اگر یک دلیل بزرگ برای عصبانی شدن همه ما از «ویلموتسگیت» وجود داشته باشد، این موضوع غرامت ۶ میلیون یورویی وحشتناکی نیست که به آن محکوم شدهایم؛ بلکه عاملی بزرگتر از این نقرهداغ تاریخی هم وجود دارد. حقیقت آن است که ما میتوانستیم برای نیمکت تیم ملی کشورمان انتخابهای بهتری داشته باشیم، اما نهایتا در تله مرگبار ویلموتس افتادیم؛ سرابی که نه تنها به گورستان آرزوهای فوتبال ایران تبدیل شد، بلکه حالا باعث شده حضور مربی و بازیکن خارجی هم در کشورمان منع شود و رسما برگردیم به ۳۰ سال پیش!
بعد از جدایی کارلوس کیروش، فدراسیون فوتبال ایران به جذب دو مربی بسیار نزدیک شد؛ اولی، هروه رنار فرانسوی که در جام جهانی اخیر با تیم ملی مراکش همه را به وجد آورد و دیگری یولن لوپتگی اسپانیایی. رنار حتی بازی ایران و ژاپن در نیمهنهایی جام ملتهای آسیا را هم از نزدیک تماشا کرد و به نظر میرسید کار جذب او تمام شده، اما فدراسیون فوتبال این فرصت بزرگ را از دست داد. تنها دلیل فدراسیون برای به هم زدن این توافق نیز، دیر آزاد شدن رنار بود.
مربی فرانسوی درگیر جام ملتهای آفریقا بود و یک ماه دیرتر از ویلموتس میتوانست در خدمت تیم ملی باشد (کدام خدمت؟!) به این ترتیب ممکن بود مثلا ما ناچار شویم در دو بازی دوستانه برابر سوریه و کرهجنوبی، با سرمربی موقت حاضر شویم. فدراسیون اما این مساله را برنتافت و ترجیح داد سراغ گزینه نقدتر برود. فراموش نکنید ما بهمن ماه ۸۹، قبل از انتخاب کارلوس کیروش هم یک بازی دوستانه مهم با تیم ملی روسیه داشتیم؛ اما بهخاطر آن مسابقه شتاب بیهوده به خرج ندادیم. آن روز علیرضا منصوریان بهعنوان مربی موقت هدایت تیم ملی را برابر روسها پذیرفت و اتفاقا آن بازی را یک بر صفر بردیم، بعدش هم سر فرصت کیروش آمد و با بازسازی ساختار دفاعی تیم ملی، یک فصل ممتاز ساخت. قطعا این بار هم بهتر بود با فدا کردن دو بازی دوستانه، منتظر رنار میماندیم اما دوستان انتخاب دیگری انجام دادند.
چنان که گفتیم غیر از رنار، فدراسیون یک گزینه دیگر هم داشت. او لوپتگی اسپانیایی بود؛ کسی که در آستانه آغاز جام جهانی ۲۰۱۸ و بازی با ایران در مرحله گروهی، به دلیل افشای توافقش با رئال مادرید از تیم ملی اسپانیا اخراج شد. لوپتگی همین جمعهشب بهعنوان سرمربی سویا با پیروزی ۳ بر ۲ برابر اینترمیلان قهرمان لیگ اروپا شد. اشک شوق او بعد از این موفقیت، تمام اروپا را تکان داد و این در حالی است که لوپتگی همین حالا میتوانست سرمربی تیم ملی ایران باشد. اخیرا تصویری از مذاکره با او در محل سفارت ایران در اسپانیا منتشر شده؛ مردی که میگویند برای حضورش در ایران با دستمزد سه میلیون و ۶۰۰ هزار یورو توافق شد اما به ایران نیامد.
مهدی تاج میگوید لوپتگی به دلیل بیماری سرطان پدرش جواب منفی داد و خواست در کشور خودش مربیگری کند. هرچند بهطور قطع پدر این مربی ناگهان در خلال مذاکرات به سرطان مبتلا نشده و لوپتگی با اطلاع از این موضوع به بررسی پیشنهاد ایران پرداخته است. بنابراین هیچ بعید نیست مثل داستان رنار، اینجا هم با یک فرصتسوزی بزرگ دیگر مواجه بوده باشیم. هر چه هست حالا ما ماندهایم با حسرت آنهایی که نیامدند و داغ سوزناک مردی که به قصد تاراج آمد!
منبع : ایسنا



