به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس ،
سلطنتطلبان و حامیان رضا پهلوی سالهاست خود را مدافع آزادی، دموکراسی و تحمل مخالف معرفی میکنند؛ جریانی که بخش قابل توجهی از عناصر آن در کشورهای غربی زندگی میکنند و دائماً از آمریکا و اروپا به عنوان «مهد آزادی بیان» یاد میکنند.
اما نگاهی به رفتار واقعی بخشی از این جریان، تصویری کاملاً متفاوت از شعارهای پرطمطراق آنها ارائه میدهد؛ تصویری که در آن نهتنها تحمل مخالف جایی ندارد، بلکه کوچکترین فاصله گرفتن از «لیدر» میتواند با موجی از فحاشی، تخریب و حذف همراه شود.نمونه روشن این مسئله، برخورد سلطنتطلبان با چهرههایی است که تا مدتها در کنار این جریان قرار داشتهاند، اما با بیان یک نظر متفاوت یا انتقاد از رفتار رضا پهلوی و هوادارانش، ناگهان به دشمن تبدیل شدهاند.
حتی علی کریمی که تا همین مدت کوتاهی پیش یکی از عناصر مورد حمایت گسترده سلطنتطلبان بود، با فاصله گرفتن از برخی مواضع این جریان، هدف حملات و توهینهای گسترده قرار گرفت. این رفتار نشان میدهد در تصورات سلطنتطلبان، معیار نه آزادی بیان است و نه حق انتخاب؛ بلکه «وفاداری بیچونوچرا» به یک فرد اهمیت دارد.
.png)
در چنین فضایی، منتقد بودن مساوی با داشتن حق اظهار نظر نیست؛ بلکه بهسرعت میتواند به برچسبزنی، تخریب شخصیت و فحاشی سازمانیافته منجر شود. گویی آزادی بیان تنها تا زمانی محترم است که در ستایش خاندان پهلوی به کار گرفته شود و هر صدایی که از این چارچوب خارج شود، باید خاموش، تحقیر یا حذف شود.اما مسئله تنها به رفتار خشن با مخالفان محدود نمیشود. سوی دیگر این جریان، نوعی شخصیتپرستی افراطی است که گاه چنان آشکار بروز میکند که مرز میان فعالیت سیاسی و رفتارهای فرقهای را از بین میبرد.
.png)
در یکی از برنامههای مرتبط با همایش مونیخ، فردی پس از حضور پشت تریبون اعلام کرد که هیچ دینی ندارد، اما در برابر رضا پهلوی تعظیم کرد و او را «کعبه» خود نامید؛ رفتاری که بیش از آنکه نشانه فعالیت یک جریان سیاسی مدرن باشد، یادآور مناسبات مبتنی بر تقدسسازی از یک فرد است. نمونههای دیگری نیز از این نوع شیفتگی افراطی در فضای سلطنتطلبی دیده میشود؛ از گریه و زاری مقابل محل اقامت خاندان پهلوی گرفته تا گذاشتن پرچم پشت در خانه به امید آنکه «پهلوی» آن را ببیند. این رفتارها را نمیتوان صرفاً علاقه سیاسی معمولی به یک شخصیت تلقی کرد.
تناقض اصلی دقیقاً همینجاست؛ جریانی که در رسانههای خود از دموکراسی، تکثر، آزادی بیان و جامعه مدرن سخن میگوید، در عمل بخشی از هوادارانش را به سمتی سوق داده که مخالف را تحمل نمیکنند و در مقابل خاندان پهلوی رفتارهایی از جنس تقدسسازی و اطاعت عاطفی از خود نشان میدهند که بی چون و چرا باید اجرا شود. همین جاست که مرز بین شهروندی و نظام ارباب رعیتی آشکار میشود.




