برای مثال موسسه بین المللی مطالعات راهبردی در تحلیلی به قلم مدیرش(مارک پاتریک) می نویسد:" در بررسی تحریم های جدید نباید جنبه های سیاسی را نادیده گرفت.اعمال فشار بیشتر بر ایران می تواند مردم را علیه دولتی که وعده لغو تحریم ها را داده بشوراند."
اکنون که نتیجه دلخواه غرب در انتخابات رقم خورده، همان اندیشکده ها توصیه های دیگری را ارائه می دهند.
مارک دوبوویتز مدیر اجرای اندیشکده ضد ایرانی دفاع از دموکراسی به دولت آمریکا توصیه می کند که رفتار ریگان در مقابل شوروی را در برابر ایران پیاده سازی کند.
یا اینکه اندیشکده انگلیسی چتم هاوس، با ادبیات مشابه، همین نسخه را یادآور می شود و می گوید: پروستریکای( به یک سری اصلاحات اقتصادی که توسط گورباچف اجرا شد اطلاق می شود) روحانی در گرو حمایت اروپاست.لازم است برای حمایت از او توافق های جدیدی صورت گیرد.
پیاده سازی نسخه فروپاشی شوروی در ایران چیز تازه ای نیست و تقریبا از اواسط دهه هفتاد، بالاخص همزمان با روی کار آمدن دولت اصلاحات، در دستور کار غربی ها قرار گرفته است.
عمده سیاست ها در این پروژه بر دو پایه جنگ نرم(فرهنگ) و اقتصاد برنامه ریزی می شود. برای مثال سیاستهای ریگان در مقابله با شوروی بهنحوی آشکار، شدیدتر از هر زمانی بر روشهای نرمِ فرهنگی و اقتصادی تکیه داشت.
مهمترین بازوی اجرایی این پروژه هم، شبکه همکار غرب یا همان نفوذیها می باشند. برای مثال در شوروی اجرای اصلاحات سیاسی و اقتصادی از طریق یک شبکه منسجم به رهبری یلتسین انجام گرفت.
ا این اوصاف یک ابهام اساسی در ذهن متبادر می گردد.
آنهم اینکه کدام رفتار جریان اصلاحات و دولت محترم، دشمنان قسم خورده نظام را اینچنین امیدوار کرده است که روزی برای حمایتشان شمشیر تحریم را در غلاف می کنند و روزی دیگر آنها را با یلتسین و گورباچف مقایسه می کنند که می توانند زمینه اجرای پروژه فروپاشی شوروی را در ایران فراهم کنند؟
نویسنده:محمدی
منبع : حامیان ولایت



