سه شنبه 28 مهر 1405 - Tue 20 Oct 2026
  • لاوروف امروز در تهران + فیلم

  • تدریج جواب داد؛ واردات بنزین متوقف شد

  • مهرداد اخلاقی با حکم رئیس جمهور رسما وزیر دفاع شد

  • بن‌گویر خطاب به یهودیان فرانسه: به خانه‌تان بازگردید

  • خاطره‌ای از شهید نیل فروشان

  • محله‌ای در ترکیه زیر آب رفت / فیلم

  • از دره درخشان تا قبرستان آمریکایی‌ها در ارومیه / عکس

  • پیام تبریک سرلشکر وحیدی در پی قهرمانی جهان

  • ماجرای شهید مظلوم با لباس‌های‌ عجیب

  • ما برای تصمیم‌های احمقانه آمریکا و اسرائیل لحظه‌شماری می‌کنیم

  • ماجرای حمله منافقین به نهادهای حاکمیتی چه بود؟+ فیلم

  • قیمت تخم‌مرغ امروز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵

  • پیام تبریک رهبر انقلاب در پی قهرمانی تیم ملی کشتی آزاد زیر ۲۳ سال

  • قیمت گوشت قرمز امروز دوشنبه 27 مهر ۱۴۰۵

  • انتشار فیلم و عکس از حملات یمن مجازات دارد

  • فوری /احتمال پیک آنفلوآنزا در آبان‌ماه

  • فرار اینشتین، مرگ ادیسون و فتح زهره / عکس

  • کیفیت دوران پیری زنان با قهوه

  • قیمت دلار امروز دوشنبه ۲۷ مهر ۱۴۰۵

  • هشدار درباره افزایش ابتلا به HPV

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 199004
    تاریخ انتشار: 04/مهر/1399 - 12:17

    نگرانی سردار سلیمانی برای وضعیت یکی از همرزمانش در حوادث سال ۸۸

    سردار محمدجعفر اسدی از همرزمان دفاع مقدس شهید سلیمانی ماجرای دلسوزی شهید سلیمانی برای یکی از همرزمانش در ماجرای حوادث سال ۸۸ را روایت کرده است.

    نگرانی سردار سلیمانی برای وضعیت یکی از همرزمانش در حوادث سال ۸۸

    به مناسبت گرامیداشت هفته‌ دفاع مقدس، پخش ویژه‌برنامه‌ تلویزیونی «روایت حبیب» از چند روز پیش آغاز شده است.روایت حبیب، سطرهای ناخوانده دوران دفاع مقدس حاج قاسم سلیمانی است.

    سردار محمدجعفر اسدی از همرزمان دفاع مقدس شهید سلیمانی و فرماندهان محور مقاومت، که در برنامه روایت حبیب به روایت‌هایی درباره حاج قاسم پرداخت و ماجرای دلسوزی شهید سلیمانی برای یکی از همرزمانش در ماجرای حوادث سال ۸۸ را روایت کرد.

    سردار اسدی می گوید: ‌«بعضی ها  از دوستان خودشان هم رانده می شدند. یکبار در این باره از شهید سلیمانی سوال پرسیدم و او پاسخ داد، مگر این موضوع را در جبهه ندیده‌ای؟؛ گفتم بله، گفت باید به خاطر آن روزها دست او را گرفت. زمین خورده است. 

    یکبار نزدیک ۱۲ شب جلوی درب خانه با حاج قاسم برخورد کردم، به او گفتم نامه فلانی را دیده‌ای؟ گفت نه شنیده‌ام. به خانه رفتم و نامه را برای او آوردم سپس به خانه ایشان رفتیم. تا ساعت ۲ نیمه شب حاج قاسم مدام می گفت حیف. چقدر با ایشان در جبهه بودیم. بیا و یک نامه بنویسیم، جعفر او باید برگردد و تو این موضوع را دنبال کن. ایشان خیلی زمان گذاشت و آن فرد برنگشت و در فتنه ۸۸ غرق شد. خدا می‌داند چه قدر برای او دلسوزی کرد. به خدا خیلی دلسوزی کرد. حاضر بود تمام زندگی اش را به پای او بریزد تا این فرد به بهشت بازگردد و به جهنم نرود.

    منبع : خبرآنلاین

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما