جمعه 05 تير 1405 - Fri 26 Jun 2026
  • خلیل‌زاده در تیم منتخب دور دوم گروهی + عکس

  • فیلم/ حال و هوای تهران در روز تاسوعا

  • گل‌های روز سیزدهم جام جهانی ۲۰۲۶ / فیلم

  • قیمت طلا و سکه امروز ۳ تیرماه ۱۴۰۵

  • توافق ستاره استقلال برای تمدید قرارداد

  • قالیباف باکو را به مقصد تهران ترک کرد

  • دیدار قالیباف با علی اف +عکس

  • اسرائیل از حمله هوایی به لبنان خبر داد

  • پایان دادگاه نتانیاهو بعد از ۹۸ جلسه

  • پول‌های آزادشده ایران کجا خرج می‌شود؟

  • اعلام زمان از سرگیری مذاکرات فنی اسلام‌آباد

  • برنامه بازی‌های روز پانزدهم جام جهانی ۲۰۲۶

  • توقف کامل پروازها در فرودگاه مهرآباد ۱۲ و ۱۵ تیر

  • پیام تسلیت رئیس قوه قضاییه به محمدباقر ذوالقدر

  • هیچ نشستی با گروسی برگزار نشده است

  • افشای مشخصات وطن‌فروش‌ها به صورت آنلاین +عکس

  • ترامپ فینال جام جهانی را خراب می‌کند

  • «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد»+ عکس

  • پیام سید مجید موسوی فرمانده هوا فضای سپاه به خانواده شهید ماکان نصیری

  • قالیباف: ایران نشان داد دوران تحمیل اراده بر ملتهای مستقل گذشته است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 207606
    تاریخ انتشار: 03/آذر/1399 - 14:00

    دلنوشته همسر شهید بلباسی پس از چهل روز

    همسر شهید مدافع حرم محمد بلباسی پس از گذشت چهل روز از خاکسپاری این شهید بزرگوار دلنوشته‌ای برای او منتشر کرد.

    دلنوشته همسر شهید بلباسی پس از چهل روز

     چهل روز از ورود و خاکسپاری پیکر شهید مدافع حرم محمد بلباسی به خاک وطن می‌گذرد. به همین مناسبت همسر این شهید بزرگوار در صفحه شخصی خود در اینستاگرام برای او پستی به اشتراک گذاشت. شهید محمد بلباسی یکی از شهدای خان‌طومان بود که پیکر مطهرش به همراه 7 شهید دیگر پس از پنج سال پیدا و به وطن بازگردانده شد.

    در ادامه متن و پست منتشر شده در صفحه همسر شهید بلباسی را مشاهده می‌کنید:
    "خنده‌ام می‌گیرد از چشم روشنی هایی که این چهل روز شنیده ام و هر بار با شنیدنش لبخند به لب به چشمانت خیره می‌شوم. لبخندی معنادار، خودمانیم ها! خوب سرم را شیره مالیده‌ای! شاید همه باور کرده اند که تو آمدی اما من که میدانم...

    من که با چشم خودم دیدم که چقدر کم شده بودی آنقدر کم که زینب با دستان کوچکش هم می‌توانست تو را بلند کند تعجب می‌کنم، همه تو را به نظم و تمیزی ات می‌شناسند اما تو چرا این طور نامنظم بودی و این قدر پراکنده و پخش و پلا غروب پنجشنبه حالا جایی برای قرارمان داریم اما من خوب می‌دانم که هنوز هم مادرت زهرا بالای سر بقیه پیکری که در خان‌طومان جا گذاشته‌ای حاضر است می‌دانی که من هنوز هم حواسم هست که چه در سر تو می‌گذرد...خوب می‌شناسمت".
     

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما