سه شنبه 24 شهريور 1405 - Tue 15 Sep 2026
  • مردم یمن معتقدند عربستان در حال اجرای نقشه های آمریکاست

  • عمان حافظ منافع آمریکاست نشست مسقط تله است، مراقب باشید!

  • رئیس آموزش‌وپرورش رباط‌کریم بازداشت شد

  • ایران و یمن در حال آزاد کردن غرب آسیا

  • علیرضا بیرانوند: هراسی از رفتن به سربازی ندارم

  • پیگیری سرنوشت ۳ خلبان ایرانی از مسیر دوحه

  • پدافند ایران قفل F۳۵ را شکست / فیلم

  • دستور اژه‌ای برای بررسی جامع شرکت‌های دولتی و وابسته به دولت + فیلم

  • یک‌رفتار ضدایرانی؛ وقتی دیگران به آثار ضد اسرائیلی جایزه می‌دهند! + عکس

  • ترس فروشی بلاگرها با کلیدواژه اَبَرتورم

  • پایگاه ملک خالد عربستان با ده‌ها موشک و پهپاد هدف قرار گرفت

  • تله ترامپ برای بازار نفت و مسئولان ایرانی

  • قد بلندقدترین اسب جهان / عکس

  • چرا با وجود مصرف آهن، کمبود آهن داریم

  • اقامه نماز زیر باران شدید در مسجدالحرام / فیلم

  • خبر خوش به تیم ملی از قلب پرسپولیس!

  • بقائی: درخواست عربستان برای تعویق نشست مسقط/ کاردار اتریش فراخوانده شد + فیلم

  • افشاگری سرلشکر صهیونیست از فرسایش نظامیان

  • نابغه ترابری سنگین سپاه کیست؟ + عکس

  • نوستالژی /نوحه عمه بابایم کجاست کویتی پور

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 238491
    تاریخ انتشار: 15/ارديبهشت/1400 - 11:09

    قویترین معذرت‌خواهی در تاریخ اسلام

    حبیب احمدزاده در صفحه اینستاگرامش نوشت:

    قویترین معذرت‌خواهی در تاریخ اسلام

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»هنگامی که ابوذر از روی عصبانیت به بلال حبشی گفت: "حتی تو هم ای پسر زن سیاه، اشتباه مرا می‌گیری؟.."

    بلال سرگشته و خشمگین برخاست و گفت: "به خدا سوگند برای این توهین، از تو نزد پیامبر خدا شکایت خواهم کرد.."

    بلال نزد رسول خدا رفت. چهره‌ی پیامبر از شنیدن این جریان دگرگون شد و فرمود: "ای ابوذر!.. آیا او را بخاطر مادرش سرزنش کرده‌ای ؟ تو کسی هستی که هنوز آثار جاهلیت در تو دیده می‌شود..."

    ابوذر از شنیدن کلام پیامبر به گریه افتاد و عرضه داشت: "ای رسول خدا، برایم طلب آمرزش کن " سپس با حالت گریه از مسجد بیرون آمد و به نزد بلال رفت و در مقابل او چهره‌اش را بر خاک گذاشت و گفت: "ای بلال! به خدا سوگند چهره‌ام را از روی خاک بلند نمیکنم، مگر آنکه تو با پایت آن را لگدمال کنی، چون تو بزرگواری و من پست و بی‌ارزش...اشک از چشمان بلال سرازیر شد، نزدیک ابوذر آمد، خم شد و چهره‌ی ابوذر را بوسید و گفت: " به خدا سوگند من چهره‌ی کسی که حتی یک بار هم در برابر خدا سجده کرده باشد را لگدمال نمی‌کنم..."

    سپس هر دو برخاستند همدیگر را در آغوش گرفتند و گریستند.

     

     

    Preview

    مرتبط ها
    نظرات بینندگان
    نظرات شما