پنجشنبه 23 مهر 1405 - Thu 15 Oct 2026
  • نوبت بندی ثبت نام افزایش اعتبار کالابرگ

  • از گم کردن مسیر عملیات تا شکار جنگنده بعثی

  • قیمت گوشت قرمز امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • خیابان‌های استانبول رودخانه شد! / فیلم

  • شهادت افسانه عقیلا مهرستان در پی حمله تروریستی

  • سخنگوی سپاه: به سلاح‌های پیشرفته‌تر دست یافته‌ایم

  • طلسم عجیب ستاره سابق پرسپولیس بالاخره شکست

  • کشتی کانتینر بر متخلف با ۲۵۰۰ کانتینر در جنوب تنگه هرمز غرق شد

  • حمله موشکی و پهپادی ارتش یمن به آرامکو و فرودگاه ریاض

  • شهادت مامور پلیس مهرستان در حملۀ تروریست‌ های مسلح+ عکس

  • پایش متغیرها و الزامات ثبات پایدار ارز

  • مرزبندی با خشونت | عادی سازی ترور ممنوع+ عکس

  • تهدید ایران همچنان خاورمیانه را درگیر خود کرده است — راه شکستن این چرخه اینجاست

  • امارات و سودای تجزیه ایران

  • قیمت دلار امروز چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵

  • حمله بی‌امان شاخ‌چنگی مادر به کفتار / فیلم

  • جزئیات دیدار فرمانده کل سپاه و وزیر پیشنهادی دفاع

  • حمله به لنج صیادی در آب‌های سیریک + فیلم

  • سفر کوتاه کربلا به برنامه آخر هفته اضافه شد

  • شایعه اجرای شلاق کارکنان پتروپارس در هویزه کذب است

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 120343
    تاریخ انتشار: 21/بهمن/1397 - 13:40
    رامبد جوان

    توضیحات رامبد جوان درباره نیما شعبان نژاد +عکس

    توضیحات رامبد جوان درباره نیما شعبان نژاد +عکس

    رامبد جوان با انتشار این عکس در صفحه اینستاگرامش نوشت:

    سلام.
    دلم می‌خواد کمی از نیما بگم.
    روزی که اومد تا برای اولین بار ببینمش (برای بازی در نقش مخالف خون و مکمل در خندوانه) هیچ کدوم نمی‌شناختیمش هیچی ازش ندیده بودیم حتی در تئاتر که تعدادی بازی کرده بود (کارهایی نبودن که سروصدا کنن و دیده شده باشن). مهربون بود و کمی مؤدب. این امکان رو بهش دادیم تا آزمایشی جلوی دوربین خندوانه قرار بگیره. شروع بدی نبود ولی هنوز شک داشتیم که بمونه یا ازش خداحافظی کنیم. مخصوصاً که اخلاقش هم مثل یک جوون کم تجربه و خام بود و یه وقتایی برای هممون غیرقابل تحمل. ولی هم من صبوری کردم و هم خودش. بالاخره قلابش گرفت هم به تماشاچیها و هم به کل گروه و هم به من.
    دوست شدیم و از دوستیمون لذت بردیم. از کار کردن با هم لذت بردیم. ناگفته نماند بیشتر از هر کسی تو گروه خندوانه ازش حرص خوردم مثل یه بچه‌ی لوس و لج‌باز ولی دوست داشتنی و با استعداد (حتماً او هم بارها از سختگیری‌ها و تندیهای من کلافه شده و رنجیده "ازش عذر می‌خوام")
    الان که دیگه مدتها گذشته و هممون به عنوان یه بازیگر جوون می‌شناسیمش یاد اون روزای اول می‌افتم و پیش خودم خداروشکر می‌کنم که هردومون صبور بودیم. وقتی بازیگری می‌کنه چه در خندوانه (که من غش می‌کنم برای اجراهای درجه یکش) و چه در پروژه‌های دیگر عزیزان، بهش افتخار می‌کنم و از ته قلب براش انرژی می‌فرستم.
    همه‌ی اینارو گفتم تا بگم چقدر سخت و پیچیده است کار کردن و رشد کردن (برعکس تفکر بعضیها که ساده فرضش می‌کنن) و نیما این مسیر رو تا اینجاش طی کرده و حالا حالاها هم جا داره که یاد بگیره و تجربه کنه و رشد کنه. مثل همه‌ی ما که از تلاش دست نمی‌کشیم.
    پروژه‌ی ممنوعه متأسفانه برای نیما بیشتر حرص و افسوس و نشدن بود. حذف این نقش یک تصمیم منفعلانه و ترسو بود که متأسفانه همیشه بوده و هست. همیشه تفکرات دگم و ترسو دست به حذف و تحریف می‌کنن. متأسفم.
    نیما جون بدون که ما دوستت داریم و توی قلبمون برات جایی رو باز کردیم تا با خیال راحت توش لم بدی و از داشتن هممون کیف کنی. بی‌خیال ترسوها و دگمها.

     

    منبع : حامیان ولایت

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما