یکشنبه 22 شهريور 1405 - Sun 13 Sep 2026
  • حمله به یک نفتکش در آب‌های سرزمینی عراق

  • دشمن ۲ هدف از ما بزند، به ۲۰ هدف حمله می‌کنیم

  • جنایت بی‌رحمانه جنگنده‌های سعودی در یمن

  • بارش برف ریزه ترکیه را سفیدپوش کرد / فیلم

  • خسارات بارندگی شدید و طوفان در ساری / عکس

  • گل تماشایی روماریو در دیدار نمایشی / عکس

  • پاکستان: عملیات یمن علیه عربستان توافقنامه مکه را فعال می‌کند

  • شهادت ماموستا محمد نزهتی توسط گروهک‌های تجزیه‌طلب

  • قیمت آیفون ۱۷ امروز چهارشنبه ۱۸ شهریور

  • جدایی یک ستاره پرسپولیسی در پایان فصل

  • حاج داود کریمی؛ مبارز مکتبی

  • سید امیر حسینی دلم پر از شکایته امام مهربون

  • این خودروها سهمیه اول و دوم بنزین ندارند

  • افشاگری علی کریمی علیه اکانت‌های سایبری پهلوی

  • نتانیاهو شمشیر انتخاباتی را از رو بست

  • قیمت گوشت قرمز امروز ۱۸ شهریور ۱۴۰۵

  • متلاشی شدن باند فساد اداری در شهرستان کلاردشت

  • برگ برنده استقلالی‌ها برای بازی با السد قطر

  • موج زائران در مسجدالحرام؛ سعودی‌ها چه کردند+ فیلم

  • تقدیر و تشویق دریادار عظمایی توسط رئیس ستادکل نیروهای مسلح

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 141907
    تاریخ انتشار: 17/تير/1398 - 15:51
    کانال تلگرامی دامغان منتشرکرد

    به خدا قیامت خیلی سخت هست...

    وقتی وجه را تقدیم خود آیت الله شاهرودی کردم، و خودم را معرفی کردم از مرحوم پدرم پرسید و از آشنایی با شاهچراغی ها گفت و من رسیدِ پول را گرفتم و از محضر ایشان خارج شدم.

           به خدا قیامت خیلی سخت هست...

    کانال تلگرامی دامغان نامه خاطره ای از دیدار سید سعید شاهچراغی دامغانی با مرحوم آیت الله العظمی سید محمد حسینی شاهرودی را منتشر کرد.


    چندین سال قبل که توفیق حضور در شهر کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها را داشتم و خوشه چین درس بزرگان علمی حوزه قم بودم، به واسطه وجوهاتی را که پدر دریافت میکردند، به محضر بسیاری از مراجع قم می رسیدم. روزی مبلغ ناچیزی را پدرم مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مسیح شاهچراغی دامغانی به قم فرستاد تا به دفتر مرحوم آیت الله شاهرودی ببرم.


    وقتی وجه را تقدیم خود آیت الله شاهرودی کردم، و خودم را معرفی کردم از مرحوم پدرم پرسید و از آشنایی با شاهچراغی ها گفت و من رسیدِ پول را گرفتم و از محضر ایشان خارج شدم.


    چند روز بعد یکی از فضلای دامغانی در یکی از دروس مدرسه مرحوم آیت الله گلپایگانی مرا دید و گفت که شما چند روز قبل برای آیت الله شاهرودی وجوهات برده بودی؟ گفتم بله. گفتند که من از محضر آیت الله شاهرودی اجازه ای در وجوهات و امور حسبیه درخواست کرده ام و به من فرمودند دو نفر باید گواهی بدهد، گفتم که شما از دامغانی ها کسی را می شناسی که مرا تائید کند، حضرت آیت الله شاهرودی فرمودند فلانی برای من وجوهات آورد هم یکی از تائید کننده ها باشد کافی هست و مرا مجاب کرد تا برای شهادت به محضر معظم له بروم.


    قیافه نورانی و جذاب و ابهت مرحوم آیت الله شاهرودی همیشه جلوی چشمم هست. وقتی به خدمت ایشان رسیدم از اتاقی که چند نفر نشسته بود مرا به سمت یک اتاق دیگری هدایت کرد که گویا کتابخانه بزرگی بود، و فرمودند که می دانی که برای چه کاری آمده ای؟ عرض کردم بله. فرمود اجازه دادن مسئولیت سنگینی دارد و من که با شهادت دو نفر این اجازه را صادر می کنم، یعنی مسئولیت را بین سه نفر تقسیم میکنم. آقای شاهچراغی والله قیامت سخت است، حساب و کتاب سخت است و ....، تمام بدنم را ترس فراگرفته بود.


    بعد چند سئوال درباره آن فرد پرسید و در ادامه فرمود که آقای آقوشانی (منظور مرحوم آیت الله حاج شیخ سلیمان آقوشانی دامغانی بود) ، هم شهادت دادند و با شهادت شما این اجازه را صادر می کنم.
    این خاطره از این عالم خداترس و فقیه بزرگوار را هرگز فراموش نمیکنم.


    از خدای منان میخواهم که مرا مشمول دعای این بزرگوار قرار دهد. روحش شاد.

    شانزدهم تیر ماه 1398
    سید سعید شاهچراغی دامغانی

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما