دوشنبه 08 آذر 1400 - Mon 29 Nov 2021
  • ناصر نقویان قربانی اصلاح طلبان که با خنجر فقه، خود زنی می کند!

  • تلاش برای آغاز مذاکره با اهرم فشار!

  • تبعات حذف ارز ترجیحی در زندگی کارگران

  • عکس/ بزرگترین نمایشگاه بین‌المللی موتورسیکلت

  • فیلم/ مجلس به "یوسف نوری" اعتماد کرد

  • با نهضت مسکن‌سازی بیکاری را حل کنیم

  • شکست شارلوا در حضور ۹۰ دقیقه‌ای قلی‌زاده

  • ریفلاکس معده چیست و چه علائمی دارد؟

  • آواربرداری اصلاح‌طلبان بعد از زلزله سیاسی بزرگ/ از حذف کرباسچی تا جلسات خاتمی

  • آقای رئیس جمهور، کم کم داریم از زندگی کردن در ایران می ترسیم؟!

  • فیلم/حمله مردم به فروشگاه‌ها در جمعه سیاه

  • قیمت روز انواع گوشی موبایل در ۶ آذر

  • اردوغان هرگز تا این اندازه دردسر نداشته است

  • مدافع حرمی که از سوئد برای مقابله با داعش آمد

  • چرا ضد انقلاب در آستانه مذاکرات تشنه اغتشاش است؟

  • پشت پرده فساد و بحران اقتصادی در اقلیم کردستان عراق/ اعتراضات دانشجویان در میان بایکوت رسانه‌ای غرب

  • بازی‌گردانی زنگنه در تاریک‌خانه قرارداد کرسنت/ پیش‌بینی محکومیت 12.4 میلیارد دلاری ایران در کرسنت

  • شکل گیری و تاثیر نیروهای مردمی در انقلاب به روایت بنیانگذار انقلاب و رهبر انقلاب

  • به مزار این دوقلوهای شهید سر بزنید +عکس

  • پایگاه آمریکایی پاسخ می‌دهد؛ورای وعده‌ها و خط قرمزها؛ آیا می‌توان برجام را نجات داد؟ +فیلم

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 193151
    تاریخ انتشار: 18/مرداد/1399 - 15:51
    هر روز با خاطرات مقام معظم رهبری؛

    وحشت در دانشگاه تهران!

    "بنا داشتند که نیروهای انقلابی را در دانشگاه، تار و مار کنند. واقعاً در این دانشگاه تهران، وحشت، تمام فضا را گرفته بود!"

    وحشت در دانشگاه تهران!

    مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای بسیج دانشجویی در سال ۷۶ فرمودند:

    "شما در برهه‌ی اوّلِ انقلاب، در دانشگاه نبودید؛ آن وقت کوچک بودید و وقت دانشجویی‌تان نبوده است. من آن زمان، هر هفته به این مسجد می‌آمدم، نماز میخواندم، سخنرانی میکردم و پاسخ به سؤالات میدادم. حتّی روزی از روزها در همین دانشگاه تهران، دانشجویان عضو آن احزاب غیر قانونی - که الحمدللَّه اسمهای خیلی از آنها هم از یاد همه، از جمله از یاد بنده رفته است - بنا داشتند که نیروهای انقلابی را در دانشگاه، تار و مار کنند. واقعاً در این دانشگاه تهران، وحشت، تمام فضا را گرفته بود! من اتّفاقاً پیش از ظهر آن روز، کاری داشتم - چون آن وقت، سال پنجاه‌وهشت کارهای زیادی بر دوش من بود - آن کار را انجام دادم و ظهر که شد، طرفِ دانشگاه آمدم. دو سه نفر از بچه‌های سپاه که به عنوان محافظ با من بودند گفتند: به دانشگاه نروید، امروز دانشگاه خطرناک است. گفتم؛ نه، اتّفاقاً امروز هم باید به دانشگاه برویم؛ وقتش امروز است. به دانشگاه تهران آمدم؛ هیچ کس نبود - در مسجد دانشگاه، شاید چهار پنج نفر بودند. دقیقاً یادم نیست چند نفر؛ تعداد خیلی کمی بودند - آنها هم به من گفتند که آقا، زودتر از این‌جا بروید، خطرناک است. اگر آن گروهها مرا میشناختند - از دور که می‌شناختند، میدانستند من فلانیم - واقعاً برای من خطرهای جدّی هم داشت. آنها ترسیدند و ما را از دانشگاه، بیرون بردند!
     
    غرض؛ من از دانشگاه جدا نشدم. بعد هم در دوران ریاست جمهوری، با آن همه گرفتاری که داشتم، گاهی به دانشگاه میآمدم. آن وقتها را ممکن است بعضی از شما یادتان باشد. به دانشگاه تهران و دانشگاههای دیگر، رفت و آمد میکردم؛ سخنرانی و پاسخ به سؤالات داشتم."
     
    بیانات در دیدار اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران ۱۳۷۶/۱۱/۱۱

    منبع : برنا

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما
    تبلیغات سایت عصرامروز