یکشنبه 25 مرداد 1405 - Sun 16 Aug 2026
  • ترامپ از حمله به کوبا عقب‌نشینی کرد!

  • محاصره دریایی علیه ملت ایران ۱۰۰ روزه شد

  • خسارات زلزلۀ ۷.۷ ریشتری در اندونزی /فیلم

  • ایران؛ روایت ایستادگی و سربلندی / عکس

  • حمله یمن به مواضع مزدوران عربستان در لحج و مأرب

  • اقیانوس در قاب برترین عکاسان جهان / عکس

  • سه خلبان ایرانی توسط قطر به اسارت درآمده‌اند

  • حمله برق‌آسای گاوغوک به یک سار / فیلم

  • واکنش کاپیتان استقلال به اختلافش بارضاییان

  • قیمت خودرو های داخلی امروز شنبه ۲۴ مرداد

  • مترو تهران تا چه زمانی رایگان است؟

  • واکنش روسیه به گزافه‌گویی ترامپ درباره تنگه‌هرمز

  • خاطرات رهبر شهید از همزیستی صمیمانه با مردم بلوچ

  • نقش ایران و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

  • دو حمله هوایی شدید به شهرک دیرالزهرانی لبنان + فیلم

  • چرا ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با هم ادغام شدند؟

  • قیمت نفت امروز شنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

  • دومین خرید گران پرسپولیس را بشناسید

  • بازی عجیب قلعه‌نویی و مهدی تاج

  • ایران و تاجیکستان پای قرارداد نفتی بلندمدت

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 199004
    تاریخ انتشار: 04/مهر/1399 - 12:17

    نگرانی سردار سلیمانی برای وضعیت یکی از همرزمانش در حوادث سال ۸۸

    سردار محمدجعفر اسدی از همرزمان دفاع مقدس شهید سلیمانی ماجرای دلسوزی شهید سلیمانی برای یکی از همرزمانش در ماجرای حوادث سال ۸۸ را روایت کرده است.

    نگرانی سردار سلیمانی برای وضعیت یکی از همرزمانش در حوادث سال ۸۸

    به مناسبت گرامیداشت هفته‌ دفاع مقدس، پخش ویژه‌برنامه‌ تلویزیونی «روایت حبیب» از چند روز پیش آغاز شده است.روایت حبیب، سطرهای ناخوانده دوران دفاع مقدس حاج قاسم سلیمانی است.

    سردار محمدجعفر اسدی از همرزمان دفاع مقدس شهید سلیمانی و فرماندهان محور مقاومت، که در برنامه روایت حبیب به روایت‌هایی درباره حاج قاسم پرداخت و ماجرای دلسوزی شهید سلیمانی برای یکی از همرزمانش در ماجرای حوادث سال ۸۸ را روایت کرد.

    سردار اسدی می گوید: ‌«بعضی ها  از دوستان خودشان هم رانده می شدند. یکبار در این باره از شهید سلیمانی سوال پرسیدم و او پاسخ داد، مگر این موضوع را در جبهه ندیده‌ای؟؛ گفتم بله، گفت باید به خاطر آن روزها دست او را گرفت. زمین خورده است. 

    یکبار نزدیک ۱۲ شب جلوی درب خانه با حاج قاسم برخورد کردم، به او گفتم نامه فلانی را دیده‌ای؟ گفت نه شنیده‌ام. به خانه رفتم و نامه را برای او آوردم سپس به خانه ایشان رفتیم. تا ساعت ۲ نیمه شب حاج قاسم مدام می گفت حیف. چقدر با ایشان در جبهه بودیم. بیا و یک نامه بنویسیم، جعفر او باید برگردد و تو این موضوع را دنبال کن. ایشان خیلی زمان گذاشت و آن فرد برنگشت و در فتنه ۸۸ غرق شد. خدا می‌داند چه قدر برای او دلسوزی کرد. به خدا خیلی دلسوزی کرد. حاضر بود تمام زندگی اش را به پای او بریزد تا این فرد به بهشت بازگردد و به جهنم نرود.

    منبع : خبرآنلاین

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما