فوتبال ایران متأثر از تحمیل وضعیت اقتصادی رایج و موضوعات مربوط به معاملات بانکی ایران به روزهای پیچیده و دشواری رسیده است اما حتی بدون این فشارهای غیرورزشی بر وضعیت اقتصادی باشگاهها، کار باشگاهداری در ایران با روشهای مرسوم به همین نقطه میرسید.
پرسپولیس در میان انبوهی از مشکلات اقتصادی از این منظر مهمترین مثال برای بحث است که ۴ فصل پی در پی قهرمان لیگ برتر ایران شده، در این سالها ۲ بار به فینال لیگ قهرمانان آسیا راه یافته اما در پرداخت دستمزد موفقترین سرمربی تاریخ خود ناتوان است.
این نه فقط نشانه بحرانهای مالی فراگیر بلکه نشان سوءمدیریت فراگیر و تصمیماتی است که در اتخاذ آنها آینده همیشه بیمعنا بوده و آنچه نگرانکننده به نظر میرسد اینکه نشانی از تغییر رویه دیده نمیشود.
ماجرا ساده و روشن است. پرسپولیس در تمام سالهای گذشته بیش از ظرفیت واقعی اقتصادی خود هزینه کرده است، بیش از امکان و فرصت و خلاقیت اقتصادیاش بدهی بجا گذاشته و حتی موفقیتهایش نمیتوانند بحرانهایش را برطرف کنند. آن روزها که مدیرانی مثل محمد رویانیان و حسین هدایتی فرمان شادباش و ریخت و پاش صادر میکردند، میدانستند چه آیندهای را برای باشگاهداری رقم میزنند اما جز آن تعریف و تمجیدها و هورا و ماشاءالله موضوع دیگری برای آنها اهمیت نداشت.
مالک پرسپولیس اما وزارت ورزش و جوانان است که همواره فرصت را برای این سیاق مدیریت در این باشگاه فراهم کرده است. یک مثال ساده قضیه را روشنتر میکند. اگر پرسپولیس خود به فیرپلی مالی متعهد بود، امروز چه موقعیتی داشت؟ آیا باز هم این حجم از بحرانهای مالی بر سرش آوار میشد؟
فوتبال ایران عادت کرده است که بیشتر از توان اقتصادیاش هزینه بتراشد. این عادت حالا که وضعیت اقتصادی نابسامان است و تحریمهای بانکی شدت گرفته، بیشتر خود را و عواقب خود را نشان میدهد اما جریان تازهای نیست و فقط برای کسانی تازگی دارد که میخواهند همه چیز را در یک پرونده و یک ماجرا بررسی کنند. این بحران فراگیرتر از یک پرونده در فیفاست و سالهای سال گریبان باشگاههای ایرانی را گرفته است.ظاهر ماجرا این است که با پولهای بادآورده از منابع نامشخص، با درآمدزایی به روشهای دور از شأن و اینستاگرامی و با اپلیکیشنها و پولهای اپراتورهای تلفن همراه، باشگاهها از رقمهای بزرگ حرف میزنند و صد میلیارد ساده به زبانشان میآید اما واقعیت این است که فوتبال در ایران بیش از ظرفیتهای واقعیاش گران شده و دیگر قابل کنترل نیست. باشگاهها به قراردادهای ۱۰ - ۱۵ میلیاردی با بازیکنان تن میدهند و معلوم است چه جریانی حامی این افزایش خانمانسوز قیمتهاست.
گریز از این وضعیت آسان نیست، چون آشفتگی اقتصادی فرصت اصلاح شرایط و تصمیمات بهتر را از بین میبرد و همه خیال میکنند امروز باید از یک راه معجزهآسایی فلان پرونده را ببندند اما همین پرسپولیس از پرونده برانکو ایوانکوویچ که گذر کند، با پرونده گابریل کالدرون مواجه است و استقلال اگر از پرونده وینفرد شفر عبور کند با پرونده آندرهآ استراماچونی مواجه خواهد شد.صدا و تصویر و تصمیم و تدبیری که از مدیریت ورزش در ایران میشنویم و میبینیم و میفهمیم، چیزی نیست که خبر خوشی از آینده بدهد. پرسپولیس چه از پرونده برانکو سالم گذر کند و چه با محرومیتهای بیشتر مواجه شود، قرار نیست در مسیر خود تغییری ایجاد کند.
منبع : ایران ورزشی



