چهارشنبه 27 خرداد 1405 - Wed 17 Jun 2026
  • برنامه تمرینی بلژیک پیش از دیدار با ایران

  • افزایش قیمت محصولات ایران خودرو کلید خورد

  • واردات خودروهای برقی برای ناوگان عمومی تهران

  • بلژیک به کمک ترامپ مقابل ایران چشم دوخت

  • ستون پایداری و اقتدار ملی در اندیشه امام خامنه‌ای

  • سیدمجید بنی فاطمه/آقای ما

  • عملیات ویژه ضد راداری سپاه که موجب تسلیم آمریکا در مذاکرات شد +عکس

  • اسرائیلی شدن گروهک‌های ضدانقلاب+ سند

  • سید طالع باکویی / گلیرم کربلا

  • فیلم جدید از حمله به ضاحیه / فیلم

  • آمریکا اراده و توانی برای اجرای تعهدات خود ندارد

  • چرا اسرائیل به ضاحیه حمله کرد؟!

  • پرستوی یهودی و سقوط یک رئیس‌جمهور + عکس

  • انهدام هسته ۴ نفره تروریستی-تکفیری توسط وزارت اطلاعات

  • در بمباران‌ها خاموش بودند؛ امروز برای باخت تیم ملی فریاد می‌زنند

  • حاج قاسم کردستان که بود؟ + عکس

  • هدیه غافلگیرکننده سید مجید به فرزند شهید میرغفاری +عکس

  • حمله هوایی اسرائیل به ضاحیه در بیروت +فیلم

  • هزینه‌های سرسام‌آور شکست ترامپ در برابر ایران

  • از اشک شوق تا هرج‌ومرج در خیابان‌های نیویورک / عکس

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 144648
    تاریخ انتشار: 03/مرداد/1398 - 09:28
    استعدادها

    روش مدیران بزرگ برای کشف استعدادها

    خیلی‌ها در جریان مصاحبه‌های شغلی خود را آنگونه که هستند، نشان نمی‌دهند. با وجود تمام این موانع مدیران بزرگ به خوبی می‌توانند از عهده این امر خطیر برآمده و استعداد‌های واقعی افراد را شناسایی و کشف کنند.

    روش مدیران بزرگ برای کشف استعدادها

    تجربه نشان داده که حتی اگر شما بدانید که استعداد های نهفته در افراد چگونه شناسایی می‌شوند، باز هم نمی‌توانید به آسانی افرادی که از آن استعداد‌ها برخوردارند را پیدا کنید. مشکل اول در اینجا عبارت است از اینکه خیلی از افراد نمی‌دانند استعداد‌های راستین و کلیدی‌شان کدام است و به‌طور کلی اطلاعی راجع به استعداد‌های ناب شان ندارند.

    اخبار اجتماعی- پیتر دراکر بزرگ در این‌باره گفته است: «حتی امروز هم بسیاری از آمریکایی‌ها نمی‌توانند شغل مناسبی برای خود پیدا کنند و برای این کار نیاز به کمک دیگران دارند؛ بنابراین هنگامی که از آن‌ها می‌پرسید که در چه کاری خوب هستید؟ آیا به محدودیت‌های خود واقف هستید؟ جواب قانع‌کننده‌ای از خیلی‌ها دریافت نمی‌کنید.» به‌طور کلی، شناسایی دانش و مهارت‌های یک فرد، چه توسط خود او و چه توسط دیگران به آسانی صورت می‌گیرد و اغلب افراد از دانش و مهارت‌های خود آگاهی دارند.

    اما درباره استعداد افراد، چنین نیست چراکه فرآیند کشف و شناسایی استعداد‌ها به خاطر پیچیدگی‌ها و عجین شدن آن با فیلتر‌های ذهنی و درونی افراد به سختی صورت می‌گیرد. ازسوی دیگر، خیلی از کسانی که جویای کار هستند به دلایل مختلف تغییر رفتار و کردار داده و به گونه‌ای متفاوت خود را به مصاحبه گران شغلی نشان می‌دهند. مثلا کسی که الگوی رفتاری اش از نوع تهاجمی است سعی می‌کند خود را فردی منطقی و استدلالی نشان دهد و به عبارت بهتر، ذات خود را پنهان می‌کند.

    به همین دلیل هم هست که شناسایی استعداد‌های درونی و فیلتر‌های ذهنی و منحصر به فرد داوطلبان احراز یک شغل توسط مدیران باید با دقت و حساسیت بالایی صورت پذیرد. آری، خیلی‌ها در جریان مصاحبه‌های شغلی خود را آنگونه که هستند، نشان نمی‌دهند. با وجود تمام این موانع و پیچیدگی‌ها مدیران بزرگ به خوبی می‌توانند از عهده این امر خطیر برآمده و استعداد‌های واقعی افراد را به خوبی شناسایی و کشف کنند.

    در وهله نخست آن‌ها به درک درستی از استعداد‌های مورد نیاز خود می‌رسند. برای شناسایی مطلوب و موفق استعدادها، مدیران باید به فراسوی عناوین شغلی و شرح وظایف شغل نگاه کنند. آن‌ها باید با توجه به فرهنگ شرکت، مشخص کنند که آیا در شرکت، آمار و ارقام به‌عنوان موتور محرکه کار‌ها و مقیاس سنجش عملکرد افراد عمل می‌کند یا کیفیت و اثربخشی عملکرد ملاک سنجش و ارزیابی است؟ و آیا صرف دستیابی به اهداف حائز اهمیت است یا اینکه رقابت پذیری و کسب مزیت‌های رقابتی اهمیت دارد؟
    در این میان باید مواظب باشید عقل سلیم و تفکر سنتی شما را گمراه نکند و به یاد داشته باشید که توجه چندانی به سوابق و رزومه کاری افراد که مربوط به گذشته است نداشته باشید و عمده توجهتان معطوف به آینده باشد. تفکر سنتی به شما می‌گوید خوب متضاد بد است و اینکه اگر بخواهید کامل بودن و موفقیت را تعریف کنید، در ابتدا باید بفهمید که شکست و ضعف کدام است. مثلا سلامت یعنی نبود بیماری و در کسب و کار، نبود ضعف و ناکارآمدی یعنی موفقیت و کامیابی.

    به خاطر پیروی کردن از عقل سلیم و تفکر سنتی است که اغلب مدیران می‌پندارند هرکاری که کارمندان بد و ضعیف انجام می‌دهند اشتباه است و کارمندان خوب باید برعکس آن عمل کنند. مدیران بزرگ به این قاعده به ظاهر منطقی بی‌توجهند و مثل اغلب مدیران فکر نمی‌کنند. آن‌ها بر این اعتقادند که اتفاقا کامیابی و ناکامی به شکل شگفت انگیزی شبیه به هم هستند. تفاوت بین کارمندان موفق و ناموفق در این است که افراد موفق در مواجهه با ترس‌ها و ابهاماتی که برای همه افراد به یک صورت پیش می‌آید به استعداد‌های ذاتی‌شان که از حالت بالقوه به بالفعل درآمده، رجوع می‌کنند.

    منبع : باشگاه خبرنگاران جوان

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما