می کند در کشورهای منطقه نفوذ داشته باشد. پس هر که در کاخ سفید باشد هرگز نمی پذیرد مشکلات راهبردی با ایران حل شود چراکه به معنای افزایش قدرت تهران خواهد بود.

    چه می توان کرد؟

     با توجه به تاثیری که امریکا بر اقتصاد جهان همچنان دارد ما چگونه می توانیم از حقوق خود دفاع کنیم؟ این درست است که تا روز آخری که امپراطوری امریکا وجود دارد بر اقتصاد تاثیر خواهد داشت اما دو پاشنه آشیل دارد که دقیقا هیچ راهکاری برای آن ندارند؛ اول کاپیتالیسم است که در ذات خود در حال جویدن اقتصاد آمریکاست. همان ایدئولوژی که تاکید دارد که (کسب سود و انباشت ثروت مطلقا آزاد است و همه امور باید در این مسیر باشد). 

    نقطه ضعف دوم آمریکا وابستگی به استیلا بر جزیره العرب است؛ ریاض هم زمینه کنترل امریکا بر بازار انرژی جهان را فراهم کرده هم با فروش نفت به دلار، قدرت این ارز جهانی را حفظ می کند. تصور کنید اگر روزی دولتی مستقل در جزیره العرب تشکیل شود چه خواهد شد؟ نفت را بر اساس نیاز خود تولید کند و به دلار هم نفروشد. در آن صورت روند سقوط شتابان دلار شروع می شود. دلار همان مولفه ای است که هنوز امریکا را پابرجا نگه داشته است. 

    برگ برنده ایران نه در مذاکره و نه در عقب نشینی بلکه در همین منطقه و تلاش برای تضعیف دو مولفه راهبردی آمریکا برای استیلای بر جهان نهفته است. اول انرژی و دوم راهگذرهای راهبردی در جهان اسلام بهترین ابزار برای اعمال فشار برای بازپس گیری حقوقی است که نه تنها از مسیر مذاکره بلکه با امتیاز دادن هم ممکن نشد. امریکا بیش از تولید اورانیوم از تاثیر منطقه ای ایران می هراسد. بهترین اهرم فشار حمایت قاطع و راهبردی از جنبش های مردمی ضد آل سعود است

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما