سه شنبه 07 مهر 1405 - Tue 29 Sep 2026
  • ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت/جناب سید حسن نصرالله؛ امیر قهرمان عرب و نهاد بزرگ جبهه مقاومت

  • استانداردهای هالیوودی بلای جان ازدواج

  • فارن‌پالیسی| کشورهای عربی از آمریکا فاصله می‌گیرند

  • عالی‌پور با رکورد شکنی طلایی شد/ فیلم

  • دستگیری باند آدم‌ربایی با پوشش مأمور پلیس در تهران

  • ایران پیگیر حل پروازها و برقراری عمره

  • فلسطینی‌ها به زندگی در غارها پناه بردند / عکس

  • خبر تاج از انتخاب سرمربی جدید تیم ملی امید

  • خواهد دید چه خواهد شد!

  • بارش رحمت الهی در مسجدالحرام / فیلم

  • اتحادیه اروپا خواستار ارائه موشک به اوکراین شد

  • ورود پرسپولیس به لیگ والیبال

  • زباله‌های سرگردان در جنگل‌های شمال / عکس

  • سوپرگل جادویی لیونل مسی / فیلم

  • پیوستن ستاره هافبک ازبکستانی به استقلال

  • احتمال مجازی شدن مدارس هست؟ وزیر پاسخ داد

  • ترامپ و بحران بزرگ! / رقیب راهبردی واشنگتن

  • قیمت دینار عراق امروز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

  • گستاخی‌های ترامپ خلاف منشور ملل متحد است

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 212486
    تاریخ انتشار: 30/آذر/1399 - 16:10

    دلنوشته فرزند شهید خطاب به محمود امجد

    زجر می‌کشم و می‌سوزم از اینکه در نظام مقدس جمهوری اسلامی که برای حفظ، بقا و عزت روحانیتش، من در خردسالی از نعمت وجود مقدس شما محروم شده‌ام و حالا عمامه به سری در کسوت استاد اخلاق[!] که عزتش را از خون شما دارد، مفسدان فی‌الارض را با خوانشی خویش‌محور از احادیث و روایات اسلامی، "شهید" می‌نامد!

    دلنوشته فرزند شهید خطاب به محمود امجد

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» بعد از انتشار اظهارات ناصواب شیخ محمود امجد در دفاع از «نیما زم» فعال برانداز و تعابیر موهن نامبرده به‌منظور جابجایی جلاد و شهید، «حسین محمدزاده» (فرزند سردار شهید ابوالحسن محمدزاده) که تصویر وداع جانسوز او با پیکر پدر، از اسناد منحصربفرد دفاع مقدس هشت‌ساله ملت ایران است، در دلنوشته‌ای کوتاه چنین آورد:

    حضرت پدر سلام‌علیکم
     این تصویر وداع و خاطره آن داغ، زخمی به دل و روحم زده که بعد از سی و چند سال نه‌تنها برایش مرهمی پیدا نکرده‌ام بلکه علاوه بر آن، در این روزهای سالگرد شهادت شما در جزیره خونین "ام الرصاص" در عملیات کربلای چهار، بیشتر از گذشته این‌بار تمام وجودم نیز به آتش کشیده شده است.


    زجر می‌کشم و می‌سوزم از اینکه در نظام مقدس جمهوری اسلامی که برای حفظ، بقا و عزت روحانیتش، من در خردسالی از نعمت وجود مقدس شما محروم شده‌ام و حالا عمامه به سری در کسوت استاد اخلاق[!] که عزتش را از خون شما دارد، مفسدان فی‌الارض را با خوانشی خویش‌محور از احادیث و روایات اسلامی، "شهید" می‌نامد!


    پدر آسمانی
    به روایت ایمانی از اسلام، شما شهیدید و به روایت او از اسلام، دشمن شما شهید است!
    آقایان راوی احادیث، روحانیت معظم شهیدپرور، مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی
    من؛ کودک داغ‌دیده چهل سال پیش، فی‌الحال فقط می‌سوزم
    ساکتان فتنه‌های کهنه و تازه در هر لباسی هم تا اطلاع ثانوی خیالشان جمع!
    انتهای این دنیای نامرد، در یوم الحساب، من با پیراهن خونین پدر می‌آیم و امجدها با پیژامه چرکین زم
    چه مباهله‌ای بشود در محضر عدل الهی
    انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا

     

     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما